- آدمي در عالم خاكي نمي آيد به دست
- عالمي ديگر ببايد ساخت واز نو آدمي
-
English Translation :
In this dusty world, to hand cometh not a man;
First Mesra Translation:
It is necessary to make another world, and a new-- a man.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- در عالم خاكي آدمي پيدا نمي شود; دنيائي ديگر بايد ساخت و آدم تازه اي ،مي گويد روي زمين كسي كه داراي صفات انساني باشد - واقعاً آدم باشد - يافت نمي شود، شايد مقتضاي اقليمي عالم خاكي اين است كه چنانكه بايد نمي تواند صفات انساني را پرورش دهد; پس دنيائي ديگر بايد ساخت و انساني با مشخصات اخلاقي ديگر،آدمي در وزنو آدمي تنها مفهوم جنسيت ندارد، بلكه مفهوم صفت آدميت دارد، يعني از نو بايد آدمي ساخت عاري از صفات زشت و شايسته اين مقام كه او را آدم بنامند،غزل چنانكه از فحواي سخن پيداست ، شكوه از اوضاع آشفته اجتماع است ، و چون بيشتر عمر شاعر در دوران شاهان آل مظفر گذشته و اين شاهان پيوسته بر سر تاج و تخت با هم در جدال بوده اند، علي القاعده مربوط به يكي از اين جنگهاست ، آشفتگي هاي پياپي اجتماعي ، شاعر فيلسوف را به اين انديشه مي اندازد كه به راستي خلقت عالم منطق و سامان درستي ندارد، و در سرشت آدم عيب و نقصي وجود دارد كه مانع از برقراري يك جامعه بر مبناي عدالت و انسانيت مي گردد، پس عالمي از نو مي سازد، با آدمي ديگر، **