- تو خوش مي باش با حافظ برو گو خصم جان مي ده
- چو گرمي از تو مي بينم چه باك از خصم دم سردم
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
English Translation :
To Hafiz, kind be thou. To the enemy say:-"Thy life surrender:"
First Mesra Translation:
When on thy part, warmth I see, of the enemy cold of breath, mine, what fear?
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- تو با حافظ به خوشي بگذران و بگذار كه دشمن از حسادت بميرد; وقتي كه از تو محبت ببينم چه ترسي از دشمن بد زبان دارم ،دم سرد: بد زبان ، بد سخن ، **