- به تخت گل بنشانم بتي چو سلطاني
- ز سنبل و سمنش ساز طوق و ياره كنم
-
واژه نامه
- ساز :
ساخت و تركيب ، آلت موسيقي
- سنبل :
خوشه ، نيز نام گل خوشه اي سياه رنگي است كه تشبيه زلف به سنبل در ادب فارسي بيشتر از آن جهت است
- ياره :
بر وزن چاره ، دست برنجن را گويند وآن حلقه اي است از طلا ونقره وغير آن كه بيشتر زنان در دست مي كنند، النگو، دستبند
English Translation :
On the throne of the rose, I place a (beauteous) idol like a Sultan:
First Mesra Translation:
With the hyacinth, and the lily, the glory of collar and of bracelet-- I make.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- محبوب زيبائي را بر تختي از گل به سلطنت مي نشانم ; و از سنبل و سمن براي او گردن بند و دستبند فراهم مي كنم ،طوق : گردن بند،ياره : حلقه اي از طلا و نقره ، دستبند زنان ،مي گويد تختي از گل سرخ مي سازم و صنمي براي سلطنت راندن بر باغ بر آن تخت مي نشانم و از گل سنبل و سمن براي آن صنم دستبند و گردن بند مي سازم ، **