- صبر است مرا چاره هجران تو ليكن
- چون صبر توان كرد كه مقدور نماندست
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
English Translation :
For me, patience is the remedy for separation from thee. But,
First Mesra Translation:
How can one exercise patience when power-- hath remained not?
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- چاره دوري از تو براي من صبر است ; اما چگونه مي توان صبر كرد كه امكان آن نمانده است ، **