در این پدیده تاسف برانگیز تنها زوجین آسیب نمیبینند بلکه هستند خانوادههایی که با وجود داشتن فرزند پای به این عرصه خطرناک میگذارند و البته حقوق فرزندان را فدای حق خود میکنند و قشری را تحویل جامعه میدهند به نام بچه های طلاق ...
با رشد طلاق در جامعه پدیده " بچه های طلاق ”هم روز به روز بیشتر میشود. بچههایی که معمولا به دلیل جدایی پدر و مادرشان همیشه از یک برچسب نامنصفانه رنج میکشند. برچسبی از ترحم، بی اعتمادی و نگاه از بالا که آنها را بیش از هر چیز رنج میدهد.
طلاق برای بچهها اتفاقی گیجکننده، غمانگیز و استرسآور است. تفاوتی هم ندارد در چه سنی باشند؛ بچهها در هر سنی پس از این اتفاق احساس ناامنی میکنند و نمیدانند زندگی آنها چگونه پیش خواهد رفت، اما با این که طلاق خوشایند نیست، پدر و مادر میتوانند کاری کنند که کودک راحتتر با شرایط کنار بیاید و تاثیرات منفی آن نیز بر زندگیشان کمتر شود.
فرزندان طلاق به دلیل زندگی در یک فضای مشوش همیشه آسیب پذیری بیشتری دارند و از سوی دیگر، نداشتن یک الگوی سالم و منطقی از خانواده و روابط زن و مرد، خیلی وقتها آنها را در زندگی آیندهشان دچار تشویش میکند و زندگی مشترک را برایشان دشوار میسازد.
با این حال فرزندان طلاق هم میتوانند ازدواجهای موفقی داشته باشند. تصور رایجی که درباره آنها وجود دارد و آنها را آسیب دیده، رشد نیافته و آسیب رسان میداند، در بیشتر موارد درست نیست.
خیلیها تصور میکنند که قبح طلاق برای فرزندان طلاق ریخته و ممکن است در زندگی شخصی شان هم با کوچکترین اختلافی به دنبال جدایی باشند. به همین دلیل اگر خانواده ای متوجه شود که فرد مقابل فرزند طلاق است از ازدواج فرزندشان با وی جلوگیری میکنند.
اما واقعیت این است که اگرچه گاهی این مساله در بچه های طلاق وجود دارد اما درباره همه آنها صدق نمیکند. بسیاری از بچه های طلاق هستند که بر پایه جوهر وجودی خود به بهترین و برترین جایگاه های علمی، اخلاقی، فرهنگی و... رسیدهاند و نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
توجه به برخی امور و آزمودن فرد مقابل در آنها تا حد بسیار بالایی زندگی را از خطرات ایمن و مطمئن میگرداند.
منبع:http://www.yjc.ir