- حباب وار براندازم از نشاط كلاه
- اگر ز روي تو عكسي به جام ما افتد
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
English Translation :
Like the (up-rising) bubble, up I cast my cap with joy,
First Mesra Translation:
If a reflection of thy face into the cup-- of ours falleth.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- اگر از روي تو عكسي بر جام ما بيفتد، مانند حباب از شادي كلاه خود را خواهم انداخت ،شكل برجسته حباب را بر سطح جام ، هنگام ريختن شراب ، به كلاه تشبيه كرده و تركيدن آن را به انداختن كلاه ، و با توجه به اينكه هنگام شادي كلاه را به هوا مي اندازند تصور كرده كه چون حباب ، عكس معشوق را در جام ديده از شادي كلاه خود را انداخته و فنا شده است ; زيرا حباب جز كلاه چيز ديگر نيست و با از ميان رفتن كلاه به كلي فنا مي شود،پس گويد اگر طوري در كنار من باشي كه عكس روي تو در جام من بيفتد ـ چهره تو را به هنگام سرخوشي ببينم ـ از شادي مثل حباب كلاه خود را خواهم انداخت ، و به بيان ديگر اگر معشوق را ببينم از شادي جان خود را تسليم خواهم كرد، **