- حسن روي تو به يك جلوه كه در آينه كرد
- اين همه نقش در آيينه اوهام افتاد
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- نقش :
تصوير، اثـــر، آلت بادي كوچكي بوده كه صداي پـــرنده را تـــــقـليد مي كرده ، مثــل تيــپـچه در شـــكار بـــلدرچــــــين
English Translation :
With that splendour that, in the mirror (of the ruby), the beauty of thy face made,
First Mesra Translation:
All this picture (of created beings that are illusory) into the mirror of fancy-- fell.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- زيبائي روي تو با يك جلوه كه در آينه كرد; اينهمه تصوير در آئينه تخيلات افتاد،عرفا دل آدمي را جايگاه جلوه و آينه جمال الهي مي دانند، مي گويد همين كه يكبار جمال تو بر آينه قلب انسان جلوه گري كرد، هر كس در خيال خود تصويري از آن ساخت ـ اين همه افكار گوناگون در زمينه الهيات و اديان و مذاهب به وجود آمد، **