هنر قصه پردازی در قرآن
هنر دینی، ازصفای دل بر می آید و در پی انگیختن استعدادهای خدادادی انسان است و سعی دارد هرچه بیشترانسان را به خدا نزدیک تر نماید.سرجاودانگی و جهانی بودن قرآن این است که در قالب هنر ریخته شده است و هر پیام و دعوتی و هرانقلاب و فرهنگ و تمدّنی تا در قالب هنر ریخته نشود، شانس ماندن ندارد، اسلام و تعالیم قرآن از اول در قالب صد درصد هنری ارائه شده است، قرآن از لحاظ ظاهری، پدیده ای بی نظیر و استثنایی است.گذشته از بافت موسیقایی قرآن و نظم هماهنگ و اعجازبیانی آن، و گذشته از تمثیل و استعاره و مجاز و لطایف زیبا و تصویرگری قصه های قرآن و تأثیر و نفوذش در مخاطب به هنر طراحی و هنر موعظه و تبلیغ ارزش ها و شکوفا نمودن گوهر انسانیت بر می خوریم.در قصه های قرآن با ادبیات جدید هنری آشنا می گردیم. هنری که وضعیت موجود و وضعیت مطلوب آدمی را به تصویر می کشد و ضمن داستان سعی می کند تا از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب و آرمانی، انسان را هدایت نماید و روح آدمی را در آسمان معرفت و دانش به پرواز در آورد.هنرقرآن علاوه بر نمایش دادن زیبایی های صوری به دقت در هدف و پیام و ایجاد ارتباط با انسان و تلاش در جهت تربیت و هدایت آدمی توجه دارد.هنر قرآن یادآور تمام زیبایی ها و نشر و تجلی معارف الهی و بازگشت به خویشتن و زدودن غبار و پرده از زبان مشترک انسان ها (فطرت) و تقویت باورهای عقلی و شهودی است.در این مقاله نویسنده ضمن اشاره به تاریخچه ی هنر و قالب های مختلف هنری به شگردهای غرب در سوء استفاده از ابزارهای هنری پرداخته و ضرورت طرح قصه های قرآن را در عرصه های هنری مطرح نموده و به جلوه های مختلف هنر قصه پردازی در قرآن کریم می پردازد.
1- نگرشی برتاریخچه هنر
تعیین تاریخ و زمان برای پیدایش و زایش هنر در جوامع بشری چندان ممکن نیست زیرا تاریخ هنرمقارن با تاریخ تفکر و خلقت انسان است. انسان ازآغاز تاکنون جلوه های هنری را در تمامی شؤون عالم هستی می دیده و جمال و زیبایی را درنظام هستی مشاهده می کرده و جلوه های هنری که حاکی از نظم و هم آهنگی، لطافت و ظرافت، جمال و مانند آن بوده است در وجود خود و بیرون خود مشاهده می کرد و مات و مبهوت در برابر عظمت زیبای کاینات به سپاس و ستایش و تجیل جلال آفریدگار مشغول بوده است.
2- هنر و اندیشه
انسان هماره اندیشه های خویش را در قالب نمودهای هنری به دیگران منتقل می کرده است. انسانها حتی در دوران غار نشینی، یعنی قبل از تاریخ هم از هنر محروم نبوده اند و جلوه های هنری درآثارانسان متجلی بوده است، از نقاشی های روی دیوارهای غارها که مربوط به انسانهای ما قبل تاریخ است تا نغمه ها و آهنگ دل انگیز او در هنگام کار و تلاش، گویای هنرمندی انسان از آغاز خلقت بوده است.هنر متعالی در اولین مخلوق آفریدگار که خود پیامبرالهی است و آداب و معاشرت و زندگانی تابناک او سرشار از نمودهای هنری است، تجلی می کند و حقیقت هنر و هنرمند را به خوبی معرفی می نماید، ظرایف و لطایف خلقت حضرت آدم و زندگانی و آثار وی در قرآن و روایات بیانگر اهمیت و جایگاه هنرازآغاز خلقت و در طول تاریخ است. در طول تاریخ بشر نمایش خوبیها و بدیها، پاکی ها و ناپاکی ها، سعادت ها و شقاوت ها، خیر و شرآدمی، بصورت های مختلف نمایش داده می شده است.با پیشرفت فرهنگ و هنر و ادب، و پیدایش سینما و هنرمندان نیز نمایش فضایل و رذایل و خوبی و زشتی، زیبایی و نازیبایی در تمام فیلم ها به گونه ای نمایان بوده است هنر و ابزارهای نوین آن مانند سینما و فیلم و نمایش و طنزو شعر و ... جایگاه تبادل فرهنگها و آرا و افکار و رسوم است.
3- هنر و تبلیغ
غربیها علی رغم ضعف معنوی و تهی بودن از معارف بلند و حقایق هستی نتوانستند باورهای خود را در قالب هنر یا تصویر در بیاورند و به جهانیان معرفی کنند و هرچه اراده می کنند ازآن طرف دنیا به اقصی نقاط جهان منتقل سازند اما مسلمانان بدلیل جدی نگرفتن هنر و ابزارهای نوین تبلیغ و ابلاغ پیام دین نتوانستند ازاین پدیده معجزه سای قرن بیستم به خوبی بهره برند. عده ای در دام تحجر و جمود فکری افتادند و با دیده منفی به هنر و ابزارهای هنری نگریستند و عده ای که فکری روشن داشتند، در دام انقطاع فرهنگی و تغذیه از فرهنگ غرب افتادند و با غفلت از فرهنگ خودی، آلتی برای اهداف و اغراض استعمارشدند بطوری که اعتقادات دینی و باورهای مذهبی و ارزش های انسانی و اسلامی، آنچنان که باید و شاید، در قالب هنر به خودیها عرضه نشد چه برسد به بیگانگان.غرب در قالب هنر و با استفاده از ابزارهای نوین تبلیغ، مسائل کلامی، فلسفی، اجتماعی، سیاسی و... خویش را به مسلمانان منتقل کرد و بسیاری ازآنان را تحت تأثیر قرار داد اما ما مسلمانان با آن فرهنگ غنی اسلامی و معارف بلند مکتبی، چنان عمل کردیم که متفکران بزرگی چون حکیم شهید مطهری لب به اعتراف گشودند و بارها گفتند:«فکر دینی ما باید اصلاح بشود، تفکر ما درباره دین غلط است غلط! به جرأت می گویم از چهار تا مسأله ضروری، آن هم در عبادات چندتایی هم در معاملات، از اینها که بگذریم دیگر فکر درستی ما درباره دین نداریم. نه دراین منبرها و در این خطابه ها می گوییم و نه دراین کتابها و روزنامه ها و مقاله ها می نویسیم»
4- تبلیغ اندیشه های باطل در قالب هنر
این درحالی است که غرب در تبلیغ اندیشه های مادی گری، شکاکیت، نسبیت، پوچ گرایی، لیبرالیسم، پلورالیزم و.. با استفاده از قوی ترین ساختار هنری و پیشرفته ترین تکنولوژی و صنعت و ارتباطات و اطلاعات در گونه های مختلف هنری، از هیچ کوششی دریغ نکرده و عقاید فروید، مارکس، داروین، فویر، سارتر، دانته، ولتر، منتسکیو، جان استوارت میل و... را در بسیاری از فیلم های ممتاز تاریخ سینما به تبلور آورده است. در فیلم «تولد یک ملت» اثر گریفیت باالهام از افکار نژاد پرستانه ارسطو، منتسکیو و بسیاری از متفکران بزرگ اروپایی، سیاه پوستان را تحقیر نمودند.
5- هنرو پشتوانه فلسفی
امروز اکثر فیلم ها از پشتوانه ی علمی و فلسفی برخوردار است. نظرات انحرافی دانشمندانی چون چارلز داروین، کارل مارکس و زیگموند فروید، درباره مبدأ و معاد، خدا، مذهب، انسان و باورها و ارزشها در بسیاری از فیلمهای برجسته سینما و با استفاده از زیباترین گونه های هنری به نمایش درآمده و هزاران نفر را تحت تأثیر قرار داده است در حالی که به قول امام خمینی (ره) ما در جهت تبلیغات تقریباً صفر بوده ایم.نظریه های تکامل داروین، ماتریالیست مارکس، پسیکانالیز (روان شناسی عملی) فروید، اگزیستانسیالیسم و اومانیسم سارتر، بشر گرایی فویرباخ و افکار ضد اسلامی ولتر و دانته، اندیشه های نژاد پرستانه منتسکیو و عقاید استعماری جان استوارت میل در توجیه برده برداری انگلیس و استبداد آن در سینما و فیلم و سریال و نمایش و دیگر قالب های هنری چنان زیبا و جذاب با مهارت های تکنیکی ارائه شد که حتی برخی از روشنفکران و دانشجویان مسلمان ما را تحت تأثیر قرار داد و عقاید دینی و باورهای مذهبی آنان را متزلزل نمود بطوری که فروید، بعنوان پدر پیر روان شناسی جدید در دنیای معاصر شناخته شد و افکار و اندیشه های قلب و جان بسیاری ازجوانان مظلوم ما را تسخیر کرد.
6-هنرو افکار فروید
افکارفروید مانند اینکه «نهاد ناخودآگاه انسان، براساس جبر درونی اعمال و رفتار را بر آدمی دیکته می نماید، و این بر تمامی حالات و اعمال انسان حاکم است، در نتیجه احساس گناه، تقصیر، فداکاری، فضایل و رذایل، عواطف انسانی، معنویت و روحانیت، نیایش و مناجات، مسؤولیت و تعهد و... هرکدام به نوعی بیماری روانی است که انسانها ناخواسته گرفتار آنها هستند.»و اندیشه هایی چون «برترین نهاد ناخودآگاه انسان، غریزه جنسی است که حاکم بر تمام حالات و اعمال و شؤون آدمی است» چنان با لعاب و پوشش زیبا در قالب های هنری عرضه شد که حتی برخی از مذهبی ها را تحت تأثیر قرار داد.فرویدی که به قول حکیم شهید مطهری اصلاً به انسانیت اصیل اعتقاد ندارد، می گوید آنچه که شما آن را «انسانیت» و «تعالی انسانیت» می نامید ذاتش حیوانیت است، حیوانیت رانده شده از روان ناخودآگاه و «رفته دردرون» بدون اینکه ماهیت و ذواتش تغییر کرده باشد، فقط چهره و شناسنامه و گذرنامه و لباس عوض کرده و بیرون آمده است، براساس نظریه فروید، فاتحه انسانیت و فضیلت و معنویت، و عناصراساسی فطری خدادادی متعالی انسان خوانده شده و مفاهیمی چون آزادی خواهی، عدالت خواهی، انسان دوستی، آزادی، ایثار و انصاف و مانند آن معلول تمایلات حیوانی است که اجازه ظهور و بروز پیدا نکرده و بعد به روان ناخودآگاه رانده شده و از آنجا در لباس این مفاهیم خیالی، بیرون آمده است و الا در نظر فروید در عالم هیچ تفاوتی بین خیر و شر و انسان های خوب و بد وجود ندارد.ابوذر و معاویه از نظر ماهیتی و شخصیتی هیچ فرقی ندارند، لومومبا و چومبه یکی هستند. موسی و فرعون (العیاذ بالله) یکسانند.علیرغم رد نظریه فروید درتفسیر و توجیه روان ناخودآگاه انسان توسط سایر روانکاوان افکار وی در سینما هنوز به چشم می خورد و فیلم های «اکسپرسیونیستی» و به ویژه «سورنالیسم»که بیانگرافکار فروید است، طرفدارانی دارد.امروزه بسیاری از فیلم های اکسپرسیونیسم با نمایش دنیاهای درونی انسانها و با سوژه هایی همچون ترس، نفرت، عشق، اضطراب، عصیانگری، جنون، جبر، غیب، مرگ، تحقیر، آزمندی، غرور، خیر و شر، نیروهای متافیزیکی، عشق، عقده، دلهره، خشونت و بسیاری ازمسائل روانی، افکار فروید و شاگردانش می باشد، فیلم سازان بزرگ جهان مانند آلفرد هیچکاک، آلن رنه و استانلی کوبریک در برخی از آثار هنری و فیلم های ممتازخویش تحت تأثیر افکار فروید و سینمای اکسپرسیونیسم آلمان بوده اند، فیلم «اسرار یک روح 1926م» ساخته پابست تحت نظر ده نفر از شاگردان فروید، دکتر هاشمی دکتر کارل آبراهام تهیه شد، اوج افکار فروید در فیلم های «سوررئالیسم» وجود دارد و گرایش به این فیلم ها در کشورهای شرقی و حتی غربی بیانگر خلأ عقاید عمیق فلسفی و نظریات روان شناسی و فقدان وضعیت مطلوب و آرمانی در جهان هنر و سینما است.
7- ضرورت طرح قصه های قرآنی در سینما
یکی ازشاهکارهای هنری قرآن، قصه پردازی است، قرآن با استفاده از مهم ترین تکنیک های هنری در قصه پردازی دو هدف مهم را دنبال می کند:الف) اهداف اعتقادی: یعنی قرآن درضمن طرح قصه و داستان در پی اثبات موضوعی خاص مانند اثبات توحید، وحی و رسالت، معاد، امامت، وحدت ادیان، اهمیت عدالت و انسانیت یا شرح بعضی از قوانین و سنت های تاریخی که در مسیر جامعه انسانی حاکم است می باشد.ب) اهداف تربیتی و اخلاقی: یعنی قرآن در آن سوی ایراد قصه سعی می کند تا فضایل و رذایل اخلاقی را به تصویر بکشد و انسان را براساس شخصیت ربانی، تربیت نماید و از رذایل و بدیها بازدارد.متأسفانه امروزه اهداف اعتقادی و اخلاقی قرآن در هنر سینما محجور است. سینمایی که در فلسفه و بینش خویش وامدار «فرمالیسم، اکسپرسیونیسم، امپرسیونیسم» است هیچ گاه به عالم بالا سیر نخواهد کرد و درابلاغ پیام خویش و وصل انسان به ماورای طبیعت ترسیم حقایق هستی، موفق نخواهد بود زیرا اینها تازه در نفس خود و در عالم طبیعت سیر می کند و بازیهای خیالی برخاسته از قوای متوهمه و متأخله را خود می سازند و این چیزی است که از رنسانس به بعد دراکثر عرصه های هنری، شاهد و ناظر آن بوده و هستیم.ارسطو هم در تعریف هنر گرفتار بر مسائل طبیعی و مادی و زیبایی های محسوس و ملموس شده و گویا زیبایی را ورای طبیعت و نفسانیت و مسائل محسوس نمی بیند و از درک زیبایی ملکوتی عاجز و ناتوان است. هنر در جهان پست مدرن و یونان باستان، کاملاً شیطانی و مادی است و از درک ملکوت و جبروت و غیب و ورای طبیعت ورای نفسانیت عاجز و ناتوان است و اساساً هنرهای غربی، هنرهای عالم ملک اند نه هنر در عالم کشف و شهود و ملکوت، هنر پاپ و هنرهای جدید مثل رئالیسم جادویی هم همین طوراست. هنر هم وقتی ناسوتی شد، نوع نگرشش به جهان و عالم هستی، دچار آفت و بیماری است و متأسفانه این ویروس در بسیاری از فیلم ها و سینماهای ما هم وجود دارد، بریدن از ساحت ملکوتی همان و محروم شدن از بسیاری از حقایق ناب همان بعلاوه افتادن در دام شهوت و مسائل حیوانی نیز ازپی آمدهای وخیم قطع ارتباط با حقیقت هستی و ماورای طبیعت است.امروزه اگر هنر سینما بخواهد در قلم و مکتب و به صورت متعالی به رسالت خطیر خویش را ایفا کند باید از هنرهای غربی و غربزه اعم از یونان زده و رنسانس زده، جدا شده و با استفاده از جلوه های هنری و اعجاز بیانی قرآن غرق در ملکوت گردد تا در پرتو آن آشفتگی و پریشانی هنر معاصر، اصلاح گردد و نظم و انضباط و وجدان ایمان، اخلاق و تعقل در پرتو بریده شدن از ناسوت، جایگاه خویش را بازیابد و هدفمندی را با الهام از قصه های قرآن تجربه نماید. تا مادامی که هنرمندان ما غنای فرهنگ اسلامی و ادبیات فارسی و متون دینی را باور نکنند و نسبت به معارف عالیه اسلام آشتی ننمایند و با تفکری مستقل بدنبال درک مسائل «معرفت شناسی، هستی شناسی، نظام ارزشی اسلام» و طرح آن در میان مردم نباشند نخواهند توانست در عرصه های هنری دنیا و جهان موفق و پیروز گردند زیرا پیروزی و نصرت الهی در پرتو حمایت از معارف اسلام و حقایق دین است.اکنون به قصه های قرآن که در سینما و عرصه های هنری قابل نمایش است، اشاره می کنیم:- قصه آدم (ع) (آیات 30 تا 38)- قصه گاو بنی اسرائیل و زنده شدن مقتول (آیات 66 تا 73)- قصه قیام موسی (ع) علیه فرعون و سرگذشت بنی اسرائیل (آیات 49 تا 61)- قصه مناظره ابراهیم (ع) با نمرود (آیات 257 تا 258)- قصه شهر خراب و مردن و زنده شدن عزیز (ع) (آیات 258 تا 259)- قصه زنده شدن مرغابیها برای ابراهیم (ع) (آیات 259 تا 260)و در سوره آل عمران این قصه ها ذکر شده است.1- قصه همسر عمران و نذر دختر او (آیات 34 تا 37)2- قصه زکریا و همسر او و نازایی آنها (آیات 38 تا 41)3- قصه برگزیده شدن مریم و تولد عیسی (ع) (آیات 41 تا 50)4- قضیه حضرت عیسی (ع) و حواریون (آیات 51 تا 55)5- قصه نبرد و تأییدات الهی (آیات 122 تا 128)6- قصه نبرد احد و امتحان الهی (آیات 139 تا 144 ) و دیگر جنگ های رسول خدا (ص)7- قصه مباهله نصارای نجران با پیامبر اکرم (ص)8- قصه اصحاب کهف (آیات 9 تا 26)9- قصه باغی که در آتش سوخت (آیات 31 تا 44 )10- قصه ملاقات خضر و موسی (ع) (آیات 60 تا 82)11- قصه ذی القرنین (آیات 83 تا 99)قرآن درباره هدف و اهمیت قصه های خود دو تعبیر جالب توجه دارد:الف: فاقصص القصص لعلّهم یتفکرون«قصه ها را برایشان بازگو کن شاید بیندیشند.»ب: لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الباب ما کان حدیثا یفتری و لکن تصدیق الذی بین یدیه و تفصیل کل شیء و هدی و رحمه لقوم یومنون«همانا در قصه های ایشان، صاحبان خرد را عبرت و پندپذیری است. این سخنی که به دروغ بافته شده باشد، نیست بلکه تصدیق آن معارفی است که پیش از آن (قرآن) بوده است و تفصیل هر چیز و هدایت و رحمت است برای گروه مؤمنان.»در هنر قصه پردازی، می توان به داستان آدم و سجده ملایک و تمرد شیطان اشاره کرد که برخی از مفسران آن را بیان نمادین حقایق دانسته اند.البته روشن است که اینجا سخن از خیال پردازی نیست بلکه منظور بیان هنرمندانه و سمبلیک معارف و حقایق هستی است گرچه عده ای از مفسران فرزانه به واقعی بودن داستان تأکید نموده اند و در سنت می توان به داستان بسیار مفصل بلوهر و یوذاسف که در بحار الانوار از امام عسکری (ع) در طی 61 صفحه نقل شده است، اشاره کرد.شیوه های هنری دیگری که در قرآن ازآن استفاده شده است از قبیل تشبیه ها، استعارات، کنایات، تمثل ها، حقیقت و مجاز، خود نیازمند کتابی جداگانه است که برخی نویسندگان قدیم و جدید به این مهم پرداخته اند و ما به واسطه رعایت اختصار از آن می گذریم.
مرز میان هنر متعهد و...
نکته ای که دراین میان هرگز نباید از دیده پنهان بماند آن است که همواره هنر با یک تقسیم ضروری و اساسی روبه رو بوده است. تمامی سلاح ها را هم می توان در خدمت ستم و بیداد و شکم و شهوت و آدمکشی و فساد و نسل سوزی و فرهنگ برافکنی قرار داد و هم می توان از آن برای ستم سوزی و گشودن مرزهای عدالت و ایمان و رفاه به روی بندگان خدا مورد استفاده قرار داد و هنر نیز یک سلاح است.سلاح هنر نیز می تواند در خدمت ایمان و تعهد و انسانیت قرار گیرد و می تواند علیه این جبهه بکار گرفته شود.هماره هنری مورد تأکید بوده است و بر استفاده از آن در هدایت خواهی مردم و امر به معروف و بازداشت از منکر تأکید شده است که سالم ومتعهد و شورآفرین و شعور افزا باشد نه هنری غلظت زا و شهوت آفرین و فساد انگیز...
منبع: سایت راسخون