زنجیر همدیگر نشوید
پیوند همسری؛ یعنی همراهی دوبال كه باید با هماهنگی كامل بهسوی آرمانهای الهیِ زندگی سیر كنند، اما این همراهی و مودّتِ خدادادی را به زنجیر بدل نكنید كه پای هر دو بدان گرفتار شود و هركدام مانع رفتن دیگری گردد.
«از نان خود به هم ارزانی دارید، اما هر دو از یك قرص نان تناول نكنید. امان دهید هریك در حریم خلوت خویش آسوده باشد و تنها.»[1]
« دلسپردن، آری؛ حكایتی است دلپذیر، لیكن دل را نشاید به اسارت دادن در میانه همراهی، اندكی فاصله باید، كه پایههای حایل معبد، به جدایی استوارند.»[2]
خدا دو زوج را گرد هم آورد تا در حصارِ محرمِ خود، راز جانهای یگانه را از بیگانه پنهان نماید.
«هُوَالَّذِی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَه وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَهَا لِیَسْكُنَ اِلَیْهَا ....»[3] یعنی؛ خدایی كه همه شما را از گوهری واحد بیافرید و از همان گوهر واحد همسرش را نیز بیافرید تا در كنار او آرام گیرد و در آرامش بهسر برد.
خانه؛ محیط خوشِ آرامشی است كه توان شناسایی انسان را به خودش ارزانی میدارد، كه تو تا كجا میتوانی در درون خود بالا روی، و همسر تو بستر چنین آرامشی را برای تو فراهم كرده است.
خانه؛ محل صعود به سوی قلّههای بلند اندیشه و اندیشیدن است، در روشنایی روح همسری كه محرم تنهایی تو است و نه مزاحم صعودت.