- مستي عشق نيست در سر تو
- رو كه تو مست آب انگوري
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
English Translation :
(O father of lust!) not in thy head is love's intoxication;
First Mesra Translation:
Go (no access to me is thine); for, with the wine of the grape, intoxicated-- thou art.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- اگر به داشتن عقل عقيله شهرت داري ، از حول و حوش آنها كه بر اثر عشق ديوانه شده اند دور شو،عقيله در اصل به معني زن مخدره گرامي شريف نجيب است و سپس اتساعاً بر هر چيز نفيس شريف اطلاق كنند،،، و به گفته استاد فروزانفر عقيله در زبان پارسي به معني گرفتار و گرفتاري نيز استعمال مي شود:عقل را از عقيله باز شناس نبود هم چو فربهي آماسهر كه در بند قيلها افتاد عقل او در عقيلها افتاد،به اهل عقل مي گويد اگر به داشتن عقل شريف ، كه در عين حال پاي بند و مايه گرفتاري توست ، مشهور شده اي ، با اهل عشق و طريقت معاشرت مكن ، زيرا آنها ديوانه اند و راه آنان از راه عقل جداست ،مي تواند گفت كه عقيله را در معناي پاي بند و مُزاحم آورده و معناي شريف را به صورت طنز از آن خواسته است ، عقلي كه سبب گرفتاري است ولي شريف و عزيز تلقي شده است ،**