- نقطه خال تو بر لوح بصر نتوان زد
- مگر از مردمك ديده مدادي طلبيم
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- لوح :
صفحه اي كه چيزي بر آن بنويسند
English Translation :
On vision's tablet, the point of thy (dark) mole, one cannot cast,
First Mesra Translation:
Unless, from the (dark) pupil of the eye, ink we-- seek.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- نقط ه خال تو را نمي توان بر صفحه چشم نقش كرد; مگر اينكه از مردمك چشم مركبي بخواهيم ،لوح : صفحه ،مداد: مركب ، نيز مصدر باب مفاعله از مدّ يُمدّ به معني ياري و كمك است ،نقط ه خال را به مناسبت سياهي و كوچكي با مردمك چشم مقايسه كرده ، مي گويد چنين نقط ه زيبائي را نمي شود بر صفحه چشم ترسيم كرد مگر اينكه از سياهي مردم چشم مركبي بخواهيم ،مقصود نشان دادن ارزش و مقام خال معشوق است ، و اينكه مثل مردمك چشم عزيز است ، پس چنان نقط ه زيبائي را تنها با مركب چشم كه آنهم مثل خال نقط ه اي زيبا و عزيز است مي توان بر صفحه چشم ترسيم كرد و در واقع اين نقط ه زيبا خود مردمك چشم است كه انعكاس خال معشوق به حساب آمده ، و اگر مداد را مدد و مساعدت معني كنيم ، معناي دومي به دست مي آيد و آن اينكه مگر به كمك مردمك چشم اين خال را تصوير كنيم ، و كمك مردمك چشم اينست كه پيوسته به خال معشوق نگاه كند چنانكه به مدل نقاشي مي نگرند،**