تجربه مرگ در تونل تاریک یا روشن
این تجربهها، مجموعهای از احساسات مختلف هستند که مهمترین و شایعترین آنها دیدن نور در انتهای یک تونل، عبور از یک تونل خاص -چیزی که برخی نام آن را دالان مرگ گذاشتهاند- و احساس جدا شدن از بدن است، به نحوی که فرد در حالی که دراز کشیده، خود را میبیند که از بدنش جدا شده و انگار از بالا به جسم خودش نگاه میکند.
حالتهای دیگر، احساس بلند شدن و در فضا معلق ماندن خود فرد است؛ نه اینکه از روبرو خودش را ببیند بلکه فکر میکند در هوا معلق است و از جایش بلند شده. دیدن موجودات ماورایی یا منتسب به ماورایی هم شایع است. یکی از پدیدههای جالب دیگر که گاهی اتفاق میافتد، مرور پانورامیک کل زندگی است؛ یعنی طی چند ثانیه، تمام زندگی و لحظههای مهم آن مثل یک فیلم بسیار سریع جلوی چشم میآید. در ادبیات ما هم این موضوع وجود دارد و خیلی مواقع وقتی آدمی بسیار میترسد یا خیلی ناراحت است، به زبان محاوره میگوید یک لحظه احساس کردم تمام زندگیام از جلوی چشمم گذشت یا کسانی که تصادف سختی داشتهاند، این حس را تجربه کردهاند و آن را گزارش میدهند. احساسهای دیگر، احساس امنیت مطلق، گرم شدن بدن و آرامش بسیار عمیق است. علاوه بر اینها، بخشی از این تجربه بهصورت تجربه حضور در موقعیتها یا حوادثی است که یا واقعا در گذشته برای فرد اتفاق افتاده یا اصلا اتفاق نیفتاده و آنها را تصور میکند.