- هر راهرو كه ره به حريم درش نبرد
- مسكين بريد وادي و ره در حرم نداشت
-
واژه نامه
- حريم :
محدوده ، مكاني كه حمايت از آن واجب باشد
English Translation :
Every way-farer (holy traveller; or lover of God) who took not the path to the sacred enclosure of his door,
First Mesra Translation:
Unhappy, travelled the valley (of love); yet, the path to the sacred enclosure-- had not.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- هر سالكي كه به حريم يار راه نبرد; بيچاره راه را طي كرد و به حرم راه نيافت ،بُريدن : قطع كردن ، عبور كردن ، گذشتن ،عارف را با عابد مقايسه كرده مي گويد هر سالك راه عرفان كه مراحل را طي كرد و نتوانست به حريم معشوق برسد، مثل كسي است كه صحرا را طي كرد، ولي به حرم كعبه راه نيافت و حاجي نشد، **