*خب اصلا چرا مداح نماندید؟ چه دلیلی داشت که خواننده شوید؟
تقریبا 17 ساله بودم که این تصمیم را گرفتم. بهطور قطع بهخاطر نحوه زندگیام قرآن در زندگی من نقش مهمی ایفا میکرد اما چون با موسیقی سنتی آشنا بودم و در عین حال شعر هم میگفتم، برای همین تصمیم گرفتم برای انتقال اعتقادات و کارهای مذهبی کار تازهای انجام دهم و وارد عرصه موسیقی شوم ولی موسیقی سنتی با حرفهایی که میخواستم در مورد اعتقاداتم بزنم متناسب نبود.
طبیعتا موسیقی سنتی محدودیتهای خاص خودش را دارد که اجازه نمیدهد هر حرف و شعری را در آن قالب گفت. بیشتر قالب سنتی برای اشعار کلاسیک تناسب دارد. بنابراین بهسمت موسیقی پاپ رفتم. حس میکردم این قالب موسیقی با اشعار من سازگاری بیشتری دارد.
*وقتی سراغ موسیقی پاپ رفتید عکسالعمل خانوادهتان چه بود؟
خانوادهام با موسیقی سنتی مشکل نداشتند اما با موسیقی پاپ چرا. مخالفت خانواده برای من طبیعی بود چون این قالب بیشترین قابلیت ارائه و انتقال مفاهیم مبتذل را داشت. از طرفی جو سنگینی بر موسیقی پاپ حاکم بوده و هست. در همه میهمانیها، عروسیها و مجالس نامناسب این نوع موسیقی رواج دارد و خانواده من هم موسیقی پاپ را از این منظر میدیدند.
به همین دلیل از زمانی که تصمیم گرفتم موسیقی پاپ کار کنم تا زمان انتشار آهنگ «زینت آسمان» مخالفت فراوانی از سوی خانواده با من صورت گرفت اما بعد از انتشار این آهنگ پدر و مادرم با من همراه شدند. چون متوجه شدند که میشود با این قالب هم سراغ مفاهیم ارزشی رفت. خدا را شکر «زینت آسمان» تاثیر خوبی روی مخاطبان داشت و در نتیجه کار من بیشتر مورد قبول خانواده قرار گرفت.