- فتاد در دل حافظ هواي چون تو شهي
- كمينه ذره خاك در تو بودي كاج
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- دل :
سرچشـــمه جريـــان خون در بــدن است
English Translation :
In the head of Hafiz, the desire of a sovereign like thee hath fallen:
First Mesra Translation:
Would to Heaven he (Hafiz) were the humble slave of the dust of thy door!
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- در دل حافظ شوق ديدار شاهي چون تو افتاد، اي كاش حافظ كمترين ذره خاك در كوي تو بود،**