• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 1137)
يکشنبه 31/6/1392 - 11:42 -0 تشکر 650243
اشعار رحیم معینی کرمانشاهی

رحیم معینی کرمانشاهی

رحیم معینی کرمانشاهی در سال 1304 در یک خانواده اصیل در کرمانشاه دیده به جهان گشود . پدرش کریم معینی ، ملقب به سالارمعظم ، مردی شجاع و دلیر بود و به واسطۀ رفاقتی که با نصرت الدّوله فیروز داشت، چندی از طرف وی به حکومت فارس منصوب شد . معینی ابتدا به نقاشی پرداخت ولی با مخالفت خانواده آن را رها کرد . در شهریور 1320 و هم زمان با اشغال نظامی ایران و سقوط رضا شاه فعالیت های سیاسی خود را آغاز کرد و از طریق نوشتن مقاله های تند و صریح مخالفت های خود را آشکار ساخت . از جمله فعالیت های عمده ی او انتشار روزنامه انقلابی سلحشوران غرب بود که در پی آن گرفتار زندان و تبعید شد . بعد از مدتی به تهران باز گشت ، شیوه تازه ای در پیش گرفت و این بار غزل هایش وسیله نشان دادن خشم و اعتراضش نسبت به اوضاع اجتماعی قرار گرفت . حاصل فعالیت های ادبی او کتاب فطرت و مجموعه ای از اشعار است به نام ای شمع ها بسوزید . استاد معینی کرمانشاهی قبلا عشقی و بعد از مدتی شوقی و سپس امید و بالاخره معینی را برای تخلص برگزید .

يکشنبه 31/6/1392 - 11:44 - 0 تشکر 650244

مرغ محبتم من ، كی آب و دانه خواهم
با من یگانگی كن ، یار یگانه خواهم


شمعی فسرده هستم ، بی عشق مرده هستم
روشن گرم بخواهی سوز شبانه خواهم


افسانه محبت ، هر چند كس نخواند
من سر گذشت خود را ، پر زین فسانه خواهم


بام و دری نبینم ، تا از قفس گریزم
بال و پری ندارم ، تا آشیانه خواهم


تا هر زمان به شكلی ، رنگی بخود نگیرم
جان و تنی رها از ، قید زمانه خواهم


می آنقدر بنوشم ، تا در رهت چو بینم
مستی بهانه سازم ، گم كرده خانه خواهم

يکشنبه 31/6/1392 - 11:44 - 0 تشکر 650245

نفرین ابد بر تو ، كه آن ساقی چشمت
دردی كش خمخانه ی تزویر ریا بود
پرورده مریم هم اگر چشم تو می دید
عیسای دگر می شد و غافل ز خدا بود


نفرین ابد بر تو ، كه از پیكر عمرم
نیمی كه روان داشت جدا كردی و رفتی
نفرین ابد بر تو ، كه این شمع سحر را
در رهگذر باد رها كردی و رفتی


نفرین بستایشگرت از روز ازل باد
كاینگونه ترا غره بزیبایی خود كرد
پوشیده ز خاك ، آینه حسن تو گردد
كاینگونه ترا مست ز شیدایی خود كرد


این بود وفا داری و ، این بود محبت؟
ای كاش نخستین سخنت رنگ هوس داشت
ای كاش ، كه در آن محفل دلساده فریبت
بر سر در خود ، مهر و نشانی ز قفس داشت


دیوانه برو ، ورنه چنان سخت ببوسم
لبهای تو می ریخته را ، كز سخن افتی
دیوانه برو ، ورنه چنان سخت خروشم
تا گریه كنان آیی و ، در پای من افتی


دیوانه برو ، ورنه چنان سخت به بندم
صورتگر تو ، زحمت بسیار كشیده
تا نقش ترا با همه نیرنگ ، بصد رنگ
چون صورت بی روح ، بدیوار كشیده


تنها بگذارم ، كه در این سینه دل من
یكچند ، لب از شكوه ی بیهوده ببندد
بگذار ، كه این شاعر دلخسته هم از رنج
یك لحظه بیاساید و ، یك بار بخندد


ساكت بنشین ، تا بگشایم گره از روی
در چهره من ، خستگی از دور هویداست
آسوده گذارم ، كه در این موج سرشكم
گیسوی بهم ریخته بر دوش تو ، پیداست


من عاشق احساس پر از آتش خویشم
خاكستر سردی چو تو ، با من ننشیند
باید تو زمن دور شوی ، تا كه جهانی
این آتش پنهان شده را ، باز ببیند

يکشنبه 31/6/1392 - 11:44 - 0 تشکر 650246

سوختم در شوره زار عمر ، چون خودرو گیاهی
ناله ای هم نیست تا سودا كنم با سوز آهی

نیستم افسرده خاطر هیچ از این افتاده پایی
صد هزاران روی دارد چرخ با چرخ كلاهی

ابر رحمت را گو ببارد ، تا بنوشد جرعه آبی
ساقه خشك گیاه تشنه كام بی گناهی

من كیم ؟ جویای عشقی ، از دل نامهربانی
من چه هستم ، هاله محو جمال روی ماهی

من چه ام ؟شمع شب افروزی بكوی بی وفایی
مشعل خود سوزی و تا سر نبرده شامگاهی

من كیم ؟ در سایه غم آرمیده خسته صیدی
بال وپر بسته ، اسیر و بندی بخت سیاهی

جز صفای خاطر محزون ، ندارم خصم جانی
جز محبت در جهان ، هر گز نكردم اشتباهی

مو مكن آشفته آخر بسته جان من بمویی
مگسلان پیوند ، بسته كوه صبر من بكاهی

یا سخن با من بگو ، تا خوش كنم دل را بحرفی
یا نوازش كن دلم را با نگاه گاه گاهی

هیچ می دانی چها می دانم از چشم خموشت
رازها خواند دل من ، از سكوت هر نگاهی

داروی دردم تو داری نا امید از در مرانم
ای بقربان تو جان دردمند من الهی

يکشنبه 31/6/1392 - 11:44 - 0 تشکر 650247

آخرین برگ سفرنامه ی باران
این است
که زمین چرکین است

يکشنبه 31/6/1392 - 11:45 - 0 تشکر 650248

هیچ کس گمان نداشت این
کیمیای عشق را ببین
کیمیای نور را که خاک خسته را
صبح و سبزه می کند
کیمیا و سحر صبح را نگاه کن
جای بذر مرگ و برگ خونی خزان
کیمیای عشق و صبح
و سبزه آفریده است
خنده های کودکان وباغ مدرسه
کیمیای عشق سرخ را ببین
هیچ کس گمان نداشت این

يکشنبه 31/6/1392 - 11:45 - 0 تشکر 650249


مادرا گرچه چو تصویر خیالی شب وروز
در سراپرده این چشم پر آبم آیی


خواهشم روز وشب اینست بدر گاه خدا
كه كند لطفی و گه گاه به خوابم آیی


يکشنبه 31/6/1392 - 11:45 - 0 تشکر 650250


عابدی را گفتم ای دست من و دامان تو
كن دعایی ، تا نهم پایی در این میدان تو


گفت از طاعت چه داری ، كوفتم بر سر كه آه
گفت آهت را بمن ده ، هر چه دارم زان تو


يکشنبه 31/6/1392 - 11:45 - 0 تشکر 650251


نمی دانم پیامم پاسخی دارد ز چشمانت
اگر آری ، كه پر گیرد ، نگاه پر پیام از من


درنگی گر نداری، تا پیامم در تو بنشیند
شتاب گرد راهت را ، سلامی والسلام از من 


يکشنبه 31/6/1392 - 11:46 - 0 تشکر 650252

به پندار تو:
جهانم زیباست!
جامه ام دیباست!
دیده ام بیناست!
زیانم گویاست!
قفسم طلاست!
به این ارزد كه دلم تنهاست؟

يکشنبه 31/6/1392 - 11:48 - 0 تشکر 650253

ای روزگار گاو
من گاو باز چابك و بی باكم
دانم كه بیشعوری و داری دوشاخ تیز
تا سازیم هلاك
بسیار حمله كردی و نفكندیم بخاك
بسیار سم بر زمین كوفتی زخشم
اكنون تو خسته مانده و من
همچنان بپای
شاخت اگر به پنجه چون آهنم فتاد
بینند مردمی كه تماشای ما می كنند
پشت كه بر زمین رسد و
برد زان كیست!

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.