افکاری که هنرمندان امروز مملکت اسلامی ما آن را در حد مسجد و محراب می شناسند و جایگاهی در هنر و زندگی هنری خود برای آن قائل نیستند.
شواهد این ادعاها را می توان در تئاتر های کشور جستجو کرد: ” فردا لباس سفیدی بر تن خواهم کرد” نوشته ابوالقاسم مهدوی و به کارگردانی فریبا چوپان نژاد اثری است که زنان آوازه خوان جدیدی را پس از م- ا و ل- ح در فیلم سعادت آباد، به دنیای هنر معرفی می کند.
این نمایش از ۲ الی ۶ شهریور در تالار فخر الدین اسعد گرگان به روی صحنه رفت تا مدال افتخار دیگری را بر گردن بزرگان تئاتر گرگان و حتی کشور بیاویزد.
از شواهد دیگر این ادعاها تصاویر اسفناک تمرین گروه های تئاتر است که بدون کوچکترین ابائی آن ها را در شبکه اجتماعی فیسبوک منتشر کرده اند.
آیا این عمل جز تایید ادعاهای بنده است؟! سری به صفحات بازیگران کشور و حتی استان در فیسبوک و فضاهای مجازی دیگر که بزنید تصاویر بد حجابی زنان و دخترانِ مثلا هنر پیشه و آغوش کشیدن های آنها را به وضوح می توان دید.
نظیر این صفحات شخصی از بازیگران معروف کشور چون خانم ها س- م ، ص – ط ، م- ک و چشم آبی این روزهای سینما و تلویزیون ت- آ است.
آیا ذات سینما و تئاتر این است و کاری از دست کسی ساخته نیست؟! و یا مدعیان سینما و تئاتر ایران و تئوری پردازان آن تن پروری و کاهلی را پیشه کردند؟!
آیا واقعا اسلام و تفکرات اسلامی جایگاهی در هنر و زندگی هنری ندارد؟! آیا خدایی که خود را حکیم می خواند قریحه و ذوق هنری را در انسان نیافریده؟! و اگر آفریده تفکری برای این پدیده قرار نداده است؟!
” و أنَّ إلی رَبِّکَ المُنتَهَی”
نویسنده: آوینی جوان