- تو پيك خلوت رازي و ديده بر سر راهت
- به مردمي نه به فرمان چنان بران كه تو داني
-
واژه نامه
- پيك :
قاصدي كه پــياده به دنبال سوار يا كاروان مي رفــته است
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- خلوت :
در لغت به معني تنهايـــي گزيدن است ودرعرفان به گفته نجم الدين رازي : بنـــــاي سلوك راه دين و وصول به مقامات يقيـن بر خلوت وعزلت است و انقطــاع از خلــق وجملگـي انبيــا و اوليــا در بدايت حــــال داد خلوت داده انــد تا به مقصود رسيده اند
English Translation :
The footman of the chamber of mystery, thou art; and on the head of the path, is my eye;
First Mesra Translation:
By manliness, not by order, urge in that way,-- that thou knowest.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- تو قاصدي هستي كه به خلوتگاه راز راه دارد، چشم بر سر راهت منتظر است ; با ادب و مردم داري نه با تحكم ، چنان كه خودت مي داني ، به سوي او اسب بران ،دنباله بيت پيشين و مخاطب هنوز نسيم صبح سعادت است ، چون نسيم به علت لطافت خود به همه جا نفوذ مي كند آن را قاصد خلوتگه راز دانسته است ، **