• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
ورزش و تندرستی (بازدید: 731)
سه شنبه 17/10/1392 - 18:34 -0 تشکر 679533
فلسفه فوتبال یا فلسفه ورزش؟

www.tabnak.ir/fa/news/67413/فلسفه-فوتبال-یا-فلسفه-ورزش

فلسفه ورزش همان فلسفه خلقت آدمی است و فلسفه خلقت آدمی همان سرچشمه‌ای است كه فلسفه هنر و ورزش و مانند آنها را در آن می‌توان جستجو كرد.بیهوده نیست هنگامی كه ورزش و یا هنر را تجزیه و تحلیل می‌كنیم در هر مورد و هر جزء به تعارضاتی می‌رسیم كه اگر دقیق نباشیم آنها را نشانه‌های منفی به حساب می‌آوریم.

سه شنبه 17/10/1392 - 18:34 - 0 تشکر 679534

آنچه باید در موردش بحث شود فلسفه فوتبال است. عنوان غریبی است كه امروزه به علت كثرت استعمال مشابه آن دیگر به آشنائی نزدیك تبدیل شده است چون نام فلسفه هم به میان آمد، پس چالشهایی را كه این اصطلاح به وجود می‌آورد باید پذیرا شد. در سنت فلسفی ما پذیرفته شده كه چیزی می‌تواند متعلق بحث فلسفی باشد كه بهره‌ای از وجود برده باشد.

اگرچه برای وجود معنای موسعی در نظر گرفته‌اند كه انحاء مختلف هستی منجمله اعتباریات را نیز دربرمی‌گیرد؛ ولی بهرحال در همین ظرف هم باید نوعی هستی برای این ورزش قائل شد تا بتوان آنرا موضوع تحقیق و بررسی قرار داد وگرنه كاربرد اصطلاح فلسفه این ورزش باید جای خود را به كلمات دیگری بدهد مثل «آثار و فواید فوتبال» و یا «خاستگاه اجتماعی» و از این قبیل.

به هر تقدیر با علم به اینكه فلسفه فوتبال به معنای دقیق و علمی هرگز قابل طرح نیست ولی با تسامح می‌توان به این موضوع پرداخت. در این تحقیق و تفسیر است كه ناخواسته سنت و مدرنیسم مطرح می‌شود چرا كه این ورزش اینك به شكلی درآمده كه هم می‌توان آنرا تكامل و تعالی فوتبال اولیه دانست و هم می‌توان چهره انحطاط یافته آن، و این معنی قابل قبول نیست مگر آنكه از یك سو به ماهیت فوتبال و از سوی دیگر به ماهیت مظروف یعنی سنت و مدرنیسم التفات نمود. به نظر میرسد تفكیك بررسی فوتبال از این نگرش میسر نباشد و شاید حل همین ماجرا را بتوان همان فلسفه فوتبال دانست. بنابراین باید با این سوال آغاز كرد كه فوتبال چیست؟

سه شنبه 17/10/1392 - 18:34 - 0 تشکر 679535

فوتبال چیست كه اینقدر جهان را به خود مشغول ساخته است. در جهان كنونی شاید هیچ چیز را نتوان یافت كه به اندازه این بازی عجیب مردم را به هم نزدیك و از هم دور كرده باشد. آیا این بازی را می‌توان موجودی همچون سایر موجودات دانست.

شاید در بدو امر به نظر برسد كه فوتبال تنها یك بازی است و دیگر هیچ و به شروع و خاتمه خود و خاطراتی كه از آن باقی می‌ماند محدود می‌شود ولی اگر این ورزش در آغاز پیدایش خود چنین بود، دیگر اینگونه نیست. نمی‌خواهم بگویم كه فوتبال ذات و ماهیتی دارد و در مسیر تطوری خود مراحلی را طی می‌كند.

شاید ذات گرایان افراطی چنین رویكردی داشته باشند ولی اصلاً اینطور نیست و نیز نباید گفت كه فوتبال آنگونه موجود اعتباری است كه هیچ هویتی هم برای آن نمی‌توان فرض كرد. فوتبال را باید مانند خودش كه آمیخته‌ای از همه اضداد است در نظر گرفت. شاید راحت‌تر این باشد كه مجموعه عوارض و لوازم آنرا مدّ نظر قرار داد و تحقیق نمود كه این دیگر چیست كه خود را با همه اعتباریات و قراردادهای دیگر متفاوت ساخته است. به راستی امروز كدام ساختار اجتماعی را می‌توان سراغ گرفت كه به نوعی با فوتبال سروكار نداشته باشد. این درست است كه فوتبال موجود مستقلی نیست و به اعتباریات شبیه‌تر است ولی اشتباهی فاحش است اگر آنرا در همان جهان اعتبارها خلاصه نمود.

سه شنبه 17/10/1392 - 18:35 - 0 تشکر 679536

چه بسیار اموری از این دست كه منشاء آثار خارجی بسیارند و فوتبال از برجسته‌ترین آنهاست. سیاست و اقتصاد كه به بداهت درآن سر می‌كشند و با ‌آن زندگی خاصی را ادامه می‌دهند، حتی علم و تكنولوژی و اخلاق هم آمیختگی خاصی با فوتبال پیدا كرده‌اند.

آیا این ارتباطها به ماهیت فوتبال برمی‌گردد و یا جدیداً عارض آن شده یعنی همه اینها خاصیت دوران جدید و به اصطلاح دوران مدرنیته است؟ پاسخ این سوال سهل و ممتنع است. تردیدی نیست كه آن زمان كه ملوانان انگلیسی این ورزش را پایه گذاشته هرگز چنین تصوراتی در ذهن نداشتند.

پای انگلستان به میان آمد، كشوری كه زمانی فوتبال را بنابر مشهور به وجود آورد، آنقدر در سیاست و كشورداری عظمت داشت كه خورشید در قلمروش غروب نمی‌كرد. وقتی پای این كشور وسط باشد باید در همه چیز با تامل بیشتر تحقیق نمود. آنها ‌آنقدر در همه امور مهارت و سیطره داشتند كه بتوان فرض كرد هر كاری، حتی فوتبال را برای انگیزه‌هائی متكثر و متعدد عرضه كرده باشند.

نمی‌دانیم، ولی پیداست كه این ورزش از آغاز با اهدافی كه امروز پیدا كرده به وجود نیامده باشد. سیر تكاملی این ورزش این دیدگاه را تا حدی تائید می‌كند. همینجا اینرا نیز باید گفت كه برخی هم می‌گویند فوتبال اولین بار در برزیل مطرح شد و ملوانان انگلیسی بعد از آشنایی اولیه با آن كم كم سروسامانی به آن داده و برایش قوانین خاصی ابداع كردند و مثل خیلی موارد دیگر به دلیل سلطه بر عالم آنرا به نام خود ثبت نمودند. حقیقت هرچه باشد فوتبال مسیر خاص و طولانی را طی كرد تا به شكل امروز درآمد.

سه شنبه 17/10/1392 - 18:35 - 0 تشکر 679537

این ورزش چه در ساختار و قانونمندی‌ها و چه در اهداف و چه در تاثیر و تاثرات خود بكلی دگرگون شد. در ابتدا عده‌ای صرفاً برای تفریح و وقت‌گذرانی، كه شاید تعریف ساده‌ای از بازی باشد، توپی را به میدان كه نه، به هر محل مسطحی می‌انداختند و بدون این پیچیدگی‌ها در دو گروه، كه تعداد هم درآن مهم نبود، سعی می‌كردند توپ را به دروازه طرف مقابل بكشانند. صحنه‌ای بود از جنگ و دوستی، قدرت‌نمایی و صمیمیت. به مرور این ورزش هم تكویناً مراحل تكاملی خود را طی كرد.

شاید از همین مرحله به بعد بود كه انگلیسی ها ابتكار عمل را در دست گرفتند و به این موجود خاص، اعتباری جدید بخشیدند. در ابتدا تعداد نفرات هر تیم یازده نفر نبود بلكه در ابتدای قانونمند شدن هر تیم فوتبال از دو دروازه‌بان تشكیل می‌شد و ده نفر دیگر كه هیچ تفكیك منظمی هم در حمله و دفاع نداشتند. همه دفاع می‌كردند و همه حمله می‌كردند.

خلاصه صحنه جنگ بود. بعدها كم كم این شكل فعلی پیدا شد و بیش از صدسال است كه هر تیم با یازده نفر با شمایل كنونی به مسابقه وارد می‌شود. به مرور و به دلایل رازآلودی كه تاكنون هم هیچ كس نتوانسته پاسخ روشنی به آن بدهد فوتبال به محبوب‌ترین، درآمدزاترین، تاثیرگذارترین و گسترده‌ترین ورزش جهان تبدیل شد. آنچه كه در این مسیر رخ داد خود به اندازه شكل‌گیری و تكامل فوتبال عجیب بود و هنوز هم عجیب است.

سه شنبه 17/10/1392 - 18:35 - 0 تشکر 679538

ذات دنیای جدید و ماهیت مدرنیسم بیكار ننشست و این ورزش را هم مانند هر پدیده دیگری به جزئی از خود تبدیل نمود. اصولاً غرب و یا ماهیت غرب به گونه‌ای است كه همچون روحی واحد هرآنچه را كه منطبق با خود بیابد به درون خود می‌كشد و به شكل خود درمی‌آورد و به جزئی از خود تبدیل می‌كند.

این نظر هم افراط و تفریط در باور به ذات نیست بیان اعتبارات یك ذات اعتباری است كه مصادیق مختلف آنرا در همه عرصه‌های صنعت و كشاورزی و هنر و سیاست و اقتصاد و علم می‌توان نشان داد. فوتبال به مرور به واقعیتی تبدیل شد كه گویی شخصیت غرب را در آن می‌توان مشاهده كرد همه آن ضد و نقیض‌هایی كه در فرهنگ مغرب زمین مشاهده می‌شود. كجای جهان همچون غرب می‌توان هرج و مرج و نظم را این چنین به سامان در كنار هم دید كه در فوتبال نیز می‌توان سراغ گرفت.

چگونه می‌توان تفاهم و كینه توزی را، سرعت و كندی را، شوق و نا امیدی را آنگونه كه در فوتبال است در جای دیگر دید. اشتباه نشود، هیچ چیز در فوتبال نیست كه در ورزش‌های دیگر نباشد. هر مولفه‌ای از این ورزش چه درونی و چه بیرونی را می‌توان در دیگر ورزش ها هم پیدا كرد.

حتی در محبوبیت هم اینگونه نیست كه فوتبال در هر كشوری حرف اول را بزند، در درآمدزایی و اقتصاد هم همینطور. ورزش‌هایی چون بسكتبال، گلف و تنیس و كریكت و راگبی (فوتبال آمریكایی) امروزه در آمریكا بیشتر از فوتبال طرفدار دارد؛ در كشورهایی مثل استرالیا و تایلند و نیوزلند كریكت بیشتر از فوتبال وقت و فكر مردم را به خود اختصاص می‌دهد.

سه شنبه 17/10/1392 - 18:36 - 0 تشکر 679539

در پاكستان و هندوستان هم ورزش‌های رقیب فوتبال فراوانند. حتی در انگلستان هم فوتبال رقیب دارد. ولی آنچه كه جالب است اینكه من حیث‌المجموع در جهان هیچ ورزشی قدرت حتی رقابت با فوتبال را ندارد. این ورزش رازآلود معلوم نیست كه چیست كه این آثار شگفت را همراه دارد؟به یك مورد از این شگفتی‌ها توجه كنید.

همانقدر كه سیاست بر فوتبال اثر گذارده، فوتبال نیز تصمیم‌های سیاسی را متأثر نموده است. تا دهه 60 و قبل از آن، در انگلستان (به عنوان نمونه كشور دارای فوتبال مدرن، وگرنه آلمان، ایتالیا، فرانسه، اسپانیا نیز در همین رده قرار می‌گیرند) بنابر سیاست‌های حاكم، به شكل غیرقابل باوری میان نژاد سفید و سیاه تفاوت بلكه تبعض وجود داشت. سیاه پوستان و سرخ پوستان تنها برای آن زنده بودند و محلی از اعراب داشتند، كه نیازهای سفید پوستان را برآورده سازند.

گویی كه نوع آدمی چند گونه بود. حتی كلیسای سیاهان هم جدا بود. مدارس و اتوبوس‌ و امكانات دیگر اجتماعی كه جای خود را داشت. در دهه هفتاد در فوتبال زمزمه‌هایی آغاز شد كه روح و جان این ورزش سیاهان را هم به سمت خود كشید. در ابتدا باز هم فرهنگ كلی متأثر از سیاست‌های سیاستمداران مقاومت می‌كرد و تنها سیاه‌پوستانی توفیق ورود به تیمهای بزرگ را پیدا می‌كردند كه دورگه باشند، به تیم‌هایی مثل لیدزیونایتد، لیورپول، آرسنال دربی كانتی، منچستریونایتد، تاتنهام به عنوان بزرگان آن دوران انگلستان نگاه كنید یا هیچ سیاه پوستی در آن نمی‌یابید یا اندك اندك با دورگه‌هایی روبرو می‌شوید كه باز هم با حقوق و مزایای كمتر وارد عرصه شده‌ بودند. به مرور این ماجرا سرعت گرفت تا جایی كه امروز مشاهده می‌كنید كه اگر تعداد سیاه پوستان بیشتر نباشد كمتر نیست.

سه شنبه 17/10/1392 - 18:36 - 0 تشکر 679540

سایرنژادها هم همینطور و به همین شكل این مسیر را طی كردند. اگر چه حتی امروز هم حقوق و مزایای یك سیاه در مقایسه با سفید مانند خودش كمتر است. ولی فوتبال (و نیز سایر ورزشها اگر چه در حد كمتر) این فاصله را پركرد. اما آنچه كه در خفا رخ داد تنها این نبود. ذات مدرنیسم در مواجهه با این پدیده نه تنها عقب‌نشینی نكرد و كنار ننشست، بلكه بنابر ماهیت خود این پدیده‌ را نیز جزئی از خود تبدیل نمود و با مجهز شدن به آن مسیر خود را ادامه داد.

مدرنیسم هرگز فوتبال را در كنار خود به موازات خود نپذیرفت، بلكه بعد از مبارزه و مقاومت اولیه آنرا تحلیل كرد و امروز می‌توان به جرأت گفت كه فوتبال جزئی از ساختار و ماهیت آن است. نقطه بزنگاه همین است كه برای دیگر كشورها كه از محدوده مدرنیسم واقعی و حقیقی خارجند و تنها تلاش می‌كنند ادای آنرا درآورند فوتبال مثل بسیاری از دیگر واقعیتها، مثل تولید انبوه اتومبیل، به صورت مصنوعی و عارضی مطرح است.

اگر قرار باشد روزی فوتبال نقش حقیقی خود را بازی كند باید تكلیفش با ساختار هر نظام روشن شود. در غرب فوتبال خود غرب است و در برخی كشورها چنین نیست و تلاش برای تغییر مصنوعی این ساختار هم در این كشورها به جایی نرسیده و نخواهد رسید. و به همین دلیل نقش‌های متفاوتی از آن به چشم می‌خورد. در غرب كه فوتبال جزئی از وجودش شده (و یا آنان فوتبال را به جزئی از خود تبدیل كرده‌اند) همانند یك ارگانیسم و یك موجود زنده همه چیز در همه چیز اثر می‌گذارد و اثر می‌پذیرد.

مگر میشود فوتبال را تنها در محدوده مستطیل سبز تجزیه و تحلیل كرد؟مگر قابل فرض است كه فوتبال را صرفاً واقعیتی نود دقیقه‌ای دانست كه تعدادی تماشاچی با لذت آنرا می‌بینند و بعدهم همه چیز تمام میشود؟ مگر می‌توان اقتصاد فوتبال را همین فروش بلیط و حق پخش تلویزیونی و انواع تبلیغات بشمار آورد؟

سه شنبه 17/10/1392 - 18:36 - 0 تشکر 679541

امروز فوتبال یكی از شاخصه‌های سیاست داخلی و خارجی غرب است. صنعتی است كه در تجارت و بانك و بورس تأثیر غیرقابل انكار دارد، و چه كسی است كه نداند جوهره نظام غرب با اقتصاد آمیخته است. فوتبال را كه اگر چه ماهیت نوعی ندارد و نمی‌توان از این منظر برایش فلسفه‌ای قائل شد باید از وجهه نظر وجود خاصش مورد ملاحظه قرار داد. این فوتبال همین است با همه خوبیها و بدیهای پنهانش.

همه را با هم به دوستی می‌كشاند. در كجای جهان می‌توان اینهمه نزدیكی نژادهای كشورهای مختلف را دید كه امروز بزرگترین تیم‌های فوتبال جهان از بازیكنانی تشكیل شده‌اند كه از چندین كشور مختلف كنار هم جمع شده‌اند. گاه آنقدر افراط می‌شود كه در انگلستان تیمهای مطرحی چون آرسنال و چلسی، حتی یك بازیكن انگلیسی هم در میدان ندارند، آنهم در انگلستان كه زمانی بازیكن غیرانگلیسی یا مربی غیرانگلیسی در آنجا حكم مرگ می‌گرفت. همه اینها نه بازی سیاست كه نقش سیاست است،سیاست همین است.

سه شنبه 17/10/1392 - 18:36 - 0 تشکر 679542

هرگاه اقتضاء كند كه وسیله ای به عنوان وسیله باید مورداستفاده قرار گیرد، قرار خواهد گرفت و اگر هم نباید وسیله‌ای جزء لاینفك ماهیت مدرنیته شود باز هم همانطور خواهد شد. اینها هم مزایا و معایب خود را دارد و این چنین است كه فوتبال معجونی است از همه خوبیها و بدیها. فوتبال همانقدر كه به عنوان نمونه سیاه پوستان را جذب كرده و ظاهراً به آنان شخصیتی همطراز سفید پوستان داده و این را می توان روح برادری و تفاهم و نوع دوستی دانست ولی موجب تفرقه‌های بسیاری در آن كشورهایی شده كه برخی جوانانشان را به غرب می‌فرستند.

گروه های كشف استعداد كه تیمهای بزرگ در كنار خود دارند گاه ظالمانه‌ترین رفتارها را در كشورهای فقیر برای جلب و جذب آنان بكار می‌برند. آنچه به همه این رفتارهای متضاد معنای واحد می‌دهد منافع ملّی است كه حرف اول و آخر همه آنهاست.

اینك از این منظر به فوتبال بنگریم، كه چگونه می‌توان از آن برای دستیابی به اهداف مختلف بهره برد. تدبیر آن است كه همه جوانب مثبت و منفی در كنار هم ملاحظه شود. شاید باشند كشورهایی كه ترجیح می‌دهند از فوتبال به عنوان یك داروی مسكن استفاده كنند بهرحال جمع شدن صدها هزار نفر (در مجموع) برای دیدن مسابقات و صرف وقت رفتن و برگشتن و زمان تعریف ماجراهای مسابقات، كم نیست.

این مقدار زمان هنگامی كه از نسل جوان گرفته شود، خود بخود آنان را از سایر افكار دور خواهد كرد. امّا این جماعت از این حقیقت غفلت كرده‌اند كه همین نحوه سیاستگذاری زمینه‌ را برای آینده‌ای نامعلوم كه كسی نمی‌داند چه موقع است آماده خواهد كرد تا همین افراد به نحو دیگری در مقابل سیاست دیگری بایستند. هنگامی كه جوان رها شده در سكوهای تماشای فوتبال عقده‌هایش را با فریاد و توهین و ناسزا خالی كند همیشه این داور یا یك تیم فوتبال دیگر نیست كه مخاطب باشد. هنگامی كه برای پیروزی یك تیم بر تیم دیگری آنهمه جنجال برپا شود و با پایكوبی و ابراز شادی بی‌حد و حدود تماشاچیان صرفاً به عنوان یك وسیله مورد استفاده قرار گیرند، چه تضمینی است كه در دفعات بعد به شكلی كه مورد قبول و پسند نباشد همین ماجرا تكرار نشود؟

سه شنبه 17/10/1392 - 18:36 - 0 تشکر 679543

هنگامی كه الگوسازی برای جوانان به واسطه فوتبالیستها در مقطعی از زمان تجویز گردد، چه ضمانتی است كه افراط و تفریطی در این امر گریبان همان كسانی را نگیرد كه می‌پنداشتند این ابزار همیشه برای آنان كارساز خواهد بود؟

امّا فوتبال به دور از همه این غوغاها به راه خود ادامه می‌دهد. همانند سیل است و آتشفشان، كه هم نابود می‌كند و هم آبادانی بوجود می‌آورد. برخی جنبه‌های تخریبی آنرا بیشتر مدّنظر قرار می‌دهند و برخی جنبه‌های سازندگی آنرا. امّا حقیقت این است كه این دو جنبه از هم قابل تفكیك نیستند. یك حقیقت تلخ و شیرین هم در این میان رخ می‌دهد و آن نقش خود فوتبالیستهاست. همه آنان كه با این ورزش آشنا هستند می‌دانند كه خوشبختانه آنچه كه مایه افتخار است این است كه در دل همه این تضادها، می‌توان نقطه روشنی یافت كه همان نوع دوستی و انسانیتی است كه در غالب فوتبالیستها وجود دارد (حتی اگر نادانسته و ناخواسته مجری سیاستهای برنامه‌ریزی شده دیگران باشند).

نه اینكه آنان انسانهای والایی باشند، ابداً، آنان هم جوانانی هستند اكثراً آموزش ندیده و تحصیل نكرده كه در شروع زندگی به پول و امكانات بسیار رسیده‌اند و در دنیای شهوات مختلف خود سیر می ‌كنند. عاشق شهرت و محبوبیت‌اند و به انحاء مختلف در صدد دستیابی به آنها زندگی می‌كنند ولی روح غالب و قالبی كه در فوتبال پیدا می‌كنند احترام به مردم و دوست داشتن آنهاست. اینكه بیشتر با احترام با مردم سخن می‌گویند و به آنان عشق می‌ورزند و برای آنان خیلی قدم‌ها برمی‌دارند، مصادیق این حقیقت است. بسیاری از آنان در موسسه‌های خیریه عضوند.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.