- تو خود چه لعبتي اي شهسوار شيرين كار
- كه در برابر چشمي و غايب از نظري
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- شهسوار :
سوار برگزيده ودلير
English Translation :
O dainty one, sorcery-player! what doll art thou thyself?
First Mesra Translation:
Neither in front of the eye art thou; nor hidden from vision art thou.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- تو چه لعبتي هستي اي سوار برگزيده شيرين كار; كه در برابر چشم مني ولي از نظرم ناپيدائي ،لعبت : آدمك خيمه شب بازي ، معشوق جذاب و بي نظير،مضمـون بيـت اشـاره بـه بازيگـري آدمكـهاي خيمه شب بازي دارد كه به سرعت برابر چشم تماشاگران ظاهر مي شوند و ناپيدا مي گردند، به معشوق مي گويد تو مانند عروسك خيمه شب بازي هستي ، در برابر چشم من ظ اهر مي شوي ، با شيرينكاري خود مجذوبم مي كني ، و به سرعت محو مي شوي ،و به تعبير عرفاني عكسي از روي معشوق بر ضمير ما مي افتد، اما پيش از اين كه بتوانيم آن را به حيطه ضبط آوريم محو مي شود، **