در برخی از روایاتی که از روز قیامت خبر دادهاند، افراد یا گروههایی نام برده شدهاند، که روز قیامت مورد خطاب قرار میگیرند و سۆال میشود که این افراد کجا هستند. در واقع با این سۆال، آنان را احضار میکنند. این خطاب هم درباره افراد نیکوکار و اهل بهشت به کار رفته و هم درباره جهنمیان و بدکاران
- گروههای دیگر: از افراد دیگری نیز پرسیده میشود که مختصراً آنان را ذکر میکنیم:
الف. کسانی که در مقابل مشکلات و بلاها و سختیها صبر پیشه کردهاند با عبارت «أین المتصبرون؟»[13] و «أَیْنَ الصَّابِرُون»[14] مورد خطاب قرار میگیرند.
ب. کسانی که اهل بخشش و صله رحم بودهاند با عنوان «أَیْنَ أَهْلُ الْفَضْلِ» و کسانی که حُب و بغضشان برای خدا بوده و همه کارهای خود را برای خدا انجام میدادهاند با عبارت «أَیْنَ جِیرَانُ اللَّهِ» فرا خوانده میشوند.[15]
ج. کسانی که در دنیا فقیر بودهاند با جمله «أَیْنَ فُقَرَاءُ الْمُۆْمِنِینَ»[16] دعوت میشوند.
این گروهها و افراد ذکر شده، اهل بهشت بوده و برای فرستادن آنان به بهشت، احضار میشوند.
اما از سوی دیگر؛ گروههایی هستند که برای اینکه به جهنم فرستاده شوند، فراخوانده میشوند. این گونه افراد، با عبارتهایی مثل «أَیْنَ الصُّدُودُ لِأَوْلِیَائِی»؛[17] روگردانان از دوستان من کجا هستند؟ «أَیْنَ الظَّلَمَةُ وَ أَعْوَانُهُم»؛[18] ظالمان و همکاران آنان کجا هستند؟ «أَیْنَ أَعْدَائِی»؛[19] دشمنان من کجایند؟ «أَیْنَ الْمُۆْذُونَ لِأَوْلِیَائِی»؛[20] کجا هستند کسانی که دوستداران مرا اذیت کردهاند، احضار میشوند.
همانطور که مشاهده میشود، عبارت «این الفاطمیون» در روایات وجود ندارد. اما با این وجود نمیتوان آنرا بدعت دانست؛ زیرا روایتی که در بخش هفتم آمده، به همین مضمون اشاره دارد و میتوان گفت که این عبارت الهام گرفته از همین روایت است.
پی نوشت ها:
[1]. دیلمى، حسن بن محمد، غرر الأخبار، محقق و مصحح: ضیغم، اسماعیل، ص 201، دلیل ما، قم، چاپ اول، 1427ق.
[2]. همان.
[3]. اربلى، على بن عیسى، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، محقق و مصحح: رسولى محلاتى، هاشم، ج 1، ص 141، بنى هاشمى، تبریز، چاپ اول، 1381ق.
[4]. غرر الاخبار، ص 201.
[5]. شیخ صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، ج 1، ص 230، کتاب فروشی داوری، قم، چاپ اول، 1385ش.
[6]. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، محقق و مصحح: امینى، عبد الحسین، 167، دار المرتضویة، نجف، چاپ اول، 1356ش.
[7]. ر.ک: «حواریون ائمه اطهار(ع)»، سۆال 32625؛ «حواریون عیسی(ع)»، سۆال 21221.
[8]. شیخ مفید، محمد بن محمد، الإختصاص، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، محرمى زرندى، محمود، ص 61-62، الموتمر العالمى لالفیة الشیخ المفید، قم، چاپ اول، 1413ق.
[9]. حافظ برسى، رجب بن محمد، مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیر المۆمنین، محقق و مصحح: عاشور، على، ص 245-246، أعلمی، بیروت، چاپ اول، 1422ق.
[10]. کوفى، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، محقق و مصحح: کاظم، محمد،ص 408، مۆسسة الطبع و النشر فی وزارة الإرشاد الإسلامی، تهران، چاپ اول، 1410ق.
[11]. شیخ صدوق، محمد بن على، الأمالی، ص 18، کتابچی، تهران، چاپ ششم، 1376ش.
[12]. شیخ صدوق، محمد بن على، فضائل الأشهر الثلاثة، محقق و مصحح: عرفانیان یزدى، غلامرضا، ص 31، کتاب فروشی داوری، قم، چاپ اول، 1396ق.
[13]. بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 731، مۆسسه بعثت، قم، چاپ اول، 1374ش.
[14]. الفقه المنسوب للإمام الرضا(ع)، ص 368، مۆسسة آل البیت(ع)، مشهد، چاپ اول، 1406ق.
[15]. کوفى اهوازى، حسین بن سعید، الزهد، محقق و مصحح: عرفانیان یزدى، غلامرضا، ص 93، المطبعة العلمیة، قم، چاپ دوم، 1402ق.
[16]. ابن همام اسکافى، محمد بن همام بن سهیل، التمحیص، محقق و مصحح: مدرسه امام مهدى، ص 46، مدرسة الإمام المهدى(عج)، قم، چاپ اول، 1404ق.
[17]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، ج 2، ص 351، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم 1407ق.
[18]. شیخ صدوق، محمد بن على، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 206، دار الشریف الرضی للنشر، قم، چاپ دوم، 1406ق.
[19]. دیلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب، ج 1، ص 174، الشریف الرضی، قم، چاپ اول، 1412ق.
[20]. دیلمى، حسن بن محمد، أعلام الدین فی صفات المۆمنین، ص 407،مۆسسة آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، 1408ق.
منبع:پرسمان قرآنی