• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 1658)
شنبه 16/6/1392 - 17:31 -0 تشکر 640719
فرهنگ واژه های بیگانه – فارسی

اقتباس از: http://fann-e-bayan.blogfa.com/cat-18.aspx

آسیب شناسی ، تهدیدها و آفت های زبان و بیان

 تلفظ نادرست واژه ها ، غلط های مشهور و رواج واژه های بیگانه

واژه نامه ی یبگانه – فارسی آریا ادیب که به یاری یک نرم افزار رایانه ای که ویژه ی نوشتن یک فرهنگ نامه برنامه ریزی شده است، در آینده به صورت دفتری انتشار خواهد یافت، از دید فنی امکان نمایش این واژه نامه در همه ی ابعاد و گنجایش آن در تارنمای اینترنتی وجود نداشت. از این رو من بر آن شدم تا با سوا کردن و نشان دادن نمونه هایی چند از این واژه ها برای هرکدام از حروف الفبا، خوانندگان را با این واژه نامه آشنا نمایم.

واژه نامه ای که در زیر برای آشنایی خوانندگان فراهم شده است کوتاه شده ی فرهنگ فراگیری است که دیرتر به شکل دفتری بیرون خواهد آمد. از این رو در این جا نه تنها به واژه هایی گلچین شده برای هرحرف الفبا، بلکه برای بسیاری از واژه ها نیز به نوشتن یکی دو معنی بسنده شده است. برای بسیاری از واژه ها نیز که هم معنی اسمی و هم مصدری دارد و با ( (اسم) مصدر ) نشان داده شده است و در بیش تر موارد تنها معنی اسمی و یا مصدری آن ها نوشته شده است. برای بسیاری از اسامی و افعال نیزکه دارای اشکال صرف و نحوی دیگری مانند صفت، قید، اشکال فاعلی، مفعولی، مرخم، اضافی و دیگر اشکال می باشد از نوشتن همه ی این اشکال برای هر واژه چشم پوشی شده و این کار تنها در دفتر اصلی که منتشر خواهد شد انجام گردیده است. من برای نمایش هرچه زودتر واژه نامه ی بیگانه - فارسی، بنا را برآن گذاشتم تا منتظر پایان کار نمانم و نخست واژه های نمونه را وارد تارنما نمایم و سپس اندک اندک و پیوسته واژه های به روز شده ی دیگری را از دفتر اصلی به فرهنگ نمایش داده شده در زیر بیافزایم تا دامنه ی بهره برداری از آن برای خوانندگان این صفحه رفته رفته گسترده تر گردد و در آینده نیز کوشش خواهم کرد تا فرهنگ نماش داده شده را پیوسته با واژه های تازه یافته، تازه ساخته و تازه به بازار زبان آمده نیز تکمیل و به روز نمایم.

در گردآوری و تالیف واژه نامه ی بیگانه – فارسی آریا ادیب از دوباره نویسیِ واژه های بیگانه ای که دیگر برابرِ جا افتاده ی آن ها در هر فرهنگ فارسی ای یافت می شود و نیازی به نوسازی نیز ندارد، پرهیز شده است و تنها واژه هایی در واژه نامه گرد آورده شده است که برابر فارسی آن ها یا به روز شده و نوتر گردیده، و یا آن که از بیخ و بن نو است و از این رو هنوز اندک به کار گرفته می شود.

پر روشن است که دسته ی بزرگی از این برابرهای نو هنوز باید از الک تاریخی زبان بگذرد و دوران جایگیرشدن خود را در واژگان زبان فارسی پشت سر بگذارد، زیرا از میان برابرهای نو برای واژه های بیگانه، تنها آن دسته ای برجای خواهد ماند که از بوته ی آزمایش درستی، رسایی و شیوایی سربلند بیرون آمده و در واژگان فارسی پذیرفته گردد.

همان گونه که در نوشته ی جداگانه ای نیز در این باره گفته ام، در نوشته های فارسی همیشه و همه جا هم نباید بر به کارگیری برخی از واژه های سره و ناب فارسی پای فشاری نمود و زیان به کاربردن برخی از این واژه ها برای دریافت درست درونمایه ی نوشته های فارسی، گاه افزون تر از سود آن ها می باشد. یک زبان زنده و پویا هیچ گاه بی نیاز از به کارگیری آن دسته از واژه های هنوز دقیق تر و رساتر بیگانه نیست و اگر چون این کند آرام آرام زایندگی، توانایی و پویایی خود را از دست می دهد و پیوندش با دانش و فرهنگ و ادب جهانی باریک و یا گسسته خواهد گردید. نمونه ی چون این زبانی نیز در جهان وجود ندارد. آریا ادیب

شنبه 16/6/1392 - 17:33 - 0 تشکر 640720

آ = آلمانی ا = انگلیسی ت = ترکی ر = روسی


ع = عربی ف = فرانسوی فا = فارسی ل = لاتین


ی = یونانی


آ - ا


آئرومتر aerometre (ف، اسم)= هوا سنج


آباژورAbat - Jour (ف، اسم) = پرتو افکن، سایبان، آفتابگردان


ابتکار (ع، (اسم)مصدر) = نوآوری


آبسه abces (ف، اسم) = دمل چرکی


آپارات Apparat (ر، اسم) = دستگاه


آپوتئوز Apotheose (ف، اسم)= پرستش انسان


اپیدمی Epidemie (ف، اسم)= مرگامرگ


آتاشه Attache (ف، اسم)= کارمند سفارتخانه


اتصال (ع، (اسم)مصدر) = پیوستگی، به هم پیوستن


آتلیه Atelier (ف، اسم)= کارگاه هنری


اتم Atome (ف، اسم)= پاریز


اتنوگرافی Ethnographie (ف، اسم)= نژادشناسی


آتو Atout (ف، اسم)= برگ برنده، بهانه


اتوبوسAutobus (ف، اسم)= همه بر


آتی (ع، اسم فاعل)= آینده


اتیکت Etiquette (ف، اسم)= برچسب


اثر (ع، اسم)= آفرینه، نشان


احتیاط (ع، (اسم)مصدر)= استوارکاری، دوراندیشی


احساس (ع، (اسم)مصدر)= سُهش، اندریافت، اندریافتن


احشاء (ع، اسم جمع)= اندرونه


احمق (ع، صفت)= کم خرد، کودن


احیا (ع، (اسم)مصدر)= باز زیست، زنده ساختن


اختصار (ع، (اسم)مصدر)= کوته نوشت، کوته سخن، کوتاه کردن


اختلاط (ع، (اسم)مصدر) = آمیزش، آمیختگی، آمیختن، درهم شدن


اختلاف (ع، (اسم)مصدر)= ناسازگاری، ناهمگونی


اختلال (ع، (اسم)مصدر)= نابسامانی، بهم خوردگی


آخرت (ع، اسم)= آن سرای، آن جهان


آخرین (ع فا، صفت نسبی) = بازپسین، واپسین


اخطاریه (ع، اسم ) = یاد برگ


آدامسAdams (ا، اسم) = سقز


آدرسAddress (ا، اسم) = نشانی


ادغام (ع، (اسم)مصدر)= از خودسازی، درهم سازی،همپیوندی


آدمیرالAdmiral (ا، اسم)= دریا سالار






شنبه 16/6/1392 - 17:33 - 0 تشکر 640721

ادویه (ع، اسم جمع ) = بوی افزار


اراده (ع، اسم) = خواست، آهنگ، خویشکاری


ارادی (ع، صفت)= بخواست


ارتباط (ع، (اسم)مصدر)= پیوستگی، بستگی


ارتداد (ع، (اسم)مصدر) = گم راهی، ازدین برگشتن


ارتوپدی Orthopedie (ف، اسم ) = شکسته بندی


ارتو گرافیOrthographie (ف، اسم)= درست نویسی


ارشد (فرزند) (ع، صفت تفضیلی) = (نخست زاده)، بزرگ تر، برتر


آرشیوArchives (ف، اسم)= بایگانی


ارگانیزهorganise (ف، صفت)= سازمانیافته


ارگانیسمOrganisme (ف، اسم)= سازواره، اندامه


ارگانیکorganique (ف، صفت)= اندامی، انداموار، پیکری


آرمArme (ف، اسم)= نشانه ی ویژه


آرکتیکArctic (ا، اسم)= شمالگان


آژانAgent (ف، اسم)= کارگزار، پاسبان


آژانسAgence (ف، اسم)= کارگزاری، نمایندگی


آسAs (ف، اسم) = تکخال


اساس (ع، اسم) = پایه، بنیاد، پی، شالوده


آسانسور Ascenseur (ف، اسم) = بالا بر، بالا رو


اسپایرالspiral (ا، اسم، صفت)= پیچه، مارپیچ مانند، مارپیچی


استاتیکstatique (ف، صفت)= ایستادی، ایستاده


استادیومStadium (ا، اسم)= ورزشگاه؛ دوره


استانداردStandard (ف، اسم)= هنجار، نمونه ی پذیرفته شده


استبداد (ع، (اسم)مصدر)= خودکامگی، خودسری


استحقاق (ع، (اسم)مصدر) = شایستگی، سزاواری


استحکام (ع، (اسم)مصدر) = استواری


استخدام (ع، (اسم)مصدر) = بکار گماشتن، بکارگیری


استخراج (ع، (اسم)مصدر) = بیرون آوردن


استراتژیکstrategique (ف، صفت)= راهبردی


استراحت (ع، (اسم)مصدر) = آسایش، آسودگی


استراق سمع (ع، (اسم)مصدر)= دزدیده گوش کردن


استرداد (ع، (اسم)مصدر)= بازپس خواستن، پس گرفتن


آستروئیدAsteroide (ی، اسم)= خرده سیاره

شنبه 16/6/1392 - 17:33 - 0 تشکر 640722

آسترونومیAstronomie (ا، اسم)= ستاره شناسی


استقامت (ع، (اسم)مصدر)= ایستادگی، پایداری


استقبال (ع، (اسم)مصدر)= پذیره شدن، به پیشواز رفتن


استقرار (ع، (اسم)مصدر)= جا گرفتن، استوار شدن، آرام گرفتن


استقلال (ع، (اسم)مصدر)= خودبودگی، ناوابستگی


استکبار (ع، (اسم)مصدر)= خود بزرگ پنداری، خودنمایی، گردنکشی


استیلStyle (ف، اسم)= سبک


استیناف (ع، (اسم)مصدر)= از سر گرفتن، دوباره آغاز کردن، وارسی


اسرار آمیز (ع، فا، صفت) = رازناک


اسراف (ع، (اسم)مصدر)= زیاده روی، فراخ روی، گشاد بازی


اسلوب (ع، اسم) = شیوه، روش


اسهال (ع، (اسم)مصدر)= شکم روش، بیرون روه


اسیر (ع، صفت)= در بند، گرفتار


اشاره (ع، (اسم)مصدر) = نُمار، نماردن


اشانتیونEchantillon (ف، اسم)= نمونه (ی کالا)


اشتباه (ع، (اسم)مصدر)= نادرست، بیراه


اشتهار (ع، (اسم)مصدر)= ناموری، بلندآوازی


اشتیاق (ع، (اسم)مصدر)= آرزومندی


اشکال (ع، (اسم)مصدر)= دشواری، سختی، پیچیدگی


اصطکاک (ع، (اسم)مصدر)= سایش


اصل (ع، اسم) = ریشه، بیخ، بن، بنیاد


اصلا (ع، قید)= از هیچ باره، هرگز، از بن، از بیخ


اصیل (ع، صفت) = ریشه دار


اضافه کردن (ع فا، مصدر) = افزودن


اضطراب (ع، (اسم)مصدر)= شوریدگی، بی تابی، آشفتگی، پریشان حالی


اطاعت کردن (ع فا، مصدر)= سرخم کردن، فرمان بردن


اعتراض (ع، (اسم)مصدر)= واخواهی، واخواست، خرده گیری


اعتراف (ع، (اسم)مصدر)= بروز دادن، خستو شدن


اعتقاد (ع، (اسم)مصدر)= باور، باور کردن


اعمال کردن (ع فا، مصدر) =-بکار بستن


اعزام کردن (ع فا، مصدر)= گسیل داشتن


اغراق (ع، (اسم)مصدر)= گزافگویی


افراط (ع، (اسم)مصدر)= زیاده روی، پی فراخی، تندروی، پر بود


افراطی (ع، صفت)= پی فراخ، گزاف گرا، گزاف اندیش، تند رو، پربودمنش، زیاده رو


افشاگری (ع-فا، اسم )= برون افکنی


افول (ع، (اسم)مصدر) = فرونشست


اقبال (ع، اسم) = بخت

شنبه 16/6/1392 - 17:34 - 0 تشکر 640723

اقلیت (ع، مصدر جعلی)= کمینه


اقیانوس (ی، اسم)= پهناب


اکتوئلactuel (ف، صفت) = به روز


اکثریت (ع، مصدر جعلی)= بیشینه


اکسورسیسمExorcisme (ف، اسم)= جن زدایی، جن گیری


اکسیداسیونOxydation (ف، اسم مصدر)= اکسایش


اکولو.ژیEcology (ف، اسم)= بوم شناسی


اکولوژیکecologique (ف، صفت)= بوم شناختی


اکونومیسیمEconomisme (ف، اسم)= اقتصاد باوری


الاستیکelastic (ا، صفت)= کشایند، کشدار،کشسان


الکترومغناطیس (ع، اسم)= رخشاهنجشی


الکترونElectron (ف، اسم)= رخشیزه


آلوتروپیAllotropy ( ا، اسم)= دگروارگی


آلیاژ Alliage (ف، اسم)= همبسته، همجوش


آماتورAmateur (ف، اسم)= هوسکار


امان (ع، (اسم)مصدر)= بی ترسی، زنهاری


امکان (ع، (اسم)مصدر) = شایش


املاء (ع، (اسم)مصدر)= درست نویسی


امنیت (ع، مصدر جعلی)= آبیمی، آسودگی، زنهار، ایمنی


امین (ع، صفت) = استوان


آناتومیAnatomie (ف، اسم)= کالبد شکافی


آنارشیAnarchie (ف، اسم)= هرج و مرج


آنارشیستAnarchiste (ف، صفت) = هرج و مرج خواه


آنتارکتیکAntarctic (ا، اسم)= جنوبگان


آنتروپولوژیAnthropologie (ف، اسم)= انسان شناسی، مردم شناسی


انتریگIntrigue (ف، اسم)= اسباب چینی


انتقام (ع، (اسم)مصدر)= پی ورزی، کینه توزی


انتقام گرفتن (ع فا، مصدر) = کین آختن


آنتی بیوتیکAnthibiotique (ف، اسم و صفت )= پادزی


آنتی تزAntithese (ف، اسم)= برابر نهاد


آنتیکantique (ف، صفت)= باستانی ، دیرینه، کهن سال


انحراف (ع، (اسم)مصدر)= کژدیسگی، کژروی، کجراهی، کج روی


انحطاط (ع، (اسم)مصدر) = فرو بودگی، پست شدن، به پستی گراییدن


اندیکاتورIndicateur (ف، اسم)= نشاندهنده


انعام (ع، اسم)= مژدگانی

شنبه 16/6/1392 - 17:34 - 0 تشکر 640724

انعکاس (ع، (اسم)مصدر)= بازتاب


انفجار(ع، (اسم)مصدر)= پُکش، ترکیدن


انقلاب (ع، (اسم)مصدر)= فراخیز


آوانسAvance (ف، اسم)= پیشی


اوپتی میسمOptimisme (ف، اسم)= خوشبینی


اومانیستHumaniste (ف، صفت)= انسانگرا


اهمال (ع، (اسم)مصدر) = سهل انگاری(کردن)، سبکسری (کردن)


ایده آلIdeal (ف، اسم)= آرمانی، دلخواه، بهین آرزو


ایده آلیستی (ف- فا، صفت)= پندارآمیز، آرمان گرا


ایده آلیسمidealisme (ف، اسم)= خواست اندیشی، آرمان گرایی، ایده باوری، مینوگرایی


ایدئولوژیک ideologique (ف، صفت) = اندیشه ای


آیرودینامیکAerodynamique (ف، اسم) = هوانیوگانی


ایزوتوپisotope (ف، صفت)=-هم جا


ایماژ Image (ف، اسم) = انگاره


ایمان (ع، اسم) = استوارداشت


ایمپولزImpulse (ا، (اسم)مصدر)= تکانه، برانگیزش


اینتر نت internet (ا، اسم)= رایا تار، تارکده


ایندکسIndex (ا، اسم)= نمودار، نمایه


ایندیویدوالیسمIndividualisme (ف، اسم)= فرد باوری

شنبه 16/6/1392 - 17:34 - 0 تشکر 640725

ب


بابت (ع، اسم)= باره، درباره، درخورد، سزاوار، شایسته


باتری Batterie (ف، اسم) ) = آتشبار


بارومتر Barometre (ف، اسم) = هواسنج


باسنBassin (ف، اسم) = لگن (خاصره)


باطل (ع، صفت) = پوچ، بی هوده، یاوه


باطن (ع، اسم)= اندرون، نهاد، سرشت


باطنی (ع. فا، صفت) = اندرونین، نهادین


باعث (ع، اسم فاعل) = برانگیزنده


بالاخره (ع، قید) = سرانجام


باند Bande (ف، اسم) = نوار، رشته، دسته، گروه، زمین ِ دراز


بانداژ Bandage (ف، اسم) = نوارپیچ، نوارپیچی


باندرول Banderole (ف، اسم) = نوار دراز و باریک، نوار چسب


بحث (ع، (اسم)مصدر) = گفتمان، کاوش


بخیل (ع، صفت) = زُفت


بدیل (ع، اسم)= جانشین


برانکار (ف، اسم) ) = تخت روان


بربریسمBarbarisme (ف، اسم)= بربر خویی


برعکس (فا. ع، صفت)= واژگون، وارونه


برق (ع، اسم)= رخشه، آذرخش، درخشندگی


برکت (ع، (اسم)مصدر) = فراوانی، افزونی، افزون شدن


برنش Bronche (ف، اسم)= نایژه


بُعد (ع، اسم) = دوری


بعضی (ع. فا، اسم) = برخی، پاره ای


بقیه (ع، اسم) = آن دیگرها


بکلی (فا.ع، قید )= از بیخ و بن


بلاتکلیف (ع، صفت) = دل اندروای


بلاغت (ع، (اسم)مصدر) = رسایی سخن، زبان آوری


بلیت Billet (ف، اسم) = پَتَه


بنا (ع، اسم) = سازه، ساختمان


به وجود آمدن (فا.ع، مصدر) = پدید شدن، پدید آمدن


بوروکراسیBureaucratie (ف، اسم)= اداره بازی


بیان کردن (ع فا، مصدر) = باز گفتن، باز نمودن


بیعانه (ع.فا، اسم مرکب)= پیش بها


بیلان Bilan (ف، اسم) = ترازنامه، سیاهه


بین المللی (ع، صفت)= جهان کشوری


بیوگرافیBiographie (ف، اسم) = زیست نامه، زندگی نامه


بیولوژی Biologie (ف، اسم) = زیست شناسی

شنبه 16/6/1392 - 17:35 - 0 تشکر 640726

پ


پاتریوتیسمPatriotisme (ف، اسم)= میهن پرستی


پاراگراف Paragraphe (ف، اسم) = بند


پارالل Parallele (ف، اسم)= هم رو، هم سو


پاساژ Passage (ف، اسم)= گذرگاه، بازارچه


پاگون (ر، اسم) = سردوشی


پانتومیم Pantomime (ف، اسم)= لال بازی


پاندول Pendule (ف، اسم)= آونگ


پانسمان Pansement (ف، اسم)= زخم بندی


پتانسیلPotentiel (ف، اسم و صفت) = توانش، نهانی


پراگماتیسمPragmatisme (ف، اسم) = کارکردگرایی


پرانتزParenthese (ف، اسم) = دوکمانک


پروپاگاندا Propaganda (ا، اسم) = آوازه گری، هوچی گری


پروتوتایپPrototype (ا، اسم) = پیش نمونه، پیش نمون، پیش گونه، پیش الگو


پروژکتور Projecteur (ف، اسم) = نورافکن، پرتو انداز


پروژکتیلProjectile (ف، اسم) = پرتابه


پروژکسیونProjection (ف، اسم) = فراافکنی، افکندگی، انداختگی


پروژه Project (ف، اسم) = فرانداز، پی ریزی، پیشنهاد


پروسهProces (ف، اسم)= روند، فراشد، فراگرد، فرآیند، شوند


پریز Prise (ف، اسم)= گیرک


پریود Period (ا، اسم)=دوره، گردش


پلی گامیPolygamie (ف، اسم) = چندگانی


پورنوگرافیPornographie (ف، اسم) = هرزه نگاری


پُز Pose (ف، اسم)= ریخت، رفتار، خودنمایی


پولی مِرPolymer (ا، اسم) = بَسپار


پودر Poudre (ف، اسم)= گَرد


پیک نیک (ف، اسم)= دانگی، دانگانه


پیگمنتPigment (ا، اسم)= رنگیزه، رنگدانه

شنبه 16/6/1392 - 17:35 - 0 تشکر 640727

ت


تابع (ع، اسم فاعل) = پی رو، دنبال کننده، دنباله رو، سپس رو


تاریخ (ع، (اسم) مصدر) – سالمَه


تاکتیک (ف، اسم)= رزم آزمایی، چاره ی جنگی


تئوریTheory (ا، اسم)= دیدمان، نگرش


تئولوژیTheologie (ف، اسم)= یزدان شناسی


تابلوTableau (ف، اسم)= نمایه


تامل (ع، (اسم) مصدر) – اندیشه کردن، دوراندیشی


تانی (ع، (اسم) مصدر) = درنگ کردن، آهستگی


تجربه (ع، (اسم) مصدر) = آزمودن، اروند


تحرک (ع، (اسم) مصدر)= پویندگی، پویایی، پویش


تحصیل (ع، (اسم) مصدر) = درس خواندن، دانش آموزی، دانش یابی


تحصیلکرده (ع فا، صفت) = دانش آموخته، دانش یافته


تحقیق (ع، (اسم) مصدر) = بررسیدن، بررسی، وارسی، پژوهش


تحلیل (ع، (اسم) مصدر)= گشودن، واکافت


تحول (ع، (اسم) مصدر)= دیگرگون شدن، فراگشت، دگردیسی، دگرگشت


تخصص (ع، (اسم) مصدر) = ویژه کاری، کارشناسی


تخمین (ع، (اسم)مصدر) = برآورد (کردن)، به گمان گفتن، سنجیدن


تخیل (ع، (اسم)مصدر) = پنداشتن، گمان کردن، پندار، پنداشت


تراکتور Tracteur (ف، اسم)= خیش کار


تربیت کردن (ع.فا، مصدر)= پرهیختن


ترتیب (ع، (اسم)مصدر) = چینش، راست و درست کردن


ترجیح دادن (ع.فا، مصدر)= برتر نهادن


ترفیع (ع، (اسم)مصدر) = بالابری، بالا بردن


ترکیب کردن (ع.فا، مصدر)= آمیختن، سرشتن


ترکیبی (ع.فا،صفت)= آمیخته، سرشته


ترمین علمیTerm (ا، ع. فا، اسم) = دانشواژه


ترویج (ع، (اسم)مصدر) =روادهی، روا کردن


تزThese (ف، اسم)= برنهاد، نهشت، گذاره، پایان نامه


تصور (ع، (اسم)مصدر) = انگاشتن، انگاره


تصور کردن(ع.فا، مصدر)= انگاشتن


تصور شده (ع. فا، اسم مفعول)= انگاشته، انگارده


تضاد (ع، (اسم)مصدر)= همستاری، ناسازگاری


تضامن (ع، (اسم)مصدر) = همبایستی


تعصب (ع، (اسم)مصدر)= رگ مرداری


تعمق (ع، (اسم)مصدر)= ژرف اندیشی


تغییر (ع، (اسم)مصدر)= دگرکونی


تفاوت (ع، (اسم)مصدر)= ناهمسانی، ناهمگونی، جدایی، دوری، ناهمی، ناهمانی


تفریح (ع، (اسم)مصدر) = خوشی، شادمانی، شادمانی کردن


تقریبا (ع، قید)= کمابیش، نزدیک به، پیرامون ِ


تقویم (ع، اسم) = گاهنامه، روزشمار، سالنما


تقویت (ع، (اسم)مصدر)= نیرومند کردن


تکلیف (ع، (اسم)مصدر)= بایسته


تکنولوژیTechnologie (ف، اسم) = فن آوری


تکنیک Technique (ف، صفت) = فنی، کار فنی


تلافی (ع، (اسم)مصدر) = باز نهش


تلفظ (ع، (اسم)مصدر)= واگفتن، واگفت، واگویی، فراگویی


تلفنTelephone (ا، اسم)= دورگو


تلکسTelex (ا، اسم)= دورنویس


تلگرافTelegraph (ا، اسم)= دور نگار


تلگرامTelegram (ا، اسم)= دورنگاشته


تلویزیونTelevision (ف، اسم)= دوردیس، دور نشان


تله پاتیTelepathy (ا، اسم) دور هم اندیشی


تِمTheme (ف، اسم)= درون مایه، زمینه، فرهشت


تماما (ع، قید)= یکسره


تمرین (ع، (اسم)مصدر) = بوزش، نرم کردن، ورزش دادن


تمنی (ع، (اسم)مصدر)= آرزومندی، درخواست


تنبیه (ع، (اسم)مصدر)= آگاه کردن، گوشمالی، توزش


تنظیم (ع، (اسم)مصدر)= چیدمان


توجه (ع، اسم) = رویکرد


تور Tour (ف، اسم) = گردش، دوره گردی، گشت


توریسمTourisme (ف، اسم) = گردشگری، گشتگری، جهانگردی


توزیع (ع، (اسم)مصدر) = وابخشیدن


توضیح (ع، (اسم)مصدر)= بازگفت، فرانمود


توطئه (ع، (اسم)مصدر)= زمینه سازی (کردن)، بند و بست


توقع (ع، (اسم)مصدر)= چشمداشت، امید و خواهش


توقیف (ع، (اسم)مصدر)= بازداشت (کردن)


تولید(ع، (اسم)مصدر)= زایاندن، ایجاد گری


تونل Tunnel (ف، اسم) = دالان


تهاتر (ع، (اسم)مصدر)= پایاپای


تهدید (ع، (اسم)مصدر)= ترسانیدن


تیپ Type (ف، اسم) = نمونه، گونه


تیترTitre (ف، اسم)= نهند


تیراژ Tirage(ف، اسم)= کشش، شماره ی چاپ

شنبه 16/6/1392 - 17:36 - 0 تشکر 640728

ث


ثابت (ع، اسم فاعل)= پایدار، پا بر جا، استوار


ثبات (ع، (اسم)مصدر)= قرار، پایداری، استواری


ثروت (ع، اسم) = دارایی، داشته


ثقل (ع، (اسم)مصدر)= سنگین شدن، سنگینی


ثلث (ع، اسم) = سه یک


ثمر (ع، اسم) = بار، میوه


ثناء (ع، اسم) = ستایش، درود


ثواب (ع، اسم) = پاداش، مزد

شنبه 16/6/1392 - 17:36 - 0 تشکر 640729

ج


جاذب (ع، اسم فاعل)= رباینده، کشاننده


جاذبه (ع، اسم)= هنجش، ربایش


جامد (ع، صفت)= بربسته


جامع (ع، اسم فاعل)= فراگیر، گردآور


جایز (ع، صفت)= روا


جبران (ع، اسم، جعلی) = بازنهش


جزء (ع، اسم)= بهر


جزییات (ع، اسم، جمع)= ریزگان


جذاب (ع، صفت)= گیرا


جذب (ع، (اسم)مصدر)= ربایش، گیرایی


جذبه (ع، اسم)= کشش


جذر (ع، اسم)= بیخ، ریشه


جرات (ع، (اسم)مصدر)= دلیر شدن، دلیری، بی باکی، گستاخی


جُرم (ع، اسم)= بزه، گناه


جزیره (ع، اسم)= آداک، آبخو


جسد (ع، اسم) = کالبد، تن مرده


جسمانی (ع، صفت نسبی)= تنکرد


جعلی (ع، فا، صفت)= ساختگی


جغرافیا (ع، اسم)= گیتاشناسی


جعرافیایی (ف، ع، فا، صفت)= گیتایی


جلد (ع، اسم)= پوشانه


جلسه (ع، اسم)= نشست


جمعه (ع، اسم)= آدینه


جمعیت (ع، (اسم)مصدر)= گرد آمدن، مردمگان


جنون (ع، (اسم)مصدر)= دیوانه سری، دیوانگی

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.