معانی دستوری مرتبط با مقوله ی فعل:
فعل جمله هسته جمله به شمار می رود و تمام عناصرجمله حول آن قرار دارند و با معانی دستوری زیادی نظیر(زمان، وجه، شمار، شخص، نمود و جهت)در ارتباط است.
-زمان (نگرش زمان وقوع فعل): این که رخداد فعل در چه زمانی وقوع یافته را ممکن است به صورت تصریفی یا واژگانی نشان داده شود. زمان فعل معمولا بین گذشته، حال و آینده واقع می شود.
با افزودن یک پسوند به «ستاک» یا «بن» فعل می توان فعل را در زمان گذشته به کار برد. مثال:
خَر(بن)+ید(پسوند)=خرید(گذشته)
کُش(بن)+ت(پسوند)=کشت(گذشته)
اُفت(بن)+اد(پسوند)=افتاد(گذشته)
البته نباید از نظر دور داشت که ساخت بعضی از افعال در زمان گذشته کاملا بی قاعده است.مثال:
بین(بن)=دید(گذشته)
ریز(بن)=ریخت(گذشته)
پز(بن)=پخت(گذشته)
این تبدیل،در زبان انگلیسی با پسوند«ed» صورت می گیرد مثل:
Fail + ed = Failed
البته در اینجا نیز ساخت بعضی از افعال در زمان گذشته کاملا بی قاعده است.مثال:
Go = Went
-وجه(نگرش گوینده به محتوای یک عمل یا رویداد): افعال دارای وجه اخباری، التزامی و یا امری هستند. وجه فعل از طریق تصریف و افعال وجهی، قابل تشخیص است. مثال:
او به دانشگاه می رود (وجه اخباری)
او [باید] به دانشگاه برود(وجه التزامی)
به دانشگاه برو(وجه امری)
وجه هر سه جمله از منظر صرفی نمود یافته است. در جمله ی اول خبری داده شده؛ در جمله ی دوم الزام و التزامی به وجود آمده و در جمله ی سوم دستوری صادر شده است.
گاهی نیز برای نشان دادن وجه فعل از افعال وجهی استفاده می کنیم. کلمه هایی مثل «شاید» و «باید» که به لحاظ تاریخی فعل بوده اند و حتی صورت های بزرگ تر مانند «ممکن است»، برای ساخت وجه التزامی به کار می روند.
[شاید]به دانشگاه برود
[باید]به دانشگاه برود
[ممکن است]به دانشگاه برود
-جهت(چگونگی جریان عمل فعل بین فاعل و مفعول): جهت فعل را از طریق تصریف فعل، آرایش کلمات و با کمک یک فعل کمکی(معین) نشان می دهند.
در جمله ی «علی در را باز کرد»، جهت فعل مشخص است. این جمله یک جمله ی «معلوم» است که هم فاعل دارد و هم مفعول.«علی» فاعل و «در» مفعول جمله است. اما در جمله ی «در باز شد»، جهت ناپیداست. این گونه جملات را «مجهول» می گوییم؛ به عبارت دیگر مشخص نیست که چه کسی در را باز کرده است. گاهی نیز با این که جهت فعل مجهول نیست اما باز هم جریان عمل فعل بدون فاعل است. مانند جمله ی «دستم برید». جهت این گونه از جملات را «میانه» می گوییم.