• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 2165)
دوشنبه 25/6/1392 - 13:54 -0 تشکر 646168
فرهنگ اصطلاحات عامیانه !

زبان فارسی در هر دوره دچار تغییراتی می شود به طوری که بعضی از میان سال ها زبان نوجوانان را متوجه نمی شوند. برخی از اصطلاحات عامیانه را به ترتیب حروف الفبا در زیر آورده ام .

 اصطلاحات عامیانه و ضرب المثل های امروزی زبان فارسی

 عدد ها:

 ۱/۱/۱ = تاریخی‌ست که به ظهور حضرت آدم نسبت می‌دهند. آغاز تاریخ بشر!

۲ بار = همان دوباره است که در چت کردن استفاده می‌شود.

۴ کرم = همان چاکرم است که در چت کردن استفاده می‌شود.

۹ کرم = همان نوکرم است که در چت کردن استفاده می‌شود

دوشنبه 25/6/1392 - 14:1 - 0 تشکر 646179

آ


- آجر = سیب زمینی،  ۱۰۰۰ کیلومتر آن طرف تر از بی احساسی

- آخرشه تهشه اِندشه: به پایان کار رسیده ایم

- آدم تو آفتابه پپسی بخوره، خیط نشه = مترادف: آدم کچل بشه، کنفت نشه

- آقا زاده = این اصطلاح برای فرزندان افراد با نفوذ و سرشناسی به کار می رود که با تکیه بر این نفوذ و انجام کازهایی اغلب ناروا ثروت های افسانه ای به چنگ آورده اند.

- آشغالانس = ماشین آشغالی های جدید تهران که چراغ گردا ن هم دارند

- آش و لاش = آسمون جل

- آلبالو = برای ضایع کردن کسی به کار برده می شود

- آمار دادن =توجه کسی را جلب کردن،

- آمپر چسبوندن = عصبانی شدن

- آنتن = آدم فروش، خبر چین


- آنتی حال زدن = ضد حال زدن، حال کسی را گرفتن


- آرنولد فشرده = مرد ریز اندامی که زیبایی اندام کار کرده است


- آواکس = خبرچین


- آویزون = کسی که مرتبن کنه می شود و بدون دعوت همه جا می رود. طفیلی


-  آینه ی بغل اتوبوس = گوش های پهن و ایستاده و بزرگ


- آیکیو (IQ) = باهوش، زرنگ، برای مسخره کردن هوش کسی هم به کار می رود

دوشنبه 25/6/1392 - 14:3 - 0 تشکر 646181

ا


- ابرو پاچه بزی = دارای ابروی پهن و پر مو، ابرو قجری


- ابوالحسن نجفی = وقتی کسی زیاد از واژه‌ها ایراد می‌گیرد او را با این لقب صدا می‌کنند و می‌گویند: بی‌خیال ابوالحسن نجفی!. ابوالحسن نجفی کسی‌ست که کتاب «غلط ننویسیم» را نوشته است.


- اتوب = واژه ی کوتاه شده ی اتوبوس. مثال: منتظر اتوب وایسیم یا تاکسی بگیریم؟


- اتو کشیده =  آدم شق و رق


- اجمالتیم = کوچک شما هستیم


- اخرابتیم = خرابتیم


- ارایه دادن = خراب کردن، ضایع کردن. مثال: " یارو ارایه داد"


- اُرجینال: اصل، منحصر به فرد


- اردک الزمان = تازه به دوران رسیده


- از عقب دادن = درمانده شدن، برای نشان دادن شدت درماندگی و استیصال به کار می رود. مثال: بدبخت دیگه داره از عقب می ده


- اسکل = از همه جا بی خبر


- اسکیموزی = مدیر مدرسه، استاد


- اسگل کردن = کسی را سر کار گذاشتن، دست انداختن


- اسدالله خان = تریاکی


- اشتب : کوتاه شده ی اشتباه


- اصغر آرنولد اینا (اکبر- محمد... آرنولد اینا): کسی که زیبایی اندام کار می کند ولی بی کلاس و دهاتی است . کسی که زیاد قپی می آید و خودش را زورمند نشان می دهد.


- افتض = کوتاه شده ی افتضاح


- افقی شدن = مُردن


- الاغ تور = الاغ  


- اللهمُ بیر بیر = یکی یکی، مرحله به مرحله، هر کاری به نوبت. برای بازداشتن کسی از انجام یکباره ی چند کار است. مثال: خوب پولو بده بیاد! پاسخ: یواش بابا، اللهم بیر بیر، اول نشون بده کار رو، بعد


- اِندِ مرام بازی (Ende) = نهایت با معرفت بودن، نهایت خوبی و صفا


- اوبس = خیلی خوب، خیلی جالب


- اوپدیس کردن = صدای ضبط را تا آ خر بلند کردن


- اوپدیس بازی کردن (Opdis) = صدای ضیط صوت را تا آخر زیاد کردن، (نوار تند موسیقی تکنو را در ماشین گذاشتن و در خیابان ها گشت زدن


- اوت = پرت


- اوسگول = با شاسگول، به معنی عقب مانده ی ذهنی یا ساده لوح. همچنین اسگل نوشته می شود.


- اوشکول = غربتی گیج،


- اونجا هیچی آنتن نمی ده = جاهای خیلی پرت



- اومد راه بره تک چرخ زد = کارش را اشتباه انجام داد، کارش را خراب انجام داد.


- اونایی که برای شما آرزوست، برای ما خاطره ست =  این جمله را در مواقعی به‌کار می‌برند که شخصی درصدد انجام عملی در آینده است در صورتی که شخص متکلم در گذشته آن تجربه را پشت سر گذاشته است. بیشتر به نشانه‌ی کل‌کل و بلوف و روکم‌کنی استفاده می‌شود. ضمن اینکه واژه «واسه» نیز به معنی «برای» است.


- اهل بخیه = معتاد به مواد مخدر


- ای وَل = ای والله. در مقام تایید حرف کسی و یا اعتراف به برتری کسی گفته می‌شود.

دوشنبه 25/6/1392 - 14:7 - 0 تشکر 646182

ب


- با اتیکت = با شخصیت


- باتری قلمی = لاغر مردنی


- با حال = با معرفت، با مرام


- بادمجون واکس کن = علاف، بی کاره، کسی که کارهای بی هوده می کند.


- با دنده سنگین رفتن = عجله نداشتن آرام و با طمانینه راه رفتن


- باربی = دختر کمر باریک و لاغر اندام


- بچم رو گازه = ترکیب دو بهانه ی مرسوم در نانوایی که خانمها برای فرار از صف و نوبت استفاده می کنند: بچه ام تنها در منزل است، غذام روی گاز است. این ترکیب برای مسخره کردن بی پایه بودن بهانه کسی استفاده می شود. مثال: چیه مگه بچت رو گازه انقدر عجله داری؟ (این جمله در حقیقت با جابه‌جایی این جملات درست شده است:بچم شیر می‌خواد. غذام رو گازه. که برای تمسخر این‌گونه جابه‌جایشان کرده‌اند و می‌گویند: بچم رو گازه. غذام شیر می‌خواد.)


- بچه پاستوریزه = بسیار تمیز و مرتب


- بچه راکفلر = بچه پول دار


 بچه شهری = به نشانه‌ی تحقیر قشر مرفه و بالادست اجتماعی به‌کار می‌رود که مترادف کلمه های لوس، ترسو، پول‌دار و مانند آن‌ها است.


- بچه مثبت = آدم سر به راه



- بخواب تو جوب بابا = شلوغش نکن، بنشین سر جات

بدن کار = بدن ساز، ارنولد، زیبایی کار


- بد یوزر Bad User =  به تمسخر  به کاربران ناوارد کامپیوتر که مدام کامپیوترشان خراب می‌شود می‌گویند: کامپیوتر فلانی بدیوزر داره! (یعنی کامپیوترش مشکلی ندارد اما کاربرش بلد نیست با آن کار کند که مدام خراب می‌شود)


- برو بچ = مخفف بر و بچه ها


- برو بکس (یا فقط بکس) = همان بر و بچ، دوستان و آشنایان از جنس مخالف. مثال: بزن بریم اونجا بر و بكس جمعند.


- برو جلو بوق بزن = زیاد حرف نزن


- برو دارمت : از تو پشتیبانی می کنم. از چیزی نترس که مواظب و همراهت هستم. از اصطلاحات خالی بندی است.


- بریدن = کم آوردن، ناتوان شدن



- بندری می زنه = به کسی گفته می شود که گیج و سرگردان است یا متوجه اصل موضوعی نمی شود


-- به خط تعارف رسیده = هنگامی که سیگار به انتهایش می رسد می گویند.


- بی سیمچی رو زدن = وقتی تلفن همراه ناگهان قطع می شود گفته می شود


- بیلبورد = نهایت تابلو شدن

دوشنبه 25/6/1392 - 14:10 - 0 تشکر 646183

پ


- پاچه خوار = چاپلوس


- پا دادن = پذیرفتن پیشنهاد، آمار دادن


- پارازیت = سخن بی موقع، اختلال، مزاحمت


- پارس خود رو = سگی که راه می رود و پارس می کند.


- پاشنه ها را بالا بردن = لباس خود را مرتب کردن


- پایه بودن = حاضر به همراهی (همکاری) بودن. مثال: پایه ای؟ (حاضری؟، هستی؟)


- پدیده = کسی که خیلی تابلواست و کارهای عحیب می‌کند به تمسخر به او می‌گویند: فلانی پدیده‌ایه برای خودش!


-  پنیر = حشیش، جوینت، بنگ


- پوز زدن = رو کم کردن


- پوز زنی = رو کم کنی


- پیچاندن = رد کردن، از سر باز کردن، سرباز زدن از مسئولیت. مثال: باز که کلاسو پیچوندی!


-  پیچ پلیسی = کشیدن ترمز دستی و دور زدن ماشین

پنج شنبه 28/6/1392 - 23:21 - 0 تشکر 648396

سلام
چه جالب و عجیبن! اکثرن هم پسرونن...دخترها عمومن خوشگل تر حرف میزنن:دییی

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


جمعه 29/6/1392 - 15:22 - 0 تشکر 648674

عجب فرهنگ اصطلاحات به اصطلاح فرهنگباری
ممنون از ساقی رضوان عزیز
منتظر بقیۀ این مطلب و باقیِ مطالب زیبای شما هستیم
یا علی

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.