باورود نوجوان به سن جوانی فرزند پسرمان ؛شکل گرفتن رشد فیزیولوژیکی، هورمونی و شناختی خود رو به رو می شود. مغزش شکل می گیرد، بدنش تغییر می کند. او به مغز، بدن و هورمون هایش عادت می کند. شرایط قوام می گیرد و مستحکم می شود او در فاصله سال های هجده، نوزده، بیست و بیست و یک سالگی می آموزد که بر خود مدیریت کند:
- در این مرحله او کمتر مجذوب شخصیت های اطرافیان می شود.
- بیشتر در حالت تفکر می رود.
- از یک سیستم اخلاقی شکل گرفته برخوردار است.
خانواده باید در این مرحله به مرد جوان مسئولیت های یک مرد رشد یافته را بدهند. او حالا در موقعیتی است که می تواند از عهده ی هر کاری بر آید.
- در سن جوانی باید به او اجازه داد که سفرهای تنهایی را تجربه کند.
-باید با او متواضع برخورد کنید و در عین حال اختیار و اقتدار «والدین » بودن خود را حفظ کنید . این بدین معنی است که در صورت لزوم از او عذرخواهی کنید.
- دوستانش را بشناسید و سعی کنید کنترل هایتان درباره دوست ها و اطرافیانش نامحسوس باشد.
پدر در این مرحله باید محبت از جنس مردانه را به فرزندش بیاموزد. بهترین نوع آموزش در این زمینه رفتار پدر و مادر در منزل و با اعضای خانواده است.
باید به آنها مسئولیت و کار کردن برای خانواده را آموخت. باید آنها را تشویق کرد برای پیدا کردن شغل مناسب و وارد عرصه زندگی شدن.
و البته نکته مهمی که در تمام سنین کودک و در تمام مراحل تربیتی باید به ان توجه داشته باشیم این است که: فرزندان بطور ناخوداگاه از زندگی و رفتار پدر و مادرشان می آموزند و رفتار خوب والدین با هم در خانه بستر مناسبی است برای آموزش های غیر مستقیم به فرزندان مخصوصا به فرزندان ذکور.
منبع: رواق