• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 4278)
دوشنبه 18/6/1392 - 21:29 -0 تشکر 641808
نگاهی به زندگی و آثار وحشی بافقی

اقنباس از: http://www.marizad.ir/tag

مولانا شمس الدین(کمال الدین) محمد وحشی بافقی از شاعران و نام آوران ایران در قرن دهم است. این شاعر از همان دوران زندگیش در ایران و هند به شهرت رسید و شعرش دست به دست می گشت.
دوره ی زندگی وحشی با شاه تهماسب صفوی، شاه اسماعیل صفوی و سلطان محمد خدابنده مصادف بود.
خانواده وحشی جزو خانواده متوسط بافق بود.
وحشی را گاهی کرمانی و گاهی یزدی گفته اند.
وحشی از مکتب برادرش و شرف الدین علی بافقی بهره برد.

دوشنبه 18/6/1392 - 21:32 - 0 تشکر 641809

شرف الدین علی هم از شاعران و ادیبان آن دوره و از مدیحه سرایان شاه تهماسب بود که دیوانی مشتمل بر قصیده و غزل در حدود چهار هزار بیت دارد. درباره ی این شخص، آذر بیگدلی نوشته است که: «به صفت کمالات مشهور جهان، بعد از هشتاد سالگی در قزوین در سنه ی 974 متوفی» شد. رباعی زیر از شرف الدین علی بافقی است: 
نفست به کمال دانش آراسته به 
افزونی تن مبین که تن کاسته به 
تن چیست تو را به طرف دامن گردی 
این گرد ز دامن تو برخاسته به 
وحشی بعد از فراگیری مقدمات علوم ادبی، از بافق به یزد و از آنجا به کاشان رفت و مدتی را در آن شهر به مکتب داری مشغول بود. بعد از مدتی، به یزد برگشت و در همانجا ساکن شد و به شعر و مدح پادشاهان آن شهر مشغول بود تا اینکه در سال 991 هجری در گذشت. « ملاقطب شده باف» در تاریخ مرگ او قطعه ای سروده است. همین تاریخ در چند قطعه ی دیگر که شاعرانی همانند میرحیدر معمایی گفته اند، تکرار شده است؛ پس در اینکه برخی سال مرگ او را 961و 992 نوشته اند؛ اشتباه است. 
درباره ی دلیل مرگ وحشی روایاتی وجود دارد که اگر درست باشد، مایه ی شگفتی خواننده می شود. مثلا اوحدی بلیانی و آذر بیگدلی گفته اند که او در اثر زیاده روی در باده نوشی در گذشت: « عرق تندی نوشید و خلعت بقا پوشید. » و یا نویسندگان خلاصه الافکار و ریاض الشعرا نوشته اند که او به مرض حمی محرقه... اتفاق افتاده... »آنچه مسلم است این است که این شاعر در یزد درگذشت و در همان شهر در کوی «سر برج»، به خاک سپرده شد و ظاهرا در همان زمان یا بعدا سنگی بر مزارش نهادند و این غزل وحشی را با این مطلع بر آن کندند: 
کردیم نامزد به تو بود و نبود خویش 
گشتیم هیچکاره ی ملک وجود خویش 
بعید نیست که همین غزل باعث رواج داستان کشته شدن وحشی به دست «معشوق خود» باشد! 
قبر وحشی در حوادث دهر و در طول زمان محو شد و سنگ قبرش از جایی به جایی برده شد تا اینکه امیرحسین خان بختیاری در سال 1328 خورشیدی که در آن زمان حاکم یزد بود، آن را از گلخن حمام صدر بیرون کشید و برای وحشی در ساختمان تلگرافخانه ی آن شهر بنای یادبودی ساخت و سنگ قبرش را بر آن نصب کرد؛اما اکنون معلوم نیست که این سنگ قبر وبنای یاد بود وهر نشانه ای دیگری، درکجا است.

دوشنبه 18/6/1392 - 21:32 - 0 تشکر 641810

خصوصیات روحی و ممدوحان وحشی بافقی 
وحشی شاعری بلندهمت، حساس، وارسته وگوشه گیر بود؛با وجود اینکه شاعران هم عصر اوبرای برخورداری از نعمتهای دربارگورکانی هند، امیران وبزرگان این دولت، به هند مهاجرت می کردند؛وحشی نه تنها از ایران بیرون نرفت؛بلکه حتی از بافق تنها مدتی به کاشان رفت وپس از آن؛تمام عمرش را در یزد اقامت کرد او شاعری را تنها برای بیان اندیشه ها و احساسات خود به کار می گرفت؛ نه برای کسب مال و زراندوزی. او دوره ی کمالش در شاعری را در یزد گذراند و برای به دست آوردن روزی خود، تنها رجال و بزرگان یزد و کرمان را مدح کرد. در دیوانش یک قصیده در مدح شاه تهماسب و ماده تاریخی درباره ی وفاتش دیده می شود؛ اما حامی واقعی او میرمیران، حاکم یزد بود. غیاث الدین محمد میرمیران، پسر شاه نعمت الله باقی، پسر امیرنظام الدین، نواده ی دختری شاه نعمت الله ولی بود. امیرنظام الدین مدتی وزیر شاه اسماعیل اول بود که در جنگ چالدران کشته شد. پسر امیرنظام الدین، نعمت الله باقی شوهر «خانش بیگم»، دختر شاه اسماعیل اول بود که به فرمان شاه تهماسب به عقد نعمت الله باقی درآمد و حاکم یزد شد و غیاث الدین محمد میرمیران پسر آن دو است. پسر غیاث الدین محمد، شاه خلیل الله نیز با صفیه سلطان، دختر شاه اسماعیل دوم ازدواج کرد، هم میرمیران و هم شاه خلیل الله، هر دو ممدوح وحشی بودند. 
از دیگر ممدوحان وحشی، یکی بکتاش بیک افشار، از خانواده ی حکومتی کرمان بود که دختر غیاث الدین محمد میرمیران را به زنی داشت؛ اما در پی مفسده جوییهای که کرد، کشته شد.

دوشنبه 18/6/1392 - 21:32 - 0 تشکر 641811

معاصران وحشی بافقی
وحشی با شاعران محلی دیگر هم عصر خود که در دستگاه حکومتی یزد بودند آشنایی و گاهی معارضه داشت. از جمله ی آنها و مهمتر از همه، مولانا موحدالدین فهمی بود که همیشه همدیگر را هجو می گفتند؛ به طوری که تقی الدین کاشی در خلاصه الاشعار ترکیب بند دراز فهمی را که در هجو وحشی سروده بود، آورده است. دیگر شاعر بزرگی که با وحشی معاصر بود، محتشم کاشانی رضوان الله تعای علیه است که بنا به روایت تقی الدین اوحدی در عرفات، این دو شاعر یکدیگر را «هجوهای رکیک کرده اند». از دیگر معاصران وحشی می توان از شجاع الدین غضنفر کاشانی کره جانی و تابعی خوانساری نام برد.

دوشنبه 18/6/1392 - 21:32 - 0 تشکر 641812

ویژگیها و اسلوب شعری وحشی 
کلیات وحشی بافقی بیشتر از نه هزار بیت است که شامل قصیده، ترکیب بند، ترجیع بند، غزل، قطعه، رباعی و مثنوی می شود. مقداری از قصیده های وحشی، در مدح شاه تهماسب، غیاث الدین محمد میرمیران، شاه خلیل الله، بکتاش بیک افشار، اعتمادالدوله عبدالله خان پسر میرزاسلیمان وزیر و مقداری نیز در منقبت و ستایش بزرگان دین است. ترکیب بندها و ترجیع بندهایش؛ به خصوص مربع و مسدس آنها، همگی ازجمله نظمهای دل انگیز دوره ی صفوی است. ساقی نامه ی طولانی او که به شکل ترجیع بند سروده، در نوع خود کم نظیر است که بعد از وحشی توسط شاعران دیگر با همان وزن و همان مضمون، بارها مورد تقلید و جوابگویی قرار گرفت. به همین اندازه، مسدس ترکیبهای او در شعر غنایی ارزشمند است و در نهایت زیبایی چنان ساخته شده که کمتر کسی از شعردانان پارسی زبان هستند که تمام یا قسمتی از آن را به خاطر نسپرده باشند. اگرچه وحشی مبتکر این نوع ترکیب بند نیست؛ اما در این شیوه، بر تمام شعرای شعرهای غنایی برتری دارد؛ به طوری که کسی در مقام استقبال و جوابگویی به آنها بر نیامده است. 
همچنین می توان این نوع از ترکیب بندها و ترجیع بندهای وحشی را نمونه ی خوبی از طرز وقوع در شعر پارسی دانست؛ زیرا در این نوع از اشعار وحشی، قدرت و توانایی شاعر در بیان حالات و احساساتی که در جریان دلدادگی شاعر به او دست داده و شرح ماجرای عشقی او، بسیار آشکار است و این طرز زیبای وقوع را با مهارتی بی نظیر در غزلهای خود نیز به کار برده است. با تمام این توضیحات که در مورد مسدس ترکیبها و مربع ترکیبهای او و قدرت بیان احساسات و عواطف شاعرانه ی وحشی گفته شد؛ باید گفت که غزلهای او سرآمد اشعارش است و از نظر ارزش و مقام، جزو رتبه های اول شعر غنایی فارسی است. در اکثر آنها، احساسات و عواطف شدید و درد و تألیم درونی شاعر با زبانی ساده و روان و دلپذیر با نیرومندی هر چه تمامتر، بیان شده است.

دوشنبه 18/6/1392 - 21:44 - 0 تشکر 641813

استقبال وحشی از مثنویهای نظامی گنجوی 
اما مثنویهای وحشی بیشتر به استقبال و در مقام جوابگویی به نظامی سروده شده است. دو مثنوی او به نامهای ناظر و منظور و فرهاد و شیرین به استقبال خسرو و شیرین نظامی است. مثنوی اول او، در 1569بیت و در سال 966 هجری به پایان رسید. مثنوی دوم او، بی شک یکی از شاهکارهای ادبیات دراماتیک فارسی است که در همان زمان حیات شاعر شهرت بسیار یافت؛ اما وحشی نتوانست بیش از 1070 بیت از آن را بسراید و کار ناتمام او را شاعر معروف قرن سیزدهم هجری، وصال شیرازی با افزودن 1251 بیت، به پایان رساند و بعد از وصال، شاعر دیگری به نام صابر، 304بیت دیگر بر این منظومه افزوده است. وحشی همچنین مثنوی معروف دیگری به نام خلد برین دارد که باز هم به پیروی از نظامی و بر وزن مخزن الاسرار است. همچنین از وحشی، مثنویهای کوتاه دیگری در مدح و هجو و مانند آنها باقی مانده که ارزش مثنویهای دیگر او را ندارد.

دوشنبه 18/6/1392 - 21:44 - 0 تشکر 641814

وحشی تواناترین شاعر طرز وقوع 
وحشی بافقی، بی شک یکی از شاعران بارز و نام آور عهد صفوی است که اهمیت او در سبک خاص بیان اوست. مضمونها و ظرایف شاعرانه و بیان احساسات و عواطف و نازک خیالیهای او آنچنان با زبانی ساده و روان بیان شده که گاه آنها را با زبان محاوره بیان می کند و گاهی چنان است که گویی حرفهای روزمره اش را می زند و همین، به شاعری او ارزش و اعتباز فراوان می دهد. او سعی می کند از استفاده ی بیش از حد اختیارات شاعری دوری کند و در عوض کوشش خود را برای بیان اندیشه ها و تفکرات عالی خود که بیشتر به همراه احساسات و عواطف گرم است به کار می گیرد. او زبانی ساده و پر از صداقت را برمی گزیند و همین دلیلی است که در عهد خود به عنوان تواناترین شاعر طرز وقوع محسوب می شود. 
مثنویهای او، به خصوص فرهاد و شیرن، بی شک در نوع خود کم نظیر است و دارای همان زبان ساده، صمیمی و دل انگیزی منظومه ی ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی است. 
در اشعار وحشی، واژه های مشکل و ترکیبهای عربی بسیار کم دیده می شود؛ اما به جای آن، از واژه ها و ترکیبهای رایج زمان خود بسیار استفاده کرده است. وحشی همچنین به صنایع و آرایه های لفظی نیز توجه نمی کرد؛ جز آنکه برای استواری کلامش ضروری بوده باشد. گرچه وحشی در مثنویهایش بیشتر از نظامی و در غزل، از غزلسرایان نام آور گذشته استقبال می کرد؛ اما خود نیز طبعی مبتکر داشت؛ چنانکه اکثر غزلهای او بعدها توسط شاعران دیگر مورد استقبال واقع شد.

دوشنبه 18/6/1392 - 21:44 - 0 تشکر 641815

بخشی از منظومه ی فرهاد و شیرین: 
الهی سینه ای ده آتش افروز 
در آن سینه دلی و آن همه سوز 
هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست 
دل افسرده غیر از آب و گل نیست 
دلم پرشعله گردان سینه پردود 
زبانم کن به گفتن آتش آلود 
کرامت کن درونی دردپرورد 
دلی در وی، درون درد و برون درد 
به سوزی ده کلامم را روایی 
کز آن گرمی کند آتش گدایی 
دلم را داغ عشقی بر جیبین نه 
زبانم را بیانی آتشین ده 
سخن کز سوز دل تابی ندارد 
چکد گر آب ازو آبی ندارد 
دلی افسرده دارم سخت بی نور 
چراغی زو به غایت روشنی دور

دوشنبه 18/6/1392 - 21:45 - 0 تشکر 641816

آه ، تاکی ز سفر باز نیایی 
آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ 
اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ 
شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد 
گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ 
کرده‌ای عهد که بازآیی و ما را بکشی 
وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ 
رفتی و باز نمی‌آیی و من بی تو به جان 
جان من اینهمه بی رحم چرایی، بازآ 
وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی 
گرچه مستوجب صد گونه جفایی، بازآ

دوشنبه 18/6/1392 - 21:45 - 0 تشکر 641817

من آن مرغم
من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را 
به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را 
نه دستی داشتم بر سر، نه پایی داشتم در گل 
به دست خویش کردم اینچنین بی دست و پا خود را 
چنان از طرح وضع ناپسند خود گریزانم 
که گر دستم دهد از خویش هم سازم جدا خود را 
گر این وضع است می‌ترسم که با چندین وفاداری 
شود لازم که پیشت وانمایم بیوفا خود را 
چو از اظهار عشقم خویش را بیگانه می‌داری 
نمی‌بایست کرد اول به این حرف آشنا خود را 
ببین وحشی که در خوناب حسرت ماند پا در گل 
کسی کو بگذراندی تشنه از آب بقا خود را

دوشنبه 18/6/1392 - 21:45 - 0 تشکر 641818

خیز و به ناز جلوه ده
خیز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز را 
چون قد خود بلند کن پایه‌ی قدر ناز را 
عشوه پرست من بیا، می زده مست و کف زنان 
حسن تو پرده گو بدر پردگیان راز را 
عرض فروغ چون دهد مشعله‌ی جمال تو 
قصه به کوتهی کشد شمع زبان دراز را 
آن مژه کشت عالمی تا به کرشمه نصب شد 
وای اگر عمل دهی چشم کرشمه ساز را 
نیمکتش تغافلم کار تمام ناشده 
نیم نظر اجازه ده نرگس نیم باز را 
وعده‌ی جلوه چون دهی قدوه‌ی اهل صومعه 
وحشیم و جریده رو کعبه‌ی عشق مقصدم 
در ره انتظار تو فوت کند نماز را 
بدرقه اشک و آه من قافله‌ی نیاز را

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.