- تا سحر چشم يار چه بازي كند كه باز
- بنياد بر كرشمه جادو نهاده ايم
-
واژه نامه
- جادو :
جـــادوگـــر، بســـيار زيـــبا
- سحر :
افســون ، جـذابـيت و فـريـبـنـدگــي خـــاص
- كرشمه :
اشاره با چـشم و ابرو، غمزه
English Translation :
Let us see what sport the sorcery of the friend's eye maketh, for, again,
First Mesra Translation:
On the glance of sorcery, our foundation (of life),-- we have placed.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- تا ببينيم چشم ساحر يار چه بازي خواهد كرد، زيرا ما; اساس كار خود را بر ناز و كرشمه چشمان جادوگر او نهاده ايم ،جادو: جادوگر، كنايه از چشم يار در مصراع اول است ،مي گويد ما بناي كار خود را بر ناز و كرشمه چشم فريبنده يار نهاده ايم ، زندگي خود را بازيچه عشوه گري هاي چشم او كرده ايم ، نمي دانيم اين ساحر و جادوگر سرانجام با ما چه خواهد كرد، **