- بر ياد راي انور او آسمان به صبح
- جان مي كند فدا و كواكب نثار هم
-
واژه نامه
- نثار :
آنـچه بر سر يا در پــاي كســـي به عنوان هديه مي پاشـند
English Translation :
To the memory of his most illumined judgment, in the morning, the sky
First Mesra Translation:
Maketh sacrifice of (surrendereth) its own life; and the constellation, scattering-- also.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- آسمان به هنگام صبح با ياد آوردن رأي و تدبير روشن او; جان خود را فدا مي كند و ستاره هايش را هم نثار مي نمايد،عقل و رأي وزير را به خورشيد درخشان تشبيه كرده است ، و با توجه به اين كه با دميدن خورشيد جان شب به پايان مي رسد و ستاره ها مي ميرند، مي گويد به ياد رأي مثل خورشيد روشن اوست كه آسمان هنگام صبح جـان سـياه شـب را فـدا مـي كـند و سـتاره هايش را نثار مي نمايد، كه مراد ناپيدا شدن ستاره هاست ،حاصل معني اينكه : فكر وزير چنان روشن است كه وقتي آسمان به هنگام سحر يادي از آن مي كند سياهي شب به پايان مي رسد و ستاره هايش فداي آن مي شوند، **