• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
کد: 51789

پرسش

سلام آقای باستانی خسته نباشید!
دوستی را دارم كه خدا را قبول ندارد و چون من از این بایت دل نگران او هستم خواهشمند است مرا یاری كنید زیرا بعد از اندكی همچون سوالات او بر وجودم نقش بست كه آیا خداوند وجود دارد؟خدا مرا لعنت كند كه بعد از 16 سال عمرم همچین حرفی را میزنم! خدا مرا لعنت كند.

پاسخ

دوست عزیز!
خدا شما را رحمت می كند كه در هنگام شك در اعتقادات دینی پی جوی آن می شوید و به دنبال حقیقت به جستجو می پردازید، و نگرانید كه نكند حقیقت را از دست بدهید.
اصلا نگران نباشید؛ كه به عنایت خدا به حقیقت ایمان دست خواهید یافت.
در هر صورت ما در این نوشتار به بیانی ساده وجود خالق را اثبات می كنیم. این بیانی است كه نگارنده با آن به باور اولیه رسیده است. قدمهای بعدی از سوی خود خدا عنایت می شود.
باور به وجود خدا و ایمان به او كاملا موجه و منطقی است.
اجمالا عرض می شود كه مطالعه در عالم هستی و دیدن این همه موجودات خلق شده، و توجه به طبیعت ـ مانند آسمان و زمین و دریا و كهكشانها ـ و به طور كلی، دیدن موجودات و مخلوقات دیگر، به هر انسان عاقل و متفكری می فهماند كه این همه موجودات نمی توانند بدون آفریننده و خالق باشند، و نمی شود كه بدون علت، و از سر اتفاق خلق شده باشند.
از طرفی، نظم بی نظیری كه در سراسر عالم وجود دارد ـ كه یكی از موارد ساده آن كه ما هر روزه با آن برخورد می كنیم پشت سر هم آمدن شب و روز است، بدون اینكه خللی در نظم و ترتیب آنها به وجود آید ـ چگونه بدون ناظم می تواند باشد. این نظم بی نظیر خود حاكی از ناظم و خالقی مدبر و حكیم دارد.
از اثر پی به مؤثر بردن، و از معلول به علت رسیدن، یك شیوه استدلال است. بعنوان مثال شما با دیدن دود می گوئید جایی آتش روشن كرده اند؛ یعنی بدون اینكه آتش را ببینید، حكم به بودن آن می كنید، چرا كه با دیدن اثر(دود) پی به وجود مؤثر(آتش) برده اید. اكنون با دیدن نظام عظیم آفرینش ـ این مجموعه ای كه انسان و حیوان و نبات و جماد و… را دربرمی گیرد ـ با نظم دقیق و موزون خود و همه آیات و نشانه هایی كه وجود دارند، آیا می توان در وجود خداوند شك كرد؟!!
به دو نكته توجه كنید:
1. ما در اثبات وجود خدا لزوما نمی بایست به دنبال ادله عقلی ـ به معنای فلسفی آن ـ باشیم؛ كه گاه ممكن است به عنوان دلیل فلسفی، یك بیان قابل خدشه باشد، ولی در عین حال دلیل وجدانی خوبی برای اقناع و ایمان ما شود.
مثلا، همین دلیل اخیر كه به اعتقاد نگارنده بهترین دلیل برای اثبات وجود خدا است ـ یعنی دلیل نظم ـ به این بیان مورد خدشه واقع شده كه اگر همه عوامل موجود در عالم را تبدیل به طاس های بازی كنیم، میلیاردها طاس خواهیم داشت. دلیل نظم می گوید نظم عالم بدین معنا است كه این میلیارها طاس كه ریخته شده همه شش آمده اند. و همین ثابت می كند كه خدایی هست كه همه را شش آورده، والا با ریختن طاس ها همه شش نمی آید. مستشكل در اینجا می گوید: آیا از نظر عقلی محال است كه ما میلیاردها طاس را بریزیم، و همه شش بیایند؟ البته نه؛ پس دلیل نظم مخدوش است.
جواب این بیان آن است كه احتمال آن كه میلیارها طاس همگی شش بیایند چقدر است؟ احتمال آن كسری است كه صورت آن یك و مخرج آن عددی است بزرگتر از میلیاردها میلیارد میلیارد میلیارد؛ یعنی احتمالی به كوچكی چیزی كه تصورش هم بسیار بسیار سخت است. در نقطه مقابل احتمال این كه خالقی آن را تنظیم كرده باشد كسری است حاصل تفریق آن كسر مزبور از عدد یك؛ یعنی احتمالی بسیار بسیار بزرگ. حال یك انسان در دو راهی ایمان و كفر، وجدان انسانیش به او چه می گوید؟ آیا جانب آن احتمال خیلی خیلی كم را بگیرد یا جانب این احتمال قریب به یك را؟
برادر عزیز!
بدون آن كه بخواهیم ادله برهانی و فلسفی بر وجود خدا را نفی كنیم، ما انسانها بر اساس وجدان انسانی خود تصمیم می گیریم، و تصمیم وجدان انسان در این مقامات واضح است. تخلف از این قضاوت حتما عامل خارجی ـ هوا و هوسی و یا القاء شبهه ای و یا انكار بدیهی ای ـ دارد؛ والا، در حال عادی انسان با وجدان خود به مخالفت برنمی خیزد. انكار در این موارد، در حقیقت درگیری با خود است!
به اعتقاد نگارنده اولین عاملی كه بذر ایمان را در دل انسان ها ـ همه انسانها ـ می كارد، این استدلال و مشابهات آن است، و نه استدلالهای عقلی كه پس از طی مقدمات پیچیده عقلی بدان می رسیم، یا نمی رسیم. به عبارت دیگر، این اولین اماره و آیت وجود خدا برای همه انسانها بوده است؛ و به همین خاطر در قرآن بر دلیل نظم تأكید شده و نه بر براهین مشكل فلسفی.
امیدواریم توانسته باشیم منظور خود را در این مطلب بیان كنیم. اگر باز هم خواستید، گفتگو را در این موضوع ادامه دهید.
2. در زمینه وجود داشتن خالق و آفریننده، باید گفت: كمتر كسی است كه به طور كلی وجود خداوند را انكار كند، بلكه آنها هم كه در مسأله الوهیت اختلاف دارند ـ مانند منكرین دین و یا مادیگرایان ـ هر كدام قائل به موجودی به عنوان خالق هستند، منتهی خالقی مطابق با اعتقاد خود. به عبارت دیگر كمتر كسی منكر وجود خالق است، تنها در اوصاف آن خالق اختلافاتی هست. یكی آن را در قالب بتی خلاصه می كند، و دیگری نه.
نگارنده مجال سخن در این باره را بسیار واسع و گسترده می بیند، ولی به جهت محدودیتهایی كه برای شما و ما هست، به همین بیان اكتفا می كند. در عین حال ما از ادامه گفتگو با شما، برادر عزیز، استقبال می كنیم.
دوست عزیز! شما می توانید با مطالعه كتب اعتقادی، در زمینه دین و اصول دین خود تحقیق نمایید.
از جمله كتبی كه در این راستا مفید هستند، كتاب "آموزش عقائد" استاد مصباح یزدی و "عقاید اسلامی" آیت الله سبحانی و "اصول عقاید" آیت الله مكارم شیرازی است.
اگر با این دید با دوستتان گفتگو كنید، به نظر می رسد موفقتر خواهید بود. البته این بیان جوی آرام می طلبد كه همه تنها خود را وامدار حقیقت و راستی بدانند؛ والا اگر كوچكترین عنادی در كار باشد این گفتگو به جایی نمی رسد. قاضی این میدان فطرت سالم انسانی است؛ و لذا مقدمه این نوع بیان خالی كردن خود از هوی و هوس است؛ و گاه این خلوص احتیاج به زمان دارد.
پیروز باشید.
مشاوره مذهبی ـ قم.

مشاور : موسسه ذکر | پرسش : سه شنبه 12/12/1382 | پاسخ : سه شنبه 19/12/1382 | | | 0 سال | معارف اسلامي | تعداد مشاهده: 70 بار

تگ ها :

UserName