• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • و آنكه گيسوي تو را رسم تطاول آموخت
  • هم تواند كرمش داد من غمگين داد
واژه نامه
  • تطاول : درازدســــتي كـــــردن ، تـــعــــدي و گســــتاخي
  • تو : از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
English Translation :
Who taught thy tress the habit of being long,
First Mesra Translation:
To me, grief-stricken, the gift of his liberality, can also-- give.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- و آنكه راه و رسم درازدستي به زلف تو آموخت ; لطف و كرمش هم مي تواند حق من غمگين را بستاند،تطاول : دست درازي ، ظلم ; و به اين جهت كه وقتي زلف با بازي باد حركت مي كند درازتر مي شود و متجاوز به نظر مي آيد، صفت زلف قرار مي گيرد،تو در اين بيت و بيت پيشين ، چنانكه گفته شد، خطاب به شاه شجاع است و رسم تطاول همان جور و ستمي است كه در كشتن خواجه قوام الدين ، وزير خود روا داشته است ،اين دو بيت تحسين و توصيف جمال شاه شجاع است كه چنانكه مورخان نوشته اند بسيار جميل بوده است ، در هر يك از اين دو بيت يك جلوه از نمود زيبائي شاه را ترسيم مي كند و در نهايت ظرافت با انعكاس عاطفي خويش به آن پاسخ مي گويد، شاه و وزير هر دو مورد علاقه شاعرند، و اكنون وزير مغضوب واقع شده و به فرمان شاه كشته شده است ، شاعر ناگزير است عواطف خود را با ظرافتي بيان دارد كه هم رعايت جانب شاه شده باشد و هم اين كه رنجش خود را از ستمي كه بر وزير محبوبش روا داشته بيان دارد، **