- دلم خزانه اسرار بود و دست قضا
- درش ببست و كليدش به دلستاني داد
-
واژه نامه
English Translation :
The store of mysteries, was my heart; and (so that it might reveal naught), the hand of fate
First Mesra Translation:
Closed its door; and its key to that heart-ravisher (the true beloved)-- gave.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- دل من مخزن اسرار بود و دست روزگار در آن را بست و كليدش را به دست يك دلستان داد،دلستان : دلبر،يعني در دلم اسرار بسياري نهفته و محفوظ بود; سرنوشت در آن را بست و كليد آن را به دست كسي داد كه عشوه گر و دلستان بود،حاصل معني اينكه اسرار بسيار در دل نهفته دارم كه فقط در برابر دلبري و جمال حاضرم فاش سازم ، **