- خيز تا خاطر بدان ترك سمرقندي دهيم
- كز نسيمش بوي جوي موليان آيد همي
-
واژه نامه
- ترك :
به معني مردم اهل تركستان است ، و در زبان فارسي كنايه از خوبرو است
English Translation :
Arise. To the saucy ones of Samarkand, let us give our heart;
First Mesra Translation:
For, from its breeze, the fragrance of the river Mulian (the Oxus) cometh-- anon.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- برخيز تا دل به آن ترك سمرقندي بسپريم ; كه از نسيم او بوي جوي موليان مي آيد،نسيم هم به معني باد ملايم و هم به معني بوي خوش و يا وزش معطر است و نسيمش در بيت نسيمي است كه از سوي ترك سمرقندي مي وزد و بوي خوش او را مي آورد،بوي جوي موليان آيد همي تضمين مصراعي از قصيده مشهور رودكي :بوي جوي موليان آيد همي ياد يار مهربان آيد همياين بيت را نجم الدين رازي نيز در مرصادالعباد آورده است و به گفته آقاي دكتر محمد امين رياحي اين بيت مشهور رودكي از اشعار معروف در نزد صوفيه بوده و قبل از مرصاد [العباد] نيز در كشف الاسرار ميبدي (ج 1ص 475)،،، آمده است ، معلوم مي شود اين بيت را صوفيه از يكديگر گرفته اند،غزل سراسر گوياي غم جانسوز شاعر از آشفتگي ها و ناامني هاي اجتماعي است و علي القاعده بايد مربوط به زمان يكي از جنگهاي خانگي شاهان سلسله آل مظفر باشد، چون شيراز بر اثر اين زد و خوردهاي مداوم ، از امن و آسايش تهي شده بود، شاعر به ياد امنيت و آباداني و زيبارويان سمرقند و بخارا مي افتد، قصيده بوي جوي موليان رودكي را كه يادآور روزگار امن و فضاي فرح بخش بخارا و آن نواحي است ، به خاطر مي آورد و وزن غزل را طوري انتخاب مي كند كه بتواند يك مصراع از قصيده رودكي را به عنوان نشانه اي از اين توجه ذهني در آن بگنجاند،گفته اند كه مراد از ترك سمرقندي در اين بيت تيمور است ، كه ترك و اهل سمرقند بوده ، دكتر غني نيز در تاريخ عصر حافظ اين نظر را طرح و تأييد مي كند، گرچه به نيكي نام بردن از چنين فاتح خونخواري از جانب شاعر دور از انتظار است ولي با توجهي كه تيمور ضمن فتوحات خود به عرفا و اهل علم داشته ، توجه شاعر به او و وجود چنين اشاره اي در شعر ناممكن نيست ، شايد همين توجه تيمور به عرفاي عصر خود از يك سو و كشمكشهاي مداوم شاهان آل مظفر كه امن و آسايش را از فارس سلب كرده بود، از سوي ديگر، اين توجه را در خواجه نسبت به او سبب شده باشد، حداقل تيمور خونخوار، ثبات و مركزيتي به كشور مي دهد كه زندگي مردم هر چند ماه يك بار از جانب يك مدعي سلطنت تاراج نشود و در واقع اظهار ارادت به تيمور نيست بلكه از نيش عقرب به مار غاشيه پناه بردن است ، و در باب توجه تيمور به عرفا در مجمل فصيحي آمده است كه تيمـور در خـراسان به مـحضر زيـن العـابدين ابوبكر تايبادي رفت و با اخلاص و احترام از او نصيحت شنود،،، و بـا ارادتـي كـه حافظ به زيـن العـابـدين تايبادي داشته دور نيست كه نظر احترامي هم نسبت به تيمور پيدا كرده باشد، و بر اين بيفزائيم كه تيمور در نخستين يورش خود به شيراز علامه مي رسد شريف جرجاني ، استاد خواجه حافظ را، با عزت و احترام روانه سمرقند نموده است ، نيز دكتر غني مي نويسد در سال 487 شاه شجاع نامه اي با هدايا براي امير تيمور فرستاد و در آن اظهار دوستي كرد، و امير تيمور در جواب نوشت كه خوب است براي تحكيم روابط دختري از خانواده تو با يكي از خانواده ما ازدواج كند و در نتيجه شاه شجاع دختر سلطان اويس ، نوه خود را به وسيله ايلچيان تيمور به جانب او فرستاد كه همسر اميرزاده پير محمد، پسر اميرزاده جهانگير، نوه تيمور شد،اين رابطه نيز نكته ديگري است گواه بر اين ذهن خواجه حافظ متوجه فاتح سمرقند بوده و امكان دارد ترك سمرقندي دربيت ،تيمورباشد، صرف نظر از اين اشاره تاريخي ، ترك در ادبيات فارسي كنايه از محبوب زيباست و ترك سمرقندي ، زيباروي اهل سمرقند است ، كه به زيبائي شهره بوده ، پس بيت را بدون در نظر گرفتن اشاره خاص آن هم مي توان معني كرد،**