noorportal.net/1/67/68/34477.aspx
شاید سخن گفتن در این صفحه راجع ورزش چندان جالب توجه نباشد و شاید اگر در این صفحه ادبی واژه ورزش به نگارش درآید، برخی از خوانندگان پیش خود بپرسند، چه رابطه ای بین ورزش با ادب و هنر وجود دارد؟
کل آیتم ها 7
البته شاید بین ورزش و ادبیات یك ارتباط مستقیم وجود نداشته باشد، اما با كمی تأمل در بسیاری ابیات و عبارات ادبی به خوبی این نكته برایمان روشن می شود كه ادبیات و ورزش با هم ارتباط دارند، حال این ارتباط چگونه است، بحثی است كه ما قصد داریم به بهانه هفته تربیت بدنی در باب آن مطالبی چند را به رشته تحریر درآوریم.بی تردید در اغلب آثار ادبی، به خصوص اشعار ردپایی از ورزش و تحرك جسمانی به چشم می خورد كه این خصوصیت در ادبیات حماسی به عینه قابل مشاهده است، یعنی آنجا كه حكیم ابوالقاسم فردوسی رشته سخن را به میان میدان جنگ می برد، به خوبی بسیاری از حركات ورزشی را به شكل حركات جنگی به نمایش می گذارد و سر آخر به این نتیجه می رسد كه عقل سالم در تن سالم است و از سستی و تنبلی به جز كژی و سستی چیزی به دست نمی آید:زنیرو بود مرد را راستیزسستی كژی زاید و كاستیبعد جناب فردوسی با شرح قهرمانی های افرادی چون «رستم»، «سهراب»، «اسفندیار»، «سیاوش»، «آرش كمانگیر» و... به خوبی انواع و اقسام ورزش های متداول آن زمان چون «كشتی»، «تیراندازی»، «سواركاری» و... را به نمایش می گذارد. جالب آن كه این توجه كردن به ورزش و حركات ورزشی در اغلب آثار ادبیات فارسی به خوبی نمایان است، به عنوان مثال سعدی شیرازی، به بهانه پند و اندرز دادن به مخاطب سراغ ورزش می رود و چنین می گوید:چو پرورده باشد بر در شكارنترسد چون پیش آیدش كارزاربه كشتی ونخجیر و آماج و گویدلاور شود مرد پرخاش جویمترس از جوانان شمشیرزنحذر كن زپیران بسیار فن
حال كه سخن از ورزش و ادبیات به میان آمد، چه خوب است به سراغ یكی از كهن ترین ورزش های ایرانی، یعنی «ورزش زورخانه ای» یا «همان «ورزش باستانی» برویم، ورزشی كه قدمت آن به دوران قبل از اسلام و حتی دوران مادها می رسد. چرا كه ایرانیان از دیرباز به ضرورت دفاع نظامی توجه داشته اند و در زمان فراغت خویش از جنگ، برای آماده نگهداشتن جسم و روح خویش برای مقابله با حمله دشمنان از تفریحاتی كه از جنگ و نبرد نشأت می گرفت، استفاده می كردند. پس ایشان در دوران باستان با ساختن قطعه زمینی با نام «چرتا» كه به نوعی الهام گرفته شده از میادین جنگ بود، به اجرای ورزش هایی چون «اسب دوانی»، «پرتاب نیزه»، «شمشیرزنی» و «انواع كشتی» می پرداختند و رفته رفته این میادین كوچك ورزش های رزمی به حالت گرد درآمد و سرآخر ورزش زورخانه ای از آن پدیدار شد.
درست است در ورزش باستانی، اداوات كاربردی، الهام گرفته شده از ادوات جنگی است، مثلاً «میل» صورت تغییر یافته گرز است، «كباده» همان «كمان» است، «سنگ زورخانه» همان «سپر» است و «طبل زورخانه» یادآور طبل جنگی یا همان كوس است و گود زورخونه محلی برای پرورش تن و روح اما در این میان خواندن اشعار هم حكم همان رجزخوانی میادین جنگی را به خوبی ایفا كرده است با این تفاوت كه در اشعار رجزخوانی هدف ترساندن حریف و غلبه بر او بوده، اما در اشعار زورخانه ها هدف القای توان و نیرو به ورزش كاران است كه در این میان اشعار مورد نظر را با چاشنی پند و اندرز در مسیر غلبه بر نفس در نظر گرفتند.
مرشد در زورخانه حكم صوفی یا عارفی را دارد كه با خواندن اشعاری حماسی هدفش القای توان و نیروی ورزش است. مرشدان كه بیشتر بعد از صفویه در زورخانه ها نمایان شدند و تا اوایل قاجاریه از آنها تحت عنوان «كهنه سواران» یاد می شد، باید در كنار داشتن صدای خوب و رسا، توانایی هماهنگ كردن شعر، ریتم و هنر آواز را هم داشته باشند. زیرا اشعار خوانده شده در زورخانه، اشعار حماسی است كه ریتم آنها ضرباهنگ خاصی دارد و اغلب در «بحر متقارب» یعنی وزن اشعار «شاهنامه فردوسی» استفاده می شود. این اشعار رزمی كه با صدای بالائی و بیشتر با آهنگ های ضربی، «گل كشتی» و «گل چرخ» خوانده می شود، بیشتر شامل «حق خوانی»، «رخصت طلبی» و «دعای ختم ورزش» است. جالب این كه در كنار خواندن اشعار مختلف از شاعرانی چون «فردوسی» آنچه در زورخانه ها به عنوان شعر استفاده می شود اشعار شاعری پهلوان به اسم «پـهلوان محمود»، یا همان «پوریای ولی» است. این اشعار ضمن ستایش بزرگ مردی و جوانمردی، ورزشكاران را دعوت به ترك تعلقات دنیوی و پیوستن به معنویات می كند.آنم كه دل از كون و مكان بركندموز خوان جهان به لقمه ای خرسندمكندم زسركوی قناعت سنگیآوردم و بر رخنه آز افكندمو یا آن رباعی بسیار معروف:گر بر سر نفس خود امیری مردیگر بر دگری خرده نگیری مردیمردی نبود فتاده را پای زدنگر دست فتاده ای بگیری مردی
اما نكته جالب راجع اشعار زورخانه ها آن است كه اغلب این اشعار از میان ورزش های مختلف به ورزش كشتی توجه نشان داده و فنون این ورزش را به خوبی در میان ابیات مختلف به كار برده است. به عنوان مثال از شاعران دوره صفوی، شاعری چون «میر نجات اصفهانی» در مثنوی به نام «گل كشتی» اصطلاحات فنون كشتی را برای خواندن مرشدان به زیبایی سروده است. مثلاً یكی از فنون زورخانه، «تخته شلنگ زدن» به معنی «جستن و پا افشاندن كشتی گیران است كه چنین در سروده ای تعبیه شده:چنین گر بر در مردم شلنگ تخته خواهی زدترقی گر كنی آخر تو كشتی گیر خواهی شدو یا «دست فرو كوفتن» از رسم پهلوانان داخل گود بوده كه چون می خواستند با حریف مبارزه كنند به نشانه او دست می زدند:گردون به زبر دستی برخیزد اگر با منتا دست فرو كوبد پشتش به زمین باشد.و هم چنین «روی دست» از فنون كشتی است:«می توان پیش زبردستان نهادن پشت دستروی دست از زیر دست خویش خوردن مشكل است.
در ادامه این نوشتار باید گفت؛ در میان اشعار زورخانه ای، اشعاری كه مربوط به ستایش خداوند، ستایش رسول اكرم (ص) و ثنای حضرت امام علی (ع) است، از جایگاه خاصی برخوردار است اشعاری كه اغلب از میان آثار حماسی چون «خاوران نامه» اثر باذل مشهدی انتخاب شده است.هر چند دیرزمانی است زورخانه ها چونان گذشته آن حال و هوای سابق خودشان را ندارند و به جای ایشان مراكز ورزش های وارداتی چون «باشگاه های بدن سازی»، «بوكس» و... در اغلب محلات وجود دارند، اما بسیاراند افرادی كه از هنگامه گلریزان مرشدان و صلوات گرفتن «صلواتی ها» و... خاطراتی به یاد دارند و هماره از زورخانه ها و اشعار نغز و دلپذیرشان به نیكی یاد می كنند.
منابع:1- بوستان سعدی، انتشارات قدیانی سال 13722- انواع شعر فارسی، دكتر منصور رستگار فسایی، انتشارات نوید شیراز 13723- شرح مثنوی، كریم زمانی، انتشارات اطلاعات 13744- زندگی و مرگ پهلوانان - دكتر محمدعلی اسلامی ندوشن5- روان های روشن، دكتر غلامحسین یوسفی 1363 محمد محرمیwww.kayhannews.ir