• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 4647)
شنبه 7/10/1392 - 8:51 -0 تشکر 677748
داستان های منظوم کودکان

http://www.taranehaykoodakan.blogfa.com/cat-11.aspx

 

اتل متل یه مورچه

رفت تا به  دریا رسید

کنار ساحل ایستاد

آب های دریا را دید

مورچه  یه برگ درخت

تو آب دید و روش نشست

برگ درخت تو دریا

مثل یه قایق می گشت

یه فیل اومد تماشا

کنار ساحل ایستاد

پاش لغزید و شلپّی

تو آب دریا افتاد

فیله تو آب دریا

شنا کرد و شنا کرد

مورچه از روی اون برگ

فیله  را خوب نگا کرد

برگ درخت رفت و رفت

تا که به  ساحل رسید

مورچه از روی اون برگ

به سوی ساحل دوید

از آب دریا دور شد

رفت و به لونه ش رسید

تو رختخواب نرمش

دراز کشید و خوابید

مورچه ی شیطون بلا

خوابهای خیلی خوب دید

منم میرم به دریا

تو یه  قایق می شینم

روی دریا می گردم

دریا را خوب می بینم

شنبه 7/10/1392 - 8:52 - 0 تشکر 677749

اتل متل موش موشک،


موش موشک بانمک


گربه رو دیده ترسیده


به سوی لونه ش دویده


قایم شده توی سوراخ


با ترس و لرز می گفته آخ


خوب شد که لونه دارم


لونه و خونه دارم


وقتی که گربه رو می بینم


میرم تو لونه م می شینم


گربه میگه میو میو


کجایی تو موش کوچولو


همونجا دم لونه


منتظرم می مونه


نمی دونه موش موشکم؟


شیطون و رند و کلکم؟


گربه رو دشمن می دونم


آروم تو لونه م می مونم


موش موشکم موش موشک


موش موشک بانمک

شنبه 7/10/1392 - 8:53 - 0 تشکر 677750

دلقک



تو آسمون آبی


لکه ی ابری دیدم


شبیه دلقکا بود


منم  بهش خندیدم


دماغ گنده ای داشت


تو دستاش دوتا توپ داشت


دلقک شیطون بلا


توپ هارو انداخت بالا


باد اومد و توپارو


با خودش برد تو هوا


دیگه اونارو ندیدم


به جای دوتا توپش


چند تیکه پنبه دیدم


دلقکه همراه  باد


بالا رفت و بالا رفت


تو آسمونها گم شد


نفهمیدم کجا رفت

شنبه 7/10/1392 - 8:54 - 0 تشکر 677751

گنجشک بی احتیاط


من تو حیاط خونه


گذاشتم آب و دونه


تا گنجشکا آب بخورن


دون بخورن،


یه کم خرده نون بخورن


گنجشک ریزه میزه


الآن توی حیاطه


وای چه بی احتیاطه!


توی حیاط خونه


دنبال آب و نونه


جیک و جیک و جیک


دون می خوره


خرده های نون می خوره


نمی دونه رو دیوار


یه گربه در کمینه


داره اونومی بینه


گنجشک خبر نداره


گربه ی شیطون بلا


تو فکر یک شکاره


منم میرم توی حیاط


میگم آهای بی احتیاط


بپر برو که گربه


الآنه در کمینه


داره تورو می بینه


گنجشک ریزه میزه


می پره  روی پشت بوم


از اونجا هم پر میزنه


میره  به سوی آسمون


گربه ی چاق تپلو


میگه میو میو میو


غذای من کجا رفت؟


پر زد و تو هوا رفت

شنبه 7/10/1392 - 8:54 - 0 تشکر 677753

گنجشکک ناز نازی


جیک و جیک وجیک صدا کرد


پرید لب حوض نشست


به آب حوض نگا کرد


دوتا ماهی قرمز


میون حوض آب دید


گنجشکک نازنازی


به هر دو ماهی خندید


دو تا ماهی قرمز


گنجشکه را که دیدن


هی میون حوض آب


چرخیدن و چرخیدن


دوتا ماهی و گنجشک


با هم چه حرفا گفتن


رفیق شدن سه تایی


گل گفتن و شنفتن

شنبه 7/10/1392 - 8:56 - 0 تشکر 677754

مورچه ی سیاه

یه شب که من خوابیدم


خواب عجیبی دیدم


خواب می دیدم یه مورچم


یه مورچه ی سیاهم


کوچولو و ریزه میزه


یه خرده قدکوتاهم


خواب می دیدم بار می برم


دونه  به انبار می برم


همراه چندتا مورچه


رد شدم از یه کوچه


اون کوچه خیلی تنگ بود


میون راه، یه  سنگ بود


به دنبال مورچه ها


از سنگه رفتم بالا


رو سنگه می دویدم


جلوی پامو ندیدم


خوردم زمین و پرت شدم


از خواب ناز بیدار شدم


از روی تختم افتادم


میون اتاق ولو شدم


دیدم که مورچه  نیستم


میون کوچه نیستم


یه بچه ی باهوشم


شیطون و بازیگوشم

شنبه 7/10/1392 - 8:56 - 0 تشکر 677755




یک روز بسیار


بیمار بودم


رنجور و خسته


تبدار بودم



یک دکتر خوب


حال مرا دید


فوری برایم


یک نسخه پیچید



چند دانه قرص و


چند دانه کپسول


یک  شیشه شربت


یک دانه آمپول



با آن که بسیار


بیمار بودم


از درد آمپول


بیزار بودم



آمپول به من زد


خانم پرستار


تا که نباشم


رنجور و بیمار



خوردم دوا را


با میل و رغبت


هم قرص و کپسول


هم شیشه شربت



بیماری من


تا شد مداوا


گفتم سپاس و


شکر خدا را



دکتر که دائم


فکر مریض است


نزد خداوند


حتماً عزیز است



اما پرستار


بس نازنین است


مثل فرشته


روی زمین است



پروردگارا


نامت دوایم


یادت همیشه


داده  شفایم

شنبه 7/10/1392 - 8:57 - 0 تشکر 677756

یه روزی چند تا پسته


از مامانم گرفتم


پسته ها خندون بودن


یکی یکی شکستم


یه پسته خندون نبود


 سفت و دهن بسته بود


گذاشتمش توی دهنم


شکستمش با دندونم


آی دندونم وای دندونم


چه دردی داره دندونم


دندون ناز و خوشگلم


کارم غلط بود می دونم


حالا به  بچه ها می گم


آی بچه های نازنین


غنچه های روی زمین


با دندون ناز و سفید


چیزای سفتو نشکنید


دندونتون درد میگیره


می شکنه و زود می میره


اونوقت می شید بی دندون


از کارتون پشیمون

شنبه 7/10/1392 - 8:57 - 0 تشکر 677757

اتل متل توتوله


رفتم لب رودخونه


دیدم دوتا کوتوله


شنا بلدنبودند


اما تو آب پریدند


رودخونه ی پر از آب


می رفت به سوی مرداب


یه ماهیگیر با قلاب


ایستاده بود لب آب


کوتوله ها داد زدند


هردوتا فریادزدند:


کمک کمک، ای ماهیگیر


ما دوتا را از آب بگیر


ماهیگیرفداکار


اون مرد خوب و پرکار


می خواست ماهی بگیره


اما به جای ماهی


کوتوله ها را کرد شکار

شنبه 7/10/1392 - 9:0 - 0 تشکر 677758

آی قصه قصه قصه


نون و پنیر و پسته


یه بچه ی کوچولو


کنار حوض نشسته


تو اون حوض پر از آب


ماهیا میخورن تاب


پایین و بالا میرن


انگار تو آب راه میرن


کوچولو ماهیارو


میون حوض آب دید


لباش به خنده واشد


چشماشو بست و خندید


ماهی سرخ کوچک


کوچولو را نگا کرد


میون آب چرخی زد


شنا کرد و شنا کرد


کوچولو میگه که ماهی!


چقده قشنگ و ماهی!


سرخ و ملوس و ریزی


خیلی پاک و تمیزی!

شنبه 7/10/1392 - 9:4 - 0 تشکر 677759

میون ِ یک مزرعه

مترسک  بی خیال

نشسته بود، رو سرش

گنجشکه شاد و خوشحال

مترسک پوشالی

با کلّه ی توخالی

با پیراهن راه راه

روی سرش یک کلاه

با چشمای شیشه ای

به مزرعه کرد نگاه

کلاغها دونه ها را

از دل خاک کشیدند

به نوکهاشون گرفتند

به خونه  شون رسیدند

گنجشک شاد و خوشحال

گفت:آهای بی خیال

اینجا چکاره هستی؟

چرا بیکار نشستی؟

مزرعه  زیر و رو شد

همه دونه ها چپو شد

چرا کاری نکردی؟

فقط نگاه می کردی؟


مترسک پوشالی

با کله ی توخالی

بی خبروبی خیال

به اون گنجشک خوشحال،

گفت که من مترسکم

درست مثل عروسکم

با هیچکی کار ندارم

پای فرار ندارم

فقط اینو می دونم

باید اینجا بمونم


گنجشکه گفت مترسک

راستی تویی عروسک!

از تو کلاغ نترسید

دونه ها را بیرون کشید


مترسک از خجالت

سرش را انداخت پایین

کلاهِ روی سرش

افتاده بود رو زمین

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.