منبع:ماهنامه امتداد شماره 57
نویسنده : حمید داودآبادی

اسفند 1364/ تهران / بیمارستان آیتالله «طالقانی» / بعد از مجروحیت در عملیات «والفجر 8»یکی از پرستارهای بخش با بقیه خیلی فرق داشت. حدوداً هفده سال سن داشت و آنطور که خودش میگفت، از خانوادهای پولدار و بالاشهری بود. آرایش غلیظی میکرد و با ناخنهای بلند لاکزده، میآمد و ما را پانسمان میکرد. با وجودی که از نظر من و امثال من، بدحجاب و ناجور بود، ولی برای مجروحها و جانبازها احترام بسیاری قائل بود و از جان و دل برایشان کار میکرد. با وجود مدبالا بودنش، برای هماتاقی شیرازی من لگن میآورد و پس از دستشویی، بدن او را میشست و خلاصه تر و خشکش میکرد.