- حافظم گفت كه خاك در ميخانه مبوي
- گو مكن عيب كه من مشك ختن مي بويم
-
واژه نامه
- ختن :
ولايتي است نزديك كاشغر، در تركستان شرقي كه الان جزء تركستان چين است
- مشك :
ماده اي معطر وسياهرنگ كه از نافه آهو به دست مي آيد
English Translation :
To me, Hafiz spake saying: The dust of the tavern-door smell not :"
First Mesra Translation:
Say: " Censure not; for the (fragrant) musk of Khutan, I smell."
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- حافظ به من گفت كه خاك در ميخانه را بو مكن ; بگو بر من ايراد مگير زيرا مشك ختن استشمام مي كنم ،مراد از خاك در ميخانه مبوي اينكه سر خود را با فروتني بر در ميخانه چندان فرود نياور كه بوي خاك آن به مشامت برسد، و جواب اين است كه خاك در ميخانه براي من آنقدر عزيز و مطبوع است كه با مشك ختن برابري مي كند، براي اينكه مسأله را طرح نمايد با خود سؤال و جواب مي كند، ابتدا حافظ به خود نصيحت مي كند كه از ارادت ميخانه چشم پوشي كند زيرا مايه بدنامي است ، و خود جواب مي دهد كه قابل چشم پوشي نيست ، **