- منم كه گوشه ميخانه خانقاه من است
- دعاي پير مغان ورد صبحگاه من است
-
واژه نامه
- خانقاه :
جايگاه و عبادتگاه صوفيان
English Translation :
Such a one am I that the tavern-corner is the cloister-- of mine:
First Mesra Translation:
The prayer from the Pir of wine-sellers is the morning task-- of mine.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- من آن كسم كه گوشه ميخانه را به جاي خانقاه برگزيده ام ; دعاي پير مغان را هر صبحگاه تكرار مي كنم ،خانقاه : كه به عنوان جايگاه و عبادتگاه صوفيان مكرر در حافظ آمده و در فرهنگ اشعار حافظ چنين تعريف شده است : محلي است كه درويشان و مشايخ در آن به سر برند و عبادت كنند و خوردنگاه نيز معني كرده اند، و گاه به حذف الف خانقه و خانگه نيز آمده است ،،، كلمه خانقاه را معرب خانگاه يعني سفره خانه و جاي غذا خوردن مي دانند،،، در حدود العالم (ص 54)،،، كلمه خانگاه به معني عام آن استعمال شده است و ربطي به صوفيه ندارد و اندر وي خانگاه مانويانست و ايشانرا نغوشاك خوانند،آقاي همائي ،،، مي نويسد ظاهراً مسلم است كه كلمه خانقاه اصلاً فارسي است و معرب خانگاه يعني محل خوردن (از خوان به معني خوردني و طبق غذا) و بعضي از خانه به معني منزل گرفته اند، مرادف منزلگاه و اساس و بناي خانقاه بر اين بوده است كه درويشان بي مسكن ، خاصه فقراء صوفيه به هر شهري وارد مي شوند، جاي و منزل و خوراكي داشته باشند و مصرف عمده موقوفات خانقاه ها همين اطعام فقرا و درويشان بوده است ، و از اين جهت در عمارت خانقاه ها كه نمونه هاي مخروبه اي از آنها در بلاد اسلامي مثل نطنز و اصفهان ديده مي شود اين آيه را كه در حكم اشعار اصلي خانقاه است كتيبه كرده اند: وَ يُطمِعُون َ الطَعام َ عَلي حُبِه ِ مسكيناً وَ يَتيماً وَ اسيراً، اِنَما نُطعِمُكُم لِوَجه ِ الله ِ لا نُريدُ مِنكُم جَزاءً وَ لا شُكوُراًو معني بيت اينكه من چنان كسي هستم كه به جاي اينكه مانند صوفيان ِ متظاهر به خانقاه بروم در گوشه ميخانه منزوي شده ام و به جاي اينكه مثل صوفيان خانقاه دعا بخوانم به پير مغان كه مباشر ميخانه است هر صبح دعا مي كنم ، **