تمهیدات قصه ها
تمهیدات در لغت به معنی گسترانیدن، هموار کردن، آماده کردن،آراستن، مقدمه چیدن، مقدمه چینی و زمینه سازی (فرهنگ معین جلد اول ص1143 ،فرهنگ اصطلاحات ادبی ص 89)وگستردن ، پخش کردن، ساختن و...(فرهنگ واژه های فارسی سره ص63)معنی می دهد.
منظور ازاصطلاح تمهیدات؛ یعنی این که راوی حین قصه گفتن، وقتی از یک مکان به مکان دیگر یا از شخصیت به شخصیت دیگریا از یک ماجرایی به ماجرای دیگرمی پردازد، از روشی استفاده می کندتا هم نظر شنونده را به خود جلب کند و هم ماجرای قصه را از هم تفکیک نماید و قضیه را جمع وجور کندتا شنونده یا خواننده سردر گم نشود.
تمهیدات به کار گرفته شده در قصه های مازندرانی با قصه های فارسی متفاوت است. از مجموع قصه های ضبط وثبت شده ،در سه مورد که یکی به اصطلاح سرگذشت و دو دیگر قصه است راویان از اصطلاحات شبیه اصطلاحات متداول در فارسی استفاده نمودند. مثلا درسرگذشت پریزاد یاحاجی وشه کوه راوی حین بیان ماجرا دست به تمهیداتی می زند، می گوید:
از قراخان پادشاه که در شه کوه نیشتبئه (ə(?az qarâxân pâəšâ ke dar šah ku ništbe? = از قراخان پادشاه که در شه کوه می نشست....
یا:اسا این، بشنو از حاجی(?əsâ ?in bəšnu ?az hâji)= حالا این، از حاجی بشنو....
راوی دیگر در قصه ای می گوید: اسا(?əsâ=حالا)هچی چن کلمه از اون دختر بشنو....
حالا چن کلمه از اون پادشاه زاده بشنو...
اون وقت چن کلمه ازاین(سگ seg=پسر)بشنو...
حالا چن کلمه از این ها بشنو....
ولی در بسیاری از قصه ها و سرگذشت ها راویان روش های دیگری به کار می برند. با توجه حوادث داستان می گویند:
آن طرف کل عباس می دانست که آن ها می آیند و...
یا:کل عباس ازاون طرف آمد و...
یا در داستانی دیگر:دختر وپسر خوابیده بودند، وزیر می آد تو باغ....
دریک قصه ی دیگر: خلاصه مدت ها می گذره و این چن سال سپری می شه و حاجی از حج را می افته می آد....
خلاصه روزی روزگاری این طلسم می شکنه و...
باز در داستانی: یک دفعه دختر شاه اومد....
این قسمت را داشته باش اون طرف قضیه...
آن ها باید بیرون برن بالاخره....
اما بسیاری از راویان، بدون کلام ویژه ای یا اصطلاحی به موضوع یا قهرمان دیگر می پردازند. مثلا در داستان ملک ابراهیم که از نامادری صحبت می کند ناگهان ازملک ابراهیم می گوید.یا این که بدون کلام ویژه ای با تغییر لحن به دختر می پردازد. بدین صورت: دختر او را از پنجره دید، وارد ماجرای داستان می شود.
نکته آخراز یک سرگذشت ضبط شده در زمان های مختلف از دو راوی؛ پریزاد یا شه کوه وحاجی تمهیدات اندیشیده شده بدین گونه است:راوی اول که معمولا قصه گوست وکمتر سرگذشت تعریف می کند و حتی روایت پریزاد را به گفته خودس کامل بلد نبود، در حین قصه می گوید: ازپادشاه قراخان که در شه کوه می نشست...یا:حالا این،بشنو از حاجی....ولی راوی دوم که اصولا سرگذشت گوست، تمهیداتش این گونه است:یک قراخانی بود، همان طرف شه کوه... یا: پری خان آمد سر چشمه....
حالا هر دو راوی از یک منطقه اند وتقریبا هم سن وسال و بی سواد و شغل مشترک. منتها یک راوی که سرگذشت تعریف می کند، خوش آواز ودارای لحن مخصوص به خود می باشد.
اما تمهیدات اندیشیده شده در قصه هایی که چاپ گردید و اصولا هم باز نویسی شده است به فارسی بسیار نزدیک است. مثلا در کتاب افسانه های شمال (مجموعه اوسانه بگو)از سی وهفت قصه پنج قصه ودرافسانه های دیار همیشه بهار از پنجاه وهشت قصه بیست و هفت قصه از تمهیدات نظیر حالا بشنویم از فلانی وامثال آن استفاده گردید،در حالی که تاریخ چاپ اثر اول جلوتر از اثر دوم است.
در کتاب افسانه های مردم مازندران از چهل دو قصه نوزده قصه از تمهیدات شبیه به فارسی استفاده گردید.
در کتاب افسانه های ایرانی به روایت امروز ودیروز که نوزده قصه از مناطق مختلف مازندران آمده است ،سه قصه از همان شیوه ی معمول در فارسی استفاده شد ودر بقیه ی آثار بررسی شده موردی وجود نداشت.ناگفته نماند قصه هایی که در کتاب افسانه های ایرانی به روایت امروز دیروز ثبت گردید، چون راویان به زبان فارسی بیان داشته اند. به احتمال زیاد سعی نمودند، از شیوه فارسی بهره ببرند و به فارسی نزدیک گردند چرا که پژوهشگران فارس زبان بودند یا حداقل مازندرانی نمی دانستند.