- تو مگر بر لب آبي به هوس بنشيني
- ورنه هر فتنه كه بيني همه از خود بيني
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
English Translation :
Perchance, with desire (of Khilvat) by the marge of a pool, thou sittest not,
First Mesra Translation:
If not, every calamity, that thou experiencest, all thou experiencest from self-seeingness.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- مگر اينكه تو از روي هوس بر لب آبي بنشين ; و گرنه هر فتنه اي كه ببيني تماماً از اثر وجود خودت است ،با اين زمينه خيالي كه محبوب در باغي به تفرج مشغول است ، مي گويد چاره نيست جز اينكه هوس كني بر لب آبي بنشيني وگرنه اگر بر لب آب ايستاده باشي ، زيبائي قدت فتنه به پا خواهد كرد، به عبارت ديگر قد و بالاي تو فتنه است ، وقتي بر لب آب نشسته باشي ، فتنه نشسته و وقتي برخيزي فتنه بلند مي شود; زيرا جلوه اندام هوس انگيزت در كنار جوي آب بينندگان را منقلب مي سازد،مصراع دوم مجموعاً به اين نكته دقيق نيز اشاره دارد كه وقتي برخاستي عكس قامت در آب مي افتد و آن مايه فتنه را مي بيني ، **