- كتبت قصه شوقي و مدمعي باكي
- بيا كه بي تو به جان آمدم ز غمناكي
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- ترجمه مصراع اول :
- با چشم هاي گريان قصه اشتياق خويش را نوشتم
English Translation :
The tale of my desire, I wrote; and weeping was my eye:
First Mesra Translation:
Come; for, through sorrowfulness without thee, I am ready to die.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- قصه عشق خود را در حالي نوشتم كه چشمم گريان بود; بيا كه بي وجود تو از غم و اندوه به نهايت درجه استيصال رسيده ام ،مِدمَع به معني محل و مجراي اشك است ، **