• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 955)
پنج شنبه 4/7/1392 - 12:55 -0 تشکر 653185
نبود نقش فرستنده از نقش های الگوی کنشی گرماس در چهار رمان دفاع مُقدّس

منبع مقاله: دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان-نشریه ادبیات پایداری-سال دوم شماره 3 و 4
نویسنده: عسکر حسن پور

 
 نبود نقش فرستنده از نقش های الگوی کنشی گرماس در چهار رمان دفاع مُقدّس



شخصیّت ها در انتقال درونمایه و پیام داستان هر یک نقش مشخّص و معیّنی دارند. نقش ها بر همدیگر تأثیر می گذارند و یک مجموعه مرتبط و منسجم را ایجاد می کنند. برخی شخصیّت ها، به ویژه در آغاز داستان بر چگونگی آشنایی شخصیّت اصلی با هدف تأثیر می گذارند. مسأله اینجاست که این نقش در داستان های دفاع مقدّس نیز وجود دارد یا نه؟ آیا در ادبیّات داستانی دفاع مقدّس، شخصیّت اصلی بر اساس راهنمایی، ارشاد و تحریک دیگران با هدف آشنا می شود یا مسئله صورت دیگری دارد؟ قصد آن است که انگیزه رفتار و الگوی اندیشه و تفکّر شخصیّت اصلی آشکار شود. این مهم، اهمیّت نقش و فردیّت بارز شخصیت اصلی را نشان می دهد. برای بیان این مطلب از الگوی کُنشی گرماس بهره گرفته شده است؛ الگویی که ارتباط شخصیّت ها را بر اساس نقش و کارکردِ آنها نشان می دهد. بر اساس این الگو، شخص یا اشخاصی (فرستنده)، شخصیّت (کنشگر) اصلی را به خاطر خواسته مشترکی (هدف) به مأموریّت می فرستند. کنشگر اصلی در این مأموریّت با کمک اشخاص همدل (یاوران) یا مخالفت و دشمنی افراد مخالف (رُقَبا) مواجه می شود. انجام مأموریّت و به دست آوردن خواسته، نفع و نتایجی برای او، فرستنده یا دیگران در بر خواهد داشت (گیرنده). مطابق این الگو، شخصیّت اصلی بر اساس همفکری یا راهنمایی فرستنده که از ضرورت و اهمیّت هدف آگاه است، به مأموریت فرستاده می شود. فرستنده به دلیل آگاهی از هدف؛ از نظر فکری اهمیّت شایانی دارد. در این مقاله سعی شده، پس از بیان الگوی کُنشی گرماس، به این سؤال پاسخ داده شود که آیا این نقش در چهار رمان دفاع مُقدس وجود دارد یا نه؟ اگر وجود ندارد، این مهم چه تأثیری بر الگوی تفکّر و اندیشه شخصیت اصلی گذاشته است؟ بر همین اساس، طبق الگو نقش فرستنده، در چهار رمان دفاع مقدّس - ارمیاء، سفر به گرای 270 درجه، دوشنبه های آبی ماه و گنجشک ها بهشت را می فهمند-بررسی شده است. تطبیق الگو نشان داده است که در این چهار رمان، نقش فرستنده وجود ندارد و از نظر فکری، شخص یا اشخاصی بر شخصیّت اصلی تأثیر نگذاشته اند و شخصیّت اصلی بنابر آگاهی و شناخت خود از هدف و به صورت داوطلبانه و خودجوش به مأموریت رفته است؛ به عبارتی، نقش فرستنده با شخصیّت اصلی ادغام شده است و این دو نقش، یک نماینده (شخصیت اصلی) دارد. تفاوت رمان با قصّه، دوره تاریخی دفاع مقدّس و ماهیّت هدف از دلایل این امر هستند.

پنج شنبه 4/7/1392 - 12:55 - 0 تشکر 653186



1- درآمد


دوره معاصر بیش از هر چیز، عصر فردیّت است. آشکار است که این مهم بر شئون مختلف زندگی تأثیر می گذارد. مسئله فردیّت و خود در ادبیّات داستانی دفاع مقدّس نیز از این جریان جدا نیست. در ادبیّات داستانی دفاع مقدّس، یکی از جلوه های فردیّت، یعنی اندیشه و تفکّر در خلق شخصیّت منعکس شده است. ویژگی های این بازتاب در شخصیّت، به ویژه شخصیت اصلی چیست؟ پاسخ به این مهم، فردیّت رزمنده را آشکار می سازد و نیز بنیان ها و آموزه های پایداری در ادبیّات داستانی دفاع مقدّس را نشان می دهد. فردیّت بر تفکّر استوار است و شناخت فردیّت و سیمای شخصیت در ادبیّات داستانی دفاع مقدّس به تحلیل اندیشه و تفکّر وابسته است. این مهم به طور مستقیم بر شکل داستان و توزیع نقش ها تأثیر می گذارد که این مهم در مقاله حاضر و با جستجو در چهار رمان دفاع مقدس تحلیل شده است.

پنج شنبه 4/7/1392 - 12:56 - 0 تشکر 653188

2- بیان مسئله


شخصیّت ها در داستان عموماً بیش از یک نفر هستند و نقش ها و کارکردهای گوناگونی دارند. مساله اینجاست که در ادبیّات داستانی دفاع مقدّس چه نقش هایی با اهمیّت و پررنگ و چه نقش هایی کم رنگ تر هستند؟ و در خلق شخصیّت ها به چه ویژگی ها و صفات و نقش هایی بیشتر توجه شده است؟ ارتباط میان شخصیّت ها بر چه قاعده ای استوار است؟ کدام شخصیت و از چه نظر از اشخاص دیگر مهم تر است؟ بر این اساس، بررسی تفکّر و اندیشه شخصیّت اصلی در رمان دفاع مُقدّس، اهمیّت ویژه ای دارد. قصد آن است، مشخصّ شود که آیا شخصیّت اصلی در نوع شناخت و آگاهی و گرفتن تصمیم برای مبارزه از کسی تأثیر پذیرفته است یا نه؟ این نکته روشن خواهد ساخت که حدّ و حدود آگاهی و شناخت شخصیّت اصلی از مسئله جنگ چگونه بوده و دلایل امر چه چیزهایی بوده است. این مهم، الگوی تفکّر و اندیشه شخصیت اصلی و ارزش و اهمیت آن را در چهار رمان دفاع مقدّس و نیز یکی از جنبه های بارز فردیّت شخصیت اصلی را نشان خواهد داد.

نمونه ها به این دلیل از میان رمان ها انتخاب شده است که در رمان شخصیّت، به ویژه شخصیت، اصلی فرصت و مجال گسترده ای برای بیان افکار و احوال خویش در طول حوادث و موقعیّت های مختلف و ارتباط با سایر شخصیت ها دارد.

پنج شنبه 4/7/1392 - 12:56 - 0 تشکر 653189



3- ضرورت تحقیق


از آن جا که ادبیّات داستانی معاصر و به ویژه ادبیّات داستانی دفاع مقدّس به طور دقیق و علمی و به اندازه کافی نقد و تحلیل نشده است و از شیوه های جدید نقد و نظریّه فاصله دارد، شناخت و نقد ابعاد مختلف داستان ها و انجام چنین تحقیقاتی ضروری است.

پنج شنبه 4/7/1392 - 12:56 - 0 تشکر 653191



4- پرسش های تحقیق


شخصیّت اصلی در رمان های دفاع مقدّس چه ویژگی های بارز و منحصر به فردی دارد؟ الگوی تفکّر و اندیشه شخصیّت اصلی دررمان دفاع مقدس چگونه است و نوع تفکّر و اندیشه شخصیّت اصلی چه تأثیری بر نقش سایر شخصیّت ها داشته است؟

پنج شنبه 4/7/1392 - 12:56 - 0 تشکر 653192



5- فرضیّه تحقیق


شخصیّت اصلی در رمان دفاع مقدّس از نظر اندیشه و شناخت هدف، مستقل است و از کسی تأثیر نپذیرفته است.

پنج شنبه 4/7/1392 - 12:57 - 0 تشکر 653193



7- پیشینه تحقیق


نقد و تحلیل داستان بر خلاف شعر، پیشینه چندانی ندارد. عُمر آن در غرب به شیوه علمی و جدّی به دویست سال نمی رسد. این مهم در کشور ما از این نیز کمتر است. با اینکه صد سالی از عمر رمان در ایران می گذرد و مرحله تکوین و رشد و شکوفایی خود را گذرانده، فقدا نقد علمی باعث شده است که جایگاه نیازها و راهکارها و رویکردهای مناسب داستانی مشخص نباشد. اگرچه نقدهایی در حوزه رمان و به ویژه شخصیّت وجود دارد، همین میزان نقد نیز از جنبه نظری قوی و بدیع و شیوه های دقیق بهره چندانی ندارد و با دستاوردهای جدید انتقادی فاصله دارد و فاقد تنوّع و نوآوری است. «در حالی که در بوطیقای روایت داستانی، مطالعه رخدادهای داستان و روابط میان آنها خیلی مورد توجّه بوده، مطالعه شخصیّت این گونه نبوده است در واقع تبیین نظریه نظام مند، نافرو کاستنی و در عین حال غیر امپرسیونیستی درباره شخصیّت از جمله چالش هایی است که بوطیقای ادبیّات داستانی هنوز به آن نپرداخته است.»(ریمون کنان، 1387: 43) با اینکه در بحث شخصیّت، مقولاتی مانند پویایی و جامعیّت و به طور غیرمستقیم توزیع نقش ها به مسئله اندیشه و تفکّر شخصیّت ها و به ویژه شخصیّت اصلی، مربوط می شوند، تعریف و روش منسجم و مشخّصی برای بررسی الگوی تفکّر شخصیّت ارائه نشده است و شیوه رایج تابع نگرش جامعه شناختی (شغل، جنس، سن، چهره و وضعیت ظاهری، محیط، نام، گفتار و رفتار) به شخصیّت است. از آن جا که شخصیّت های داستانی دفاع مقدّس-مانند کتاب شخصیّت و شخصیّت پردازی در داستان کوتاه دفاع مقدس نوشته حسن بارونیان-بر اساس شیوه های رایج نقد شده اند، در این مقاله برای نخستین بار، مسئله استقلال فکری شخصیت اصلی یا وابستگی او به دیگر شخصیّت ها بررسی شده است. برای نیل به این مقصود از الگوی کنشی بهره گرفته شده است. در این الگو، رابطه دو نقش فرستنده و کنشگر اصلی، بیانگر شناخت از هدف است و نبود نقش فرستنده، یگانگی شخصیّت را در شناخت از هدف نشان می دهد.

پنج شنبه 4/7/1392 - 12:58 - 0 تشکر 653195



8- الگوی کنشگر


طبقه بندی و تقسیم بندی عنصر شخصیّت اگر چه در یونان باستان و فنّ شعر ارسطو ریشه دارد، قرن ها مسکوت مانده و چیزی بر آن افزوده نشده است. در دوره معاصر است که نگرش علمی در حوزه نثر و داستان از سر گرفته شده است. «از قرن هفدهم میلادی به بعد الگوی تحلیل شخصیّت را الگوهایی کاملاً روان شناختی تشکیل می دهد. تا اوایل قرن بیستم زمان لازم بود تا پی بردن به عملکرد روایی شخصیتّ ها، اهمیّت خود را آن گونه که باید و شاید بروز دهد.»(میشل آدام 1385: 99) بحث روایت شناسی، شخصیّت را بر اساس کُنش ها و پیشرفت داستان مطالعه می کند. قصد روایت شناسان یافتن کارکردهای اصلی و ثابت در روایت های مختلف است. «روایت شناسی در دهه ها 1960 و 1970 در فرانسه شکوفا شد و متفکّرانی همچون رولان بارت، تزوتان تودورف، ژرار ژنت و آ.ژ.گرماس بررسی های انتقادی و نظری مهمّی در این زمینه انجام دادند. گرماس، اساساً در جستجوی ژرف ساختی است که در بنیان همه متون روایی نهفته است.»(مکاریک 1384: 331) روایت شناسی بر اهمیّت برخی اجزا و عناصر در برابر سایر قسمت ها تأکید می کند و هسته و وابسته هایی را در داستان بیان می کند. در این میان، برخی اعمال (کُنش ها) شخصیّت ها سهم بسزایی در داستان دارند. کُنش شخصیّت ها، به ویژه شخصیّت اصلی داستان را به پیش می برد و کنش شخصیّت یا شخصیت ها بر همدیگر و سایر عناصر داستان تأثیر می گذارد. کنش ها در زنجیره ای متقابل و به هم پیوسته و در توافق یا جدال با یک شخصیّت اصلی یا مرکزی صورت می گیرند. گاه این شخصیّت مرکزی، گرانیگاه داستان است. «هر ساختار داستانی، یک نقطه گرانیگاه اصلی و یا به قول ساختارگرایان مکتب پراگ، یک سطح مسلّط دارد. عناصر و روابط ساختار همیشه در پیوند با این گرانیگاه هستند. اگر ساختار داستان را یک دایره فرض کنیم، مرکز این دایره گرانیگاه آن است. عناصر و اجزاء و روابط ساختار، تابعی از این مرکز هستند و در ارتباط با آن معنا پیدا می کنند.»(محمدی 1378: 65) نقش شخصیّت اصلی، پیشبرد داستان و القاء درونمایه و ایجاد توازن و تعادل در داستان است. نوع ورود و خروج و عمل و ایفای نقشِ شخصیّت ها در گرو ارتباط با شخصیّت اصلی است. کنش هر شخصیّت، کارکرد معیّنی دارد.«ولادیمیر پراپ(1928) سی و یک کارکرد و هفت حوزه کنش را شناسایی کرد که هفت نقش شخصیّت های پریان را در بر می گیرد. 1- شخص خبیث 2- بخشنده 3- مددکار 4- شاهزاده خانم 5- اعزام کننده 6- قهرمان 7- قهرمان دروغین.» (اسکولز 1379: 99) شخصیّت ها بر اساس بر هم خوردن تعادل اولیّه به ایفای نقش می پردازند تا داستان به نقطه پایان یا تعادل ثانویه بازگردد و هر کدام در موقعیّتی، کنشی انجام می دهند و داستان را به پیش می برند. در این میان، شخصیّت اصلی، عمیق ترین ارتباط را با درونمایه و هدف داستان دارد. آلژیرداس گرماس (1983) با مرکز قرار دادن شخصیّت (کنشگر) اصلی در ارتباط با هدف، نقش های بیان شده به وسیله پراپ را تغییر داد و الگوی جدیدی را ارائه داد. «گرماس در هفت شخصیّت قصّه که پراپ تشخیص داده بود، تجدید نظر کرده، یار و یاور که منطقاً نوعی بخشنده محسوب است و نیز قهرمان دروغینی را که کمک خصم تلقی می شود، حذف می کند و شخصیّت گیرنده یا مرجع را که منطقاً با فرستنده ارتباط دارد، برجمع می افزاید.» (لوفلر-دلاشو 1366: 19) گرماس الگوی خود را بر اساس ارتباط دو به دوی شخصیّت ها مطرح می کند. «گرماس پیشنهاد می کند که فقط شش نقش (کنشگر)، به منزله مقولات کلّی در زیر بنای همه روایات وجود دارد که سه جفت مرتبط با هم را تشکیل می دهند.

پنج شنبه 4/7/1392 - 12:58 - 0 تشکر 653196






شش نقش یادشده، کارکرد و وظیفه همه اشخاص داستان را در بر می گیرد. حادثه ای در داستان رخ می دهد و تعادل زندگی را بر هم می زند، شخصی (فرستنده) به فکر می افتد که برای مقابله با بحران، فردی (کنشگر اصلی) را برای رویارویی با آن بفرستد که خود نیز از ارزش آن تا حدودی آگاه است. کنشگر به مأموریت می شتابد و در حین انجام مأموریت با یاری (یاریگر) یا دشمنی(رقیب) سایر انسان ها مواجه می شود. کنشگر به خواسته خود و فرستنده (هدف) دست می یابد و باز می گردد و بر اثر پیروزی، نفعی را برای خود و یا دیگران (گیرنده) ایجاد می کند. در الگوی کنشگر، نماینده همه نقش ها شخصیّت ها هستند. به غیر از نقش هدف که لزوماً شخصیّت نیست و می تواند مفهوم یا شیء باشد. در الگوی کنشگر، فاعل یا کنشگر اصلی با همه عناصر دیگر مرتبط است. محور ارتباط فاعل با فرستنده و گیرنده، آگاهی و گاه توانایی است. بر اثر حادثه و بحران در در داستان، فرستنده و قهرمان از وضعیّت نامطلوب آگاه می شوند. فرستنده کسی است که کنشگر اصلی را به جستجو یا مقابله با عامل بحران می فرستد و پس از انجام عمل، به کنشگر اصلی پاداش می دهد. کنشگر اصلی در درک و فهم ارزش ها و اهداف با فرستنده همسان است و در گرفتن تصمیم برای حل بحران با کنشگر اصلی مشترک است. پادشاهی که قهرمان (کنشگر اصلی) را برای مقابله با دشمن می فرستد، در آگاهی با او برابر است. اهمیّت فرستنده در ارتباط با کنشگر اصلی، آن است که بر محور انگیزه و نوع اندیشه و تفکّر و میزان آگاهی در داستان تأکید می کند؛ به عبارتی، ذهنیّت و تفکّر و انگیزه شخصیّت ها (فرستنده و کنشگر اصلی) و تأثیر متقابل این دونقش را در داستان نشان می دهد. این مهم، ساختار فکری داستان را نشان می دهد. «با کند و کاو در داستان ها می توان به همان نتیجه ای نایل شد که ساختارگرایان در پی دستیابی به آن بودند. کشف رمز و راز و عملکرد ذهن انسان ها با تدوین قانونمندی های ساختار داستان.» (شیری 1376: 11) فرستنده از ارزش و معنای هدف آگاه است و کنشگر اصلی داستان از نظر آگاهی به جایگاه فرستنده دست می یابد. این دو نقش محور دانایی و ادراک هدف در داستان هستند.

پنج شنبه 4/7/1392 - 12:58 - 0 تشکر 653197



9- الگوی کنشگر در چهار رمان دفاع مقدس


برای تطبیق الگوی کنشگر در ادبیات داستانی دفاع مقدّس، چهار رمان به شرح ذیل انتخاب شده اند: ارمیاء: نوشته رضا امیرخانی، سفر به گرای 270 درجه: نوشته احمد دهقان، دوشنبه های آبی ماه: نوشته محمدرضا کاتب و گنجشک ها بهشت را می فهمند: نوشته حسن بنی عامری. در این رمان ها، شخصیّت ها از جایگاه والایی برخوردارند و ویژگی های فکری مشترکی نیز دارند که در سایر رمان های دفاع مقدّس این گونه است و می توان آن را یک جریان فکری در نظرگرفت.

در رمان ارمیاء، فرستنده ای وجود ندارد؛ شخصیّتی که بتواند ارمیاء را بر اساس هدف و خواسته ای به مأموریّت بفرستد. کنشگراصلی بر اساس اندیشه و آگاهی خود عازم جبهه می شود و خانواده اش، مخالف رفتن او به جبهه هستند. ارمیا به خاطر درک و فهم خود از شهادت، قدم در این راه می گذارد. ##



پنج شنبه 4/7/1392 - 12:59 - 0 تشکر 653198

در رمان سفر به گرای 270 درجه، نماینده ای برای نقش فرستنده وجود ندارد. کنشگر اصلی (ناصر) بر اساس علاقه و فکر خود، می خواهد دوباره به جبهه برود. کسی که از اهمیت جنگ و یا اهداف آن برای او صحبت نمی کند و او برای منظور خاصی به مأموریت نمی فرستد. در این میان ناصر با مخالفت عاطفی پدر و مادر نیز روبروست. از انگیزه حضور قبلی او نیز در جبهه سخنی به میان نمی آید.



برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.