- خدا زآن خرقه بيزار است صد بار
- كه صد بت باشدش در آستيني
-
واژه نامه
- خرقه :
خرقه در لغت به معني پاره و قطعه اي از جامه است ودر اصطلاح صوفيه عبارتست از جامه اي پشمين كه غالباّ از پاره هاي به هم دوخته فراهم آمده است
English Translation :
A hundred times, vexed is God with that Khirka,
First Mesra Translation:
Whereof, a hundred idols (of hypocrisy) are in-- a sleeve.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- خداوند از آن خرقه صد بار نفرت و بيزاري دارد; كه در هر آستين آن صد بت باشد،بُت نماد كفر و بي ايماني است و در آستين داشتن يعني آماده داشتن ، پس بت در آستين داشتن به تعبير مجازي يعني آمادگي داشتن براي كفر و بت پرستي ، اما احتمالاً اشاره به يك واقعيت محسوس نيز دارد، بنده گمان مي كنم منظور از آن پارچه هائي است كه از چين مي آورند و تصاوير كوچكي از پيكر انساني بر آنها نقش بود كه جبه بزرگان و مشايخ صوفيه را از اين پارچه ها مي دوختند، چنانكه در اين بيت سعدي آمده :يكي گفتمش اي خسرو نيكروز ز ديباي چيني قبائي بدوزبا توجه به حرمت تصوير در اسلام اين تصويرهاي انساني را بت تلقي كرده است ، بنده هنوز دليل و سندي براي اين حدس خود نيافته ام ، البته در خود حافظ شاهد وجود دارد:بيفشان زلف و صوفي را به پابازي و رقص آوركه از هر رقعه دلقش هزاران بت بيفشاني**