جنبش آرتنوو شیوه تزئینی حاكم بر هنرهای تجسمی و كاربردی اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم اروپا است كه در رشتههای مختلف معماری، دكوراسیون و تزئینات داخلی، گرافیك، تصویرسازی و نقاشی نمایانگر شد
این جنبش كه ابتدا در قالب شكلها و نقشهای گیاهی مواج، اسلیمیها و منحنیهای پرپیچ و تاب، پدید آمده بود، در زمینه تزئینات و دكوراسیون داخلی و هنرهای كاربردی از هنر مشرقزمین مخصوصاً هنر ایرانی اسلامی بهره بسیار گرفت
تحقیق و جستوجو در مبانی زیباییشناسی تزئینات اسلامی و شناخت طرحهای انتزاعی به منظور آراستن و تزئین اشیا و سطوح بناها، هنرمندان آرتنوو را به خود جلب كرد و تأثیرات بسیاری بر آثار آنان گذاشت
اساتید بزرگی چون لوئیس كامفورت تیفانی، فیلیپ جوزف بوركارد، امیل گال، ویلیام موریس و همفكرانش در جنبش هنر و صنایع انگلستان، بیشترین شیفتگی و تأثیرپذیری را به هنر غنی و بینظیر اسلامی نشان دادهاند
آرتنوو
در انتهای قرن نوزدهم و شروع قرن بیستم، اتفاقات خارقالعاده و استثنائیای در هنرهای تجسمی و كاربردی رخ داد. این برهه تاریخی، دوران آمیختگی هنرها و زمانی بود كه هنرمندان در پی شیوههای تازهای بودند كه در واقع واكنشی بود در برابر موج پیشرفت ملازم با صنعتی شدن.
این حركت كه با نام آرت نوو (1) معروف شد، با حضور پیروزمندانهاش در نمایشگاه جهانی پاریس 1900، تصاویری از پیكرهای زنانه، شكلهای گیاهی پیچكوار و فرمهای خطی را به همگان ارائه داد. (2)
این سبك تزئینی كه در مقابل هنر آكادمیك مرسوم در سده نوزدهم، از بطن آزمایشگریهای نقاشان، معماران، صنعتگران و طراحان سربرآورده بود، توانست در مدت كوتاهی آمیختگی هنر و صنعت را در تولید اشیا و لوازم كاربردی و صنایع دستی منجر شود
در واقع بخش عمده و بسیار مهمی از سبك آرت نوو در زمینه تزئینات، دكوراسیون داخلی، مبلمان، اثاثیه، صنایع دستی، چاپ پارچه و رنگرزی نمود یافت.
لذا هنرمندان این جنبش علاوه بر آمیختن رشتههای مختلف هنری با یكدیگر، میكوشیدند هنری نو را پدید آورند و به همین منظور به بهرهگیری از سبكهایی روی آورند كه كمتر شناخته شده و در نزد اعضای آن روز آكادمیها از رواج افتاده بودند.
بدین ترتیب شكلها یا شیوههایی را كه با جستوجوی انتزاعی مبنی بر حركتهای خطی، سازگار بود، از هنر شرقی، قرون وسطایی و یا از گوتیك الهام گرفته و در آثار خود به كار بردند.(3)
نقدهای بسیاری توسط منتقدین در نمایشگاه جهانی 1900 در مورد نكات مثبت و منفی آرت نوو مطرح شد كه اثبات میكرد آرتنوو یك سبك خودآگاه منحصر به فرد است.
این سبك در تاریخ طراحی اواخر قرن نوزده نقش مهمی را ایفا كرد؛ یعنی درست در زمانی كه معماری و هنرهای دكوراتیو به تدریج به یك برنامه خشك و یكنواخت تاریخگرا تنزل كرده و به تلفیق عجیب و غریب و ناخوشایندی از سبكهای گذشته تبدیل شده بودند
نمایشگاههای بزرگ قرن نوزدهم تركیبات نامتجانس و ناهماهنگ از شیوههای رنسانس، باروك و سبكهای كلاسیك را نشان میداد كه حاصل پریشانی و درهم آمیختگی پیشرفت عصر صنعتی بود. (4)
در این میان طراحان سبك آرتنوو برای درهمكوبیدن و متلاشی كردن این تاریخگرایی نا به جا و خلق سبكی مناسب زمان خود كه عصر سینما، تلفن و اتومبیل بود، برنامهریزی كرده و با حفظ یك سری اصول سنتی، با ظرافت و زیبایی تمام، در به روز كردن محصولات و آثار خود كوشیدند.
این تغییرات، نتیجه یك دوره آبستنی طولانی بود كه عمری كوتاه و زودگذر ولی درخشان داشت و عكسالعمل و واكنشی در مقابل یك قرن تباه شده، از لحاظ زیباییشناسی، به حساب میآمد. (5)
مراكز اولیه این سبك، بروكسل در بلژیك، پاریس و نانسی در فرانسه، مونیخ در آلمان، وین در اتریش و گلاسكو در اسكاتلند بود و در هر یك از این كشورها به یك نام مشهور شد:
در فرانسه به نام آرتنوو كه اسم فروشگاه هنرهای دكوراتیو و تزئینی زیگفرد بینگ (6) بود. در انگلستان با نام جنبش هنرها و صنایع دستی (7)، در ایتالیا به نام استیل لیبرتی (8)، در آلمان به نام یوگنت اشتیل (9)، در اسپانیا به مدرنیستا (10) و در اتریش به نام سبك انشعاب (11) شهرت یافت، كه همگی آنها نامهایی برای یك جنبش جدید در آغاز یك قرن جدید، به حساب میآمدند
اما نباید فراموش شود كه رشد و شكوفایی این جنبش تا حد زیادی مدیون هنر دكوراتیو شرقی و اسلوب زیباییشناسی و تزئینات هنر اسلامی بوده است كه در آن زمان، مورد توجه دنیای غرب واقع شده بود.
شاخصترین تأثیرپذیری از هنر اسلامی در زمینه دكوراسیون داخلی و صنایع دستی بود كه به بهترین وجه ممكن در آثار هنرمندان بزرگی چون كامفورت تیفانی (12) امریكایی و جوزف بروكارد (13) و امیل گال (14) فرانسوی ـ كه از بزرگترین شیشهكاران آن دوره هستند ـ و در آثار و محصولات جنبش هنر و صنایع انگلستان نمایان شد
لوئیس كامفورت تیفانی
آثار لوئیس كامفورت تیفانی، مصداقی عالی از تأثیرات نقوش تزئینی اسلامی بر هنر آرتنوو به شمار میرود. درك او از زیبایی و ایدههای رایج زمانش دقیقاً با طراحیهای او تلفیق شده است؛ او از جمله مبتكرانی بود كه خلاقیتهایش، معیاری جدید از زیبایی برای سایر هنرمندان معاصرش به شمار میرفت.
همزمان با شكلگیری اصول زیباییشناسی آرتنوو كه ملهم از تصاویر خطی و مسطح ژاپنی و استفاده از نقوش تزئینی و نمادهای گیاهی و جانوری بود، لوئیس كامفورت تیفانی شیوه شخصی خودش را یافت. اما در واقع استعداد او در كارش از یافتهها و منابعی بسیار غنی در كودكیاش سرچشمه میگرفت كه بسیار مؤثرتر از جریانهای معاصرش بود.
پدرش چارلز لوئیس تیفانی تاجر ثروتمند اشیا و عتیقهجات و صاحب معروفترین فروشگاه كالاهای لوكس و زینتی به نام Tiffany & Co در نیویورك بود كه به دلیل وجود چترهای آفتابی چینی و خمیرهای كاغذ ژاپنی و ظرفهای سفالی و بادبزنهای زیبا، مشتریان طالب شگفتی و زیبایی را به خود جذب میكرد. همچنین پدرش یك كارگاه بزرگ هنری داشت كه استاد نقرهكار معروف ادوارد سی مور (15) در آن كار میكرد
ارتباط نزدیك با اشیای عتیقه زیبا و آشنایی لوئیس با ادوارد سی مور كه یك كلكسیون با ارزش از اشیا و آثار شرقی داشت، باعث شد كه پسر جوان شیفته هنر شرق شود؛ به خصوص هنر ایرانی ـ اسلامی كه استادش سی مور نیز به دلیل اشكال هندسی ساده و طرحهای پیچیده و باشكوهش آن را میستود و همواره از آن الهام میگرفت.
كلكسیون سی مور، مجموعهای غنی از شیشههای قدیمی شرقی بود؛ او با نشان دادن آنها به لوئیس و توضیح در مورد انواع هنرهای شرقی، او را تشویق به مطالعه هنر غیراروپایی میكرد. این پیشزمینههای فكری و سفرهای تیفانی به خاورمیانه وبازدید از موزههای اروپایی باعث شد كه شیفتگی به شرق در وجود او بیشترشود.
این هنرمند امریكایی زمانی وارد اروپا شد كه گرایش به سرزمینهای شرقی و خاورمیانه به اوج خود رسیده و باستانشناسان در یونان، مصر و فلسطین مشغول كاوش بودند و احساسات اروپایی تحت تأثیر جذابیتهای امپراطوری عثمانی، بیابانهای شمال آفریقا و فرهنگ و هنر اسلامی تهییج شده بود و گروهی از نقاشان نیز در پاریس به بازنمایی صحنههای شرقی میپرداختند.
از آنجا كه لوئیس تحصیلاتش را در زمینه نقاشی گذرانده بود و از كودكی نیز مجذوب صحنههای زیبا و شگفتانگیز شرق بود، طبیعتاً جذب این شیوه نقاشی شد و در زمستان سال 1869/1868 در آتلیه لئون بیلی (16) به مطالعه و نقاشی پرداخت. اما علاقه او به سفر باعث شد كه پاریس را ترك كرده و راهی اسپانیا شود. مساجد اسلامی و معماری مغربی اسپانیا تأثیر شگرفی بر او گذاشت.
پس از آن راهی شمال آفریقا شد. او به هر جا كه میرفت از بناهای اسلامی و نقوش كاشیها و آجركاریها و مشبككاریها طرح برمیداشت. او مجموعهای زیبا از فرشهای ایرانی و شرقی نیز جمعآوری كرد كه بعدها در طراحیهای داخلی برای خانههای ثروتمندان، به همراه اشیا و وسایل دیگری كه در نقوش و طرحهای آنها از هنر اسلامی و عربی وام گرفته بود، به كار رفت.
به ویژه تأثیر كاشیكاریها و موزائیكها و پنجرههای رنگین مساجد جهان عرب بر او به حدی بود كه هیچگاه از طراحیهای داخلیاش دور نشدند.
او از همان سالهای اولیه كار حرفهایاش، سبك دكوراسیون شرقی را در تزئینات داخلی به نمایش گذاشت و در كارهای شخصیاش، اشتیاق به هنر اسلامی را نشان داد
یك چراغ متعلق به قرن هشتم ه . ق از مسجد سلطان حسن در مصر، نمونهای سرشار از نقوش تزئینی است كه همواره الهام بخش او بود. تیفانی در سفرهای بعدی به اروپا و بازدید از موزه ویكتوریا و آلبرت لندن كه كلكسیونی جامع از اشیای عتیقه رومی و ایرانی داشت، با پنجرههای شیشهای و جامهای ایرانی كه دارای خطوط روان و طرحهای چشمنواز بود، مواجه شد و بسیار تحت تأثیر قرارگرفت.
تیفانی، شیفته درخشندگی و شكل بدنه این جامها شد و طی سالهای متمادی تلاش میكرد به چنین جلوههایی در كارهای شیشهای خود دست یابد.
او بزرگترین هنرمند و شیشهكار آمریكایی بود كه هنر اسلامی را به سایر هنرمندان آرت نووی همعصر خود منتقل كرد. (17)
فیلیپ جوزف بروكارد
فیلیپ جوزف بروكارد، مرمتكننده اشیا و آثار هنری قدیمی از جمله هنرمندانی بود كه در روند حرفه خود، مجذوب و شیفته چراغهای مساجد اسلامی شد و به همین دلیل، تعدادی از آنها را جمعآوری كرد و سالهای متمادی به مطالعه شیوهها و تكنیكهای رایج ساخت شیشه پرداخت. آزمایشها و تجربیات او بر دو مبنا انجام میگرفت:
یكی استفاده صحیح از لعابهای شیشهای كه كاملاً به ظرف شیشهای میچسبیدند و دیگری مدت زمان دقیق لعابكاری كه امكان شیشهای شدن لعاب را بدون تغییر شكل بدنه ظرف فراهم میكرد.
بروكارد، نمونههای كاملاً مشابهی از چراغهای مساجد ساخت و موتیفهای تزئینی اسلامی و نوشتههای قرآنی را به كار گرفت. او همچنین تعدادی گلدان، كاسه و مشربه تزئینشده را كه با نقوش تزئینی و اسلیمیهای موج لعابكاری شده بودند، طراحی و خلق كرد. لعابكاری این آثار، مات و براق و همواره توأم با تذهیبكاری بود.
در میان طرحهای درخور توجه او، مجموعهای از ظروف مزین به لعابكاری و تذهیب وجود دارد كه همه سطوح آنها از اسلیمیها و نقوش پیچ در پیچ وگلهای ساده شده كوچك در فضای میانی خطوط برجسته منقوش، پوشیده شده است و در یكی از طرحهای كوچكش، تصویری از یك سواركار عنانگسیخته را بازنمایی و لعابكاری كرده است.
بروكارد طی سالهای متمادی در نمایشگاههای بینالمللی پاریس و وین شركت كرد و به دلیل شیوه خاص لعابكاری و تزئیناتش برنده مدالها و جوایز بسیار شد و بر شیشهكاران معروف دیگری چون امیل گال فرانسوی تأثیر گذاشت.(18)
امیل گال
امیل گال، شیشهكار معروفی بود كه بسیار تحت تأثیر نقوش و طراحیهای تزئینی ژاپنی قرار داشت. اما پس از آشنایی با آثار بروكارد در نمایشگاه بینالمللی پاریس، شیفته لعابكاری غنی و تذهیبهای اسلامی او شد و بیدرنگ این یافتهها را در جهت بازآفرینی كارهایش به كار گرفت.
گلدانهای ظریف مینیاتوری ایرانی بروكارد، مجدداً به وسیله گال و در تلفیق با سبك شخصی او اجرا شد
گال با استفاده از اسید هیدروفلوریدریك زمینه اسلیمیها و پیچشها را گود میكرد و با برجستهنمایی، نقوش را مهیجتر و زیباتر میساخت.
پی نوشت:
1- Art Nouveau
2ـ آرناسن، یورواردور هاروارد، تاریخ هنر نوین، ترجمه محمدتقی فرامرزی، ص 75
3ـ همان، ص 77
4- Escritt, Stephen, Art Nouveau, p.7
5- Ibid
6- Siegfried Bing
7- Art Crafts Movement
8- Stile Liberty
9- Jugent Stil
10- Modernista
11- Secession Style
12- Louis Comfort Tiffany
13- Philippe Joseph Brocard
14- Emile Galle
15- Edward C moore
16- Leon Bailly
17- TIFFANY, PP. 8.21 17-Paul, Tessa, LOUIS COMFORT
18- Art Deco, PP. 50.51 18-Arwas, Victor, Glass, Art Nouveau to
منبع : سایت تبیان زنجان