واژة ورزش
واژة «ورزش» در فرهنگهای فارسی تا پیش از آنندراج در معانی كسب، زرع و كشت، شغل،عمل و حرفه بكار گرفته میشده است تنها در آنندراج ذیل لغت «ورزشخانه» آمده است:«جای كشتی گرفتن و ورزش نمودن كشتی گیران» (4) كه قصد مؤلف ظاهراً از واژه ورزش لغتیمرادف با تمرین و ممارست است. ناظم الاطباء در آخرین معنی ای كه از ورزش به دست دادهآن را «ریاضت و اعمال مخصوصه كه برای قوّت اعمال بدنی همه روزه بجای میآورند» (5)تعریف كرده است. علامة دهخدا در لغت نامه «ورزش» را در معنای تمرین و مشق بكار برده و تنها در ذیل كلمة «ورزشگاه» از ورزش بعنوان یك كار مشخص نام برده و نوشته است: «ورزشگاه (اِمركب) محلی كه به ورزش اختصاص یافته. جایی مخصوص ورزش كردن، ورزشگه، ورزشخانه، زورخانه، گود». (6)
دكتر محمد معین اولین فرهنگ نویسیست كه نخست در ذیل برهان قاطع (7) تعریف «ورزش» را داده و «آن را حركت دادن اعضای بدن برای ایجاد قدرت» دانسته است و سپس درفرهنگ فارسی خود معنای تازة این واژه را همراه با معادل فرانسوی آن sport عرضه كردهاست. (8)
در یك منظومة معروف در زورخانهها و مورد استفاده مرشدان زورخانه به نام گل گشتی از میرنجات اصفهانی، سروده شده در حدود سالهای 1080 هـ. ق.، كه به دلیل نامعلومی دكتر معین آن را «گل گشتی توبا» خوانده است، (9) ما پنج بار به كلمة «ورزش» در معنای تمرین بدنی و نیز در معنای ممارست و تمرین برمی خوریم (10) و نیز چهار بار كلمة «ورزشخانه» و «خانة ورزش» در معنای محل تمرین كشتی و حركات زورخانهای مورد استفاده قرار گرفته است(11).
نكته اینجاست كه نه علامه دهخدا و نه دكتر معین از این مثنوی عامیانه و بسیار غنی از جهت مطالعات فنون كشتی و ورزشهای زورخانهای استفادة چندانی نكردهاند و حال آن كه این مثنوی بسال 1312 خورشیدی از روی دفاتر یادداشت ادیبالممالك فراهانی طی سه شمارة متوالی 3، 4، و 5 مجلة ارمغان در تهران به چاپ رسیده است.(12)
با اینهمه كلمة «ورزش» در معنای عام آن كه معادل sport فرانسه و انگلیسی است واژهای متأخر است و در حقیقت از زمانی كه انواع ورزشهای نوین در ایران پا به عرصة وجود نهاده مورد استفادة عام قرار گرفته است و نیز واژه ورزش بهنگام تصویب «قانون ورزش اجباری درمدارس» در 16 شهریور ماه 1306 خ وارد قاموس واژگان دولتی ایران شده است.(13)
اما پیش از این «ورزش» در زبان فارسی با واژة «ریاضت» عربی شناخته میشده و در یكی از قدیمیترین متون نثر فارسی بنام هدایهٌ المتعلمین فیالطب، مؤلف این كتاب پزشكی معتبر درفصلی تحت عنوان «فی الریاضهٌ» ورزش را این گونه تعریف میكند.
ریاضت آن گاه بود كه مردم خویشتن رنجه كند و چون مانده خواهد گشتن، اندرساعت آن رنج بجای مانَد. فاما اگر بیش بود از این مقدار یا كم بود، از شمار ریاضت نبود. و این حركت كه ورا ریاضت خوانند، تنها بود بییار، چون راه رفتن بشتاب و دویدن و سنگ برگرفتن و كمان كشیدن و گوی زدن و تیرانداختن و طبطاب، اعنی پهنه باختن، و شمشیر باختن و آنچه بدین ماند. باز آنچه با یار بود چون كُستی گرفتن و سكندر زدن و كَنده جَستن و فارح خوردن. و این، آن بود كه دو تنپشت با پشت بنهند و بغلهاء دست یك به دیگر اندر آرند، و چون حمال گاه این مر آن را بردارد، و گاه آن مر این را برگیرد. همچنین میكنند. گاه آن بر پشت این بود ستان، و گاه این بر پشت آن بود ستان. و بود كه این هر دو تن مر یك دیگر را كنار گیرند، و گاه این مر آن را از زمی برگیرد، و گاه آن مر این را چنان كه تركانكنند. و این بازیها كه كودكان كنند اینهمه متقدمان نهادهاند تا بكار دارند مردمان تا تنهای ایشان درست باشد بدین ریاضات. (14)
تا جایی كه نویسندة این سطور آگاهی دارد هدایهٌ المتعلمین فیالطب تنها كتاب كهنیست كهمجموعة ورزشهای مختلف را تحت عنوان «ریاضت» قرار داده و تعریف كرده است چه در دیگر متون فارسی هریك از این ورزشها بعنوان یك واحد مستقل مورد اشاره قرار گرفتهاند و درشرح و تعریف آنها توجهی به تعریف ورزش نشده است. در قابوسنامه آداب چوگان زدن و نخجیر كردن هر كـدام فصلی دارد (15) و در كتاب سودمند فتوتنامة سلطانی، فصل سیم باب ششم در شرح اهل زور، و تمام باب هفتم در بیان اهل قبضه و حالات ایشان كه كلاً شرح انواع ورزشهای زمان و نمایشهای پهلوانیست، نه لغت «ریاضت» مورد استفادة مؤلف قرار گرفته است و نه واژة «ورزش». (16) اما واژة «ریاضت» در زبان عربی امروز، درست در معنای ورزش بكار میرود. المنجد در تعریف عربی «الریاضهٌ» درست مانند فرهنگ معین جملة «بكارانداختن عضلات بدن را برای تقویت آنها» بكار برده است.(17) و در المنهل كه فرهنگ فرانسه به عربیست این لغت معادل ورزش فارسی و sport فرنگی آمده است.(18)
ملك الشعراء بهار نیز شاید اولین شاعر معتبریست كه بمناسبت افتتاح بنای جدید ورزشگاه امجدیه در قطعهای تحت عنوان «ورزندگی مایة زندگیست» كه ظاهراً تاریخ سرودن آن باید 1319 یا 1318 باشد، كلمة ورزش را در معنای عام تمرین بدنی سه بار طی ده بیت تكرار كرده است.(19)
این درآمد از آن جهت ضرورت داشت كه به تازگی و باصطلاح نوپایی واژة «ورزش» در معنای امروزی آن در زبان فارسی آشنا شویم بی آن كه بخواهیم وارد بحث بسیار مفصل و پیچیده تعاریف علمی و مابهالنزاع ورزش، تربیت بدنی، ورزش مسابقهای، تفریحات سالم، پیشاهنگی و جز آن در نزد اهل اصطلاح بشویم و اختلاف نظرهای صاحبنظران اروپایی و امریكایی را كه مستقیماً بر تعبیرات و تفسیرات ما ایرانیان اثر گذاشته، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. پس ناگزیر به خلاصة آنچه گفتیم میپردازیم:
¨ ¨ ورزش نوین امریست متأخر و عمر آن در ایران، به زحمت به صد سال میرسد.
¨ ¨ برای این پدیدة اجتماعی تعاریف متفاوتی در دست است كه در این مقدمه مجال پرداختن به آنها نیست.
¨ ¨ ورزش نوین به صورت مجرد «ورزش» در ایران مورد استعمال قرار گرفته و در مقابل آن بهدلیل نامعلومی اصطلاح درست «ورزش قدیم» یا «ورزش سنتی» به یك نوع ترجمة ناقص یعنی«ورزش باستانی» مبدل شده است كه ظاهراً دریافت واضعان از معادل اروپایی les sportsanciens در برابر les sports modernes و یا les sports modernes در مقابل la gymnastiqueantique بوده است.