- عشوه اي از لب شيرين تو دل خواست به جان
- به شكرخنده لبت گفت مزادي طلبيم
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- دل :
سرچشـــمه جريـــان خون در بــدن است
- عشوه :
فريــب ، ناز و غمزه
English Translation :
From thy sweet lip, my heart with soul sought the way:
First Mesra Translation:
With sweet smile, thy lip said:-" A purpose, let us-- seek."
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- دل به قيمت جان خود از لب شيرين تو اشاره خوشي خواست ; لب تو با خنده اي شيرين گفت بيشتر مي ط لبم ،عشوه از لب ظ اهراً مراد حالتي است از لب كه تمنّي و ط لب را نشان دهد،مَزاد: افزودن ، افزودن قيمت ،مي گويد دل من به قيمت حيات من از لب تو تمناي عشوه اي كرد، لب تو با تبسم شيريني گفت بهائي بيشتر از جان مي خواهم ، **