www.daneshju.ir/forum/f930/t102621.html
واقعیت خارج ، آینه مشیت خدا ست و اگر هنرمند اهل حق باشد مى تواند حقیقت را در آن میان باز یابد و واقعیت را براى رسیدن به حقیقت بشكافد.
« شهید سید مرتضى آوینى »
سرزمین پهناور ایران در طول سالیان دراز، پرورش دهنده ذوق شاعران و نویسندگان بسیارى بوده است و باعث شده است چنان میراثى از ادیبان و شاعران خوش قریحه قدیم به ما برسد كه نظر آن را در هیچ ملك و سامان دیگرى نمى توان یافت و یا اگر هم باشد به این درجه از لطافت و ظرافت و نكته سنجى نخواهد رسید. و در این میان گلستان شیخ اجل سعدى دنیاى دیگرى است . كتاب گلستان ، زیباترین كتاب نثر فارسى است و « سعدى سلطان مسلم ملك سخن و تسلطش در بیان از همه كس بیشتر است(1)» . « كلام در دست او مانند موم است (2)» و اینجاست كه به معناى واقعى استفاده از مناسبترین كلمه پى مى بریم چرا كه سعدى « هر معنایى را به عبارتى بیان مى كند كه از آن بهتر و زیباتر و موجزتر ممكن نیست.(3)»
در یك كلام نثر فارسى به كمال رسیدن خود را مدیون اوست ، چرا كه هر داستان و روایتى را به زیباترین وجه ممكن بیان كرده است و سپس براى تاءثیر هر چه بیشتر برخواننده شعرى متناسب با آن بر آن افزوده است .
گلستان از گوشه نشینى و ترك دنیا حاصل نیامده است بلكه حاصل جهانگردى و دنیادیدگى سعدى است . روح بلند و پاك و قلب صاف و شفافش را در یك یك نوشته ها و در پیچ و خم اشعار و حكایتها مى توان دید و درك كرد و ستود و او با بهره گیرى از همین صفات و خصائل بلند انسانى آنچه را كه خوب بوده است خوب جلوه داده و بد و زشت را نیز زشت معرفى كرده است . و عجیب نیست اگر هنوز گلستانش خواهان بسیار دارد.
از ادیب و دانشمند و زبان شناس تا مردم عامى و كم سواد هر یك به قدر توانایى خود از امثال و حكم او بهره مى گیرند و متمتع مى شوند، چرا كه هنوز پس از گذشت قرنهاى متمادى ، تمامى آنها ملموس و قابل دركند و هنوز پندها و اندرزهاى او مى تواند راهگشاى ما در جهان در هم ریخته كنونى باشد.
در عصر ارتباطات و هنگامه دهكده جهانى كه صاحبان زر و زور و تزویر با انواع دسیسه و ابزارها براى به بردگى كشاندن انسانها از هیچ كوششى دریغ نمى كنند و در زمانى كه هنر بازیچه اى براى خواسته هاى شیطانى مى شود، باید كه آگاهى و معرفت و حكمت را به كمك طلبید.
اما كدام معرفت و حكمت را؟ معرفت و حكمتى كه به زیور هنر آراسته شده و به وسیله آن انسان جویاى زیبایى را سیراب كند، و سعدى چنین هنرى دارد.
سعدى در گلستان به ما مى آموزد كه: «دارالقرار ما جهان دیگرى است.»
سعدى در گلستان به ما مى آموزد كه: «لذات دنیا ناپایدار است و آنچه نپاید دلبستگى را نشاید.»
سعدى در گلستان به ما مى آموزد كه: «حب دنیا ریشه همه بدیهاست.»
سعدى در گلستان به ما مى آموزد كه : « ... »
و بالاخره سعدى در گلستان به ما آگاهى ، حكمت و معرفتى عجین شده به هنرى بى بدیل و جذاب را مى آموزد و تنها راه سعادت را چنگ زدن به عروة الوثقى حقیقى یعنى ذات مقدس حق جل و علا معرفى مى نماید. این است سعدى و هنر او. این است سعدى و عالم فكر و آرمانهاى او.
امید كه نوجوانان و جوانان میهن اسلامیمان ، این شاعر و نویسنده توانا و ارجمند را چنان كه باید بشناسند.
پینوشت:
1- از دكتر محمد على فروغى
2- از دكتر محمد على فروغى
3- از دكتر محمد على فروغى