کد:
34082
پرسش
با سلام و خسته نباشید
من یه مطلبی را تو یكی از سایت ها دیدم كه طرف امده بود به خدا كفر می گفت من می خواستم جواب این فرد رو بدم گفتم از شما كمك بگیرم و به بینم شما چطوری جواب این شخض رو میگید
دوما اگر ممكن است درباره اهورامزدا یكم توضیح بدید اصلا این چه كسی بود ادم بود یا اصلا وجود نداشت
مطالب اون پسر به شرح زیز می باشد :
به من می گفتند خدا بخشنده است ! خدا مهربان است ! محمد فرستاده خداست ! و از همین حرف ها كه هر روز تكرار می شود.
چه ساده باور كردیم و چه ساده دین را به انسان ها تحمیل كردند ! اگر واقعآ خدا با محمد حرف زده پس چرا با من و شما حرف نمی زند !
به فرض ای كه ما لیاقت ارتباط با خدا را نداریم !
پس چرا با مولوی با حافظ با خیام با .... حرف نزد !
بر فرض اینكه در آن دوره مردم چیزی نمی دانستند و پیامبران برای راهنمایی انسان ها فرستاده می شدند!
مثلآ امروز مردم همه چیز را می دانند ! پس چرا هم اكنون خداوند پیامبری برای ارشاد مردم نازل نمی كند . خدای من چه احمق بودیم تا به دیروز و به راستی چه قدر حقایق سخت است!
آن قدر كه از جواب دادن به آن تفره می رویم. زیرا هرگز جوابی وجود ندارد ! كی می دونه از كجا اومده به كجا می ره ؟برای چی اومده ؟
به ما گفته اند محمد بی سواد بوده ولی این تنها نحمد نبوده كه سواد خواندن و نوشتن نداشته بلكه تقربآ تمام مردم عرب این مشكل را داشته اند ! می دانید چرا؟ به خاطر اینكه اعراب خطی برای خواندن و نوشتن نداشته اند ! زیرا آنها در آن زمان هیچ نشانی از فرهنگ و تمدن نداشتند و البته هنوز هم ندارند ! زیرا حیواناتی بیش نیستند ! آنها حتی شباهتی به انسان ندارند.
و آیا می دانید قرآن به چه زبانی نوشته شده؟به زبان پهلوی پارسیان ! و جالب اینجاست كه این كتاب شعر را خود محمد هم ننوشته بلكه عده ای از دوستان محمد نوشته اند ! كه ظاهرآ كمی از سایر مردم بیشتر می دانسته اند. و به قول معروف عدهای مثلآ روشنفكر و آگاه !
بعد ها به مرور زمان توسط همین روشن فكران عده ای به فكر درست كردن خط كوفی افتاده اند.و طی چند سال این خط كامل شده و قرآن امروزی را درست كرده اند. البته هنوز هم این نوع خط ایراد های زیادی دارد !
سوالی كه برای من مطرح می شود این است: پس چرا ما باید خدا را به زبان عربی پرستش كنیم!چه دلیلی برای این كار وجود دارد؟ چرا ما به راحتی این دین راكه از اول هم مشكل داشته قبول كرده ایم؟ما كه خودمان دین داشتیم! مگر ایرانیان از قدیم اهورامزدا را پرستش نمی كردند؟مگر پدران ما زردشتی نبوده اند؟این دین شوم نزد ایرانیان چه می كند ! و به راستی كه اسلام عجب تآثیری بر ملت احمق گذاشته كه حتی حاظر به بحث در مورد این دین نیستند و به راستی باور كرده اند كه این جملات آسمانی هستند!
این ملت این قدر احمق است كه گمان می كنند این كتاب شعر معجزه است
بخشید ها ولی اگر ممكنه یه جواب دندان شكنی بدید كه دیگه جایی هیچ حرفی نباشه ممنونم
پاسخ
دوست عزیز!
این سخنان آنچنان سخیف است كه ارزش جوابگویی ندارد. جواب گفتن به چنین كسی این توهم را در او ایجاد می كند كه كلام قابل اعتنایی گفته است، و بیشتر او را ـ كه به نظر نمی رسد سر تواضع برای حرف حساب خم كند ـ جری و پرخاشگر می كند.
حتی رفتن به این سایتها و افزایش شماره مراجعین به آن، آنها را خوشحال می كند.
كسی كه این اراجیف را گفته، بیش از آن كه به جواب علمی احتیاج داشته به ارتباطی صمیمی برای تسكین این عصبانیت و پرخاشگری نیاز دارد. اگر چنین كسی را در محفلی خصوصی و صمیمانه یافتید با رویی گشاده ـ اگر در گوشه قلبش مجالی برای هدایت گذاشته باشد ـ او را به اخلاق نیك و تواضع نسبت به بشریت و فهم عمومی مردم و احترام به انسان ها فرابخوانید. مشكل او مشكل علمی نیست، بلكه شهوت عملی است!
او با این سخنان نه برای ایرانی، و نه برای اعتقادات آنان ـ و بلكه نه برای هیچ انسانی ـ ارزشی قائل نیست، و جالب است كه ما را به دین زرتشت دعوت می كند كه زمانی مورد پذیرش این مردم بوده است!
اگر مولوی و حافظ و خیام آنقدر بزرگند كه مستحق دریافت وحی می باشند، اعتقادات آنان نباید متهم به شوم بودن شود! و ملتی كه اینان را بزرگ می شمرند احمق فرض شوند! آن هم ملتی كه در اول كلامش می گوید چرا به آنان وحی نمی شود! علی القاعده این ملت صاحب اهورامزدا! تا این حد شعور دارد كه اهورامزدایش را به هیچ و پوچ ندهد!
دوست عزیز! تنها كسی می تواند ادعای حرف حساب داشته باشد كه نسبت به حقیقت متواضع باشد. و خود را عقل كل نداند. كسی كه تنها برای سخن گفتن داشتن زبان را كافی میداند، احتیاج به ارشاد اخلاقی دارد، نه هدایت علمی.
با این وجود مطالبی به عرض می رسد:
انسانها از حیث كمال دارای مراتب و درجاتی هستند. همین كه صاحب این كلمات بین مولوی و حافظ و خیام با سایر انسانها فرق می بیند، اعتراف به وجود همین مراتب است.
پیامبران الهی، علاوه بر عنایت ویژه خداوند نسبت آنها، از همه حیث از دیگر انسانها برتر و از نظر كمال بالاترند، و لذا این قابلیت را می یابند مستحق دریافت وحی الهی بشوند.
بنابراین این انتظار غیرمعقول و غیرعلمی است كه كسی گمان كند همه انسانها باید در حد پیامبر باشند تا به همه آنها وحی شود. دریافتهای انسان به حسب لیاقتهای او متفاوت است.
علاوه بر این، آنچه كه برای هدایت انسانها لازم است آمدن پیامبران الهی است برای ارشاد و راهنمائی بقیه انسانها به سوی سعادت و كمال، نه این كه همه انسانها مانند پیامبران الهی وحی شود.
برای همین كافی است تا تنها عده ای مورد وحی الهی واقع شوند. این كه به اهل بیت عصمت و طهارت وحی نمی شود، مستند به همین حقیقت است كه با آمدن دین خاتم نیازی به وحی باقی نمی ماند؛ از آن به بعد وظیفه انسانها فهم وحی و عمل به آن استز انسانهای كاملی مثل امامان نقش مفسر و معلم این وحی را خواهند داشت.
در جایی كه خداوند اشخاصی را بعنوان پیامبر و فرستاده خود می آورد و آنها را مأمور آوردن و تبلیغ دین و شریعت جدید می كند، و از طرفی برای بعد از رحلت آن پیامبر، امامانی معصوم قرار می دهد تا حافظ این دین الهی باشند و وظیفه تبلیغ و گسترش آن را برای دیگر انسانها به عهده بگیرند، دیگر جایی برای این اشكال نیست، كه چرا به دیگران وحی نمی شود. امامت ادامه رسالت است و تا روز قیامت استمرار دارد، و اكنون نیز این رسالت عظیم بر عهده دوازدهمین معصوم، حضرت حجت(عج) است و تا قیامت ادامه خواهد داشت. پس زمانی نمی ماند كه انسانها بدون رهبری و امام از طرف خداوند متعال باشند، پس نیازی به آمدن پیامبر جدید نیست. ولو در برهه ای به مصالحی از حضور ظاهری او محروم شوند.
اما در مورد "امی" و بی سواد بودن پیامبر اكرم(ع) باید گفت این بدان معنا نیست كه علمی نداشته و سواد خواندن نمی دانسته است، بلكه به این معنا است كه پیامبراكرم(ص) در جو جامعه آن روز تربیت نشده و تحت تأثیر فرهنگ آن زمان قرار نگرفته، بلكه آن حضرت تربیتی الهی داشته اند. معنای حقیقی امی بودن آن است كه پیامبر عصاره فطرت پاك انسانی است، و همانگونه پاك است كه نوزاد از مادر متولد شده خلوص و صفا دارد.
بی سواد بودن آن حضرت به این معنا است كه در جامعه آن روز كسی نبوده كه آن حضرت را تعلیم داده باشد و یا بر اثر فرهنگ آن زمان ایشان را تربیت كرده باشد. بنابر این دغدغه ایشان كه جامعه عرب بی فرهنگ بوده و كذا و كذا، لااقل در این مورد جایی ندارد.
این هم كه گفته عرب خط نداشته حرف بی اساسی است. معلقات سبع ـ یعنی اشعار هفتگانه عرب كه بر پوست نوشته شده و بر كعبه آویخته بوده ـ مربوط به دوران جاهلیت عرب است! بله خط رشد می كن، همانطور كه خط ـ و حتی زبان ـ در همه جوامع، در حال تغییر و تكامل است. جالب است بدانید عرب آن زمان از نظر زبان سرآمد همه ملل عالم بوده است، و هنوز زبان عربی از نظر غنای معنایی ـ یعنی قابلیت تحمل و القای معنا ـ از برجستگی خاصی در میان زبانهای دنیا برخوردار است. بنابر اعتراف اهل فن، زبان عربی یكی از وسیع ترین و جامع ترین زبان های دنیا است.
اما در مورد این كه چرا به زبان عربی با خدا صحبت كرد و او را پرستش نمود باید گفت: این تنها نماز است كه باید آن را به عربی خواند؛ آن هم مصالحی ـ از جمله حفظ شاخصی برای عدم انحراف در حقیقت و شكل عبادات و همچنین هم شكلی مسلمانان در عبادت ـ داشته است. به عبارت دیگر، عربی خواندن نماز علاوه بر آن كه رمز وحدت و نشانه یگانگی مسلمانان است، آن را از دستبرد و تحریف و آمیخته شدن به خرافات نگاه می دارد و به این وسیله روح این عبادت اسلامی محفوظ می ماند.
تنها نماز است كه باید به عربی خوانده شود؛ والا، پرستش خداوند كه منحصر به نماز خواندن نیست.
برعكس توهمی كه شده، اسلام با تأكید بر این نكته كه در هر حال به یاد خدا باشید و همه چیزتان را از خدا بخواهید، بر این نكته اصرار دارد كه عبادت و ارتباط با خدا منحصر به زمان و مكان و زبان و بیان خاصی نیست.
انسان می تواند خواسته ها و احتیاجات خود را، به طور مستقیم و با هر زبانی كه بخواهد با خدای خود مطرح نماید.
برای مطالعه در مورد دین زرتشت، می توانید به كدهای 14947 و 15272، در بخش تازه های مذهبی سایت مراجعه نمایید.
پس از مطالعه اگر با پرسش یا ابهامی مواجه شدید آن را برای ما ارسال نمائید.
پیروز باشید.
مشاوره مذهبی قم.
مشاور :
موسسه ذکر
| پرسش :
سه شنبه 13/8/1382
| پاسخ :
جمعه 23/8/1382
|
|
|
0
سال
|
معارف اسلامي
| تعداد مشاهده:
72 بار