- از گل پارسي ام غنچه عيشي نشكفت
- حبذا دجله بغداد و مي ريحاني
-
English Translation :
Not a rose-bud of ease blossomed from my Persian clay;
First Mesra Translation:
Excellent! the Tigris of Baghdad; and the fragrant wine.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- از درخت گل پارسي غنچه عيشي براي من نشكفت ; چه خوب است رود دجله بغداد و شراب ريحاني ،گل پارسي : نام گلي است به غايت سرخ و خوش رنگ و آنرا گل صد برگ و گلنار فارسي هم مي گويند،مي ريحاني : شراب رفيق معطر، لطيف ، شراب سبز رنگ ، چنانكه در بيت زير از خاقاني آمده :ريزي به زير از آن مي ريحاني سرشك وز بوي جرعه كن دم ريحان صبحگاهاز گل پارسي ، شاه ممدوح خود را در فارس ، و از دجله بغداد و مي ريحاني ، احمد شيخ اويس ، سلطان جلايري را در نظر داشته ، مي گويد شاه ممدوح من در فارسي ارزش مرا نشناخت و عيش و سروري به من نبخشيد، خوشا وقتي كه به خدمت سلطان جلايري بغداد برسم ، **