«با رادیو قهرم؛ تلویزیون را فقط برای فوتبال و کشتی میبینم»
قدش خمیده شده و عصایش را یک لحظه هم رها نمیکند. با این حال هنوز هم صدایش مهربان و با ابهت است. او مرتضی احمدی - پیشکسوت هنرهای نمایشی - است که در گفتههایش میتوان بسیاری از اولینها را پیدا کرد؛ اولین دوبله در ایران، اولین نمایش رادیویی، اولین تلهتئاتر و اولین برنامه طنز صبحهای جمعه رادیو، همه و همه در کلام او پیدا میشود.
احمدی که در آستانهی 90 سالگی است، هنوز هم علاقهی شدیدی به فوتبال دارد. او پرسپولیسی با تعصبی است و میگوید: تلویزیون را فقط به خاطر فوتبالش میبیند.
به بهانهی دیداری صمیمانه و به رسم زنده کردن تجارب گذشته، جویای حال این هنرمند میشویم و او هم با گشادهرویی میپذیرد تا یک ساعت و نیم از وقتش را با ما بگذراند.
او را به ایسنا دعوت میکنیم تا از تجربههای چندین سالهاش برایمان بگوید. به دنبال او میرویم تا وی را به محل خبرگزاری بیاوریم.
مقابل درب منزلش به انتظار مینشینیم تا بیاید. بعد از چند دقیقه پیرمردی را در داخل آپارتمان و از دور میبینیم که با عصایش قدم زنان به سمت در ورودی میآید. نشاط و خنده همچنان از چهرهاش میبارد و با وجودی که به سختی راه میرود، اجازه نمیدهد کسی دستش را بگیرد و او را کمک کند.
مرتضی احمدی
- آقای احمدی سلام، اسباب زحمت شما شدیم
احمدی: سلام دخترم، خواهش میکنم این چه حرفیه، فقط جایی که قرار است برویم آسانسور دارد که انشاالله؟
- بله خیالتان راحت.
نیم ساعتی با احمدی همسفر شدیم تا به ایسنا برسیم.
آقای احمدی الان چه کار میکنید؟
احمدی: دیگر مثل سابق کار نمیکنم؛ فقط گهگداری که برای راهنمایی یا همکاری از من دعوت کنند، میروم اما بیشتر در خانه هستم.
***
مرتضی احمدی با حضور در ایسنا ابتدا دربارهی اینکه طی این سالها که در هنرهای مختلف این مملکت فعالیت داشتید، کدام کارتان را بیشتر از همه دوست دارید؟ میگوید: برایم فرقی نمیکند و همه را به یک اندازه دوست دارم.
*** میان همه هنرها پیشپردهخوانی برایم شهرت بیشتری داشت
وقتی از او میپرسیم کدام یک از کارهایتان برایتان شهرت بیشتری آورد؟ خاطرنشان میکند: خواهناخواه پیشپردهخوانی برایم شهرت بیشتری داشت و من تمام آنچه که مربوط به این هنر میشد را جمعآوری کردم و شاید کتاب ششم من باشد که آماده چاپ است اما متاسفانه اجازه چاپ به آنها نمیدهند. در حال حاضر هم منتظرم ببینم در وزارت ارشاد چه تغییراتی صورت میگیرد و تا چه حد سانسور پایین میآید. مشکل اینجاست که اصلا نمیگویند ایراد کار من کجاست و چرا اجازه چاپ به کتابهایم نمیدهند؟ این برای من سوال است.
*** پیشپردهخوانیهای آن دوره به قدری تند بود که مردم دلشان خنک میشد
مرتضی احمدی
وی سپس با اشاره به تاریخچه پیشپردهخوانی یادآور میشود: در آن زمان که بنده در این حرفه کار میکردم، تمام پیشپردهخوانیها طنز بود تا اینکه به انتقاد رسید. در این حرفه، طنز ملایم، با محبت و مهربان است اما انتقاد خیلی بیرحم است و حمله میکند. ما در آن زمان در پیشپردههایمان شدیدا به وزرا و وکلاء حمله میکردیم و انتقادهایمان خیلی تند بود به نحوی که مردم هم دلشان خنک میشد و من اصلا بابت کارهایم اجازه نمیگرفتم.
او ادامه میدهد: در تمام کارهایم در حوزهی پیشپردهخوانی ارکستر خیلی خوبی داشتم و مردم هم استقبال زیادی میکردند حتی در آن زمان افرادی بودند که برای دیدن تئاتر یک بار بیشتر به صحنه نمیآمدند اما بعضا پیش میآمد که پیشپردهخوانیها را چهار الی پنج بار میدیدند. استقبالهای مردم در آنجا بود که من مرتضی احمدی شدم. من با پیشپردهخوانی وارد تئاتر شدم و با همان پیشپردهی اول که مرا قبول کردند و دیدند صدایم خوب است بعد از آن هم بلافاصله به رادیو آمدم و تا سال 1358 در رادیو ماندگار شدم.