- موقعیت هایی که بزرگراه در قالب نشانه های نمادین زبانی ظهور می یابد. در این صورت خود طرح اهمیت ندارد، بلکه عملکردش در ایجاد تمایز یا کارکردش در یک نظام ارزش گذاری قابل توجه است.
الف) چرخش زبانی سریع اجتماعی درباره تغییر نام جاده چالوس به «جاده قدیم» و نامیدن بزرگراه به «جاده جدید» یکی از جالب ترین موقعیت های رمزگانی است که از همان روزهای اول به گفتمان روزمره مردم وارد شد. به این ترتیب در حالی که هر دو راه (جاده چالوس و بزرگراه) همزمان مورد استفاده عموم قرار می گیرند، اما برچسب قدیم و جدید به ایجاد تمایزی درباره اصالت یا در برخی موارد کیفیت انجامیده است.
-نمونه هایی که بر تمایز اصالت تاکید دارند: «جاده قدیم زیباتر است» یا « از این جاده که رد می شی تازه می فهمی چه ابهتی داره جاده قدیم».
-نمونه هایی که با تاکید بر سطح کیفی پروژه به ارزش گذاری درباره عملکرد سیاستگذاران و سازندگان گذشته و حال می پردازند: «این جاده رو با امکانات پیشرفته امروز ساختند و اون جاده رو با بیل و کلنگ... ولی باز این کجا و اون کجا» یا «بعد از 30 سال... واقعا زحمت کشیدن!».
ب) علاوه بر بار معنایی که در جهت ایجاد تمایز با چرخش نام های قدیم و جدید ایجاد شده است، تصور از بزرگراه به عنوان یک عنصر بیرونی و طرحی که به هدف توسعه توریسم شکل گرفته است نقش خود را در ایجاد واگرایی اجتماعی و تمایز بین خود و دیگری ایفا می کند.
- تمایز بین خود و دیگری: «مگه توریست هستی که می خواهی از جاده قدیم بروی»؟
-این نمونه اظهار نظر که «این بزرگراه کار و بار ما را که خراب کرده. خوش به حال مسافران شده دیگه...»، تاکیدی است بر واگرایی اجتماعی که در درک بزرگراه به عنوان یک طرح منفی تلقی می شود. یا بحث هایی که پیرامون تاثیر بزرگراه بر افزایش قیمت زمین های حاشیه آن شکل می گیرد، به طرز قابل توجهی به بیان ایجاد واگرایی های اجتماعی جدید می پردازند.
ج) باز در درک پروژه به عنوان عنصری بیرونی در گفتمان قدرت، «بزرگراه» به ایجاد تمایز جنسیتی می انجامد.
-در توصیه ای که از سوی مردی خطاب به یک خانم شکل می گیرد، مرد با کلیشه ذهنی درباره ترسو بودن یا ضعیف بودن زنان در رانندگی و کنترل سرعت می گوید: «اگه تو رانندگی می کنی بهتره از بزرگراه نری؛ خطرناکه».